27
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد اوّل

نيم نگاهى به سخنان پاپ

پاپ بِنِديكْت شانزدهم ، در تاريخ سه شنبه دوازدهم سپتامبر ۲۰۰۶ (۲۱ شهريور ۱۳۸۵) در دانشگاه «ويگزبورگ» آلمان ، در باب «پيوند عقل و دين» ، مطالبى ايراد كرد كه چكيده آن ، اين است :
طبيعت دين و ايمان مسيحى ، با عقل ، سازگار است و اروپا چنين طبيعتى دارد . به همين دليل ، مسيحيت با حكمت يونان ، كاملاً همسوست ؛ امّا اسلام در طبيعت خود ، با عقل ، سازگار نيست و به همين دليل مى كوشد تا عقيده خود را با «اكراه» بر مردم ، تحميل كند و مسئله جهاد نيز به همين جا بر مى گردد كه پيامبر اسلام ، خواسته است با شمشير ، دين خود را گسترش دهد . ۱ آنچه اكنون پاپ بر زبان آورده است ، نه آغازينِ اين گونه سخنان درباره پيامبر خداست و نه فرجامينِ آنها خواهد بود . چنان كه پيش تر اشاره كرديم ، اين موضع گيرى ها و گفتارها كه بى گمان از سَرِ غرض و برخاسته از مرض است ، از ديرينه ترين روزگاران كه آموزه هاى نبوى در صحنه زندگى انسان ها نشر و گسترش يافت ، به انگيزه معارضه با حقايق قرآنى و تعاليم وحيانى بر «بيان و بنان» كسانى كه «شب پره وار» ، گسترش شعاع آفتاب را بر نمى تابيدند ، رفته است ؛ امّا آقاى پاپ و همگِنانش بايد بدانند كه تَشت رسوايى اين گونه اظهار نظرها از بام عرصه تحقيق و انصاف ، فرو افتاده و رسواىِ خاص و عام گرديده است . اكنون برخى از خاورشناسان ، از سرِ انصاف به آنچه پيشينيان نوشته اند ، مى نگرند و عذر تقصير به پيشگاه محمّد صلى الله عليه و آله مى آورند . با اين همه ، بهترين و روشن ترين و قاطع ترين دليل و مستند انديشه ها، افكار، موضع ها(و اگر داراى مكتب باشند، مكتب ها و مسلك ها)ى

1.مطالب ياد شده ، چكيده سخنان پاپ است كه در نامه آية اللّه جعفر سبحانى خطاب به پاپ به نقل از سايت «شفاف» آمده است . متن سخنان پاپ كه در سايت واتيكان آمده ، به گونه اى اهانت آميز است كه از نقل آن معذوريم .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد اوّل
26

ادب آموزى و آموزش شما، به بهشت آورد؟ آنان مى گويند: ما به خير فرا مى خوانديم ؛ ولى خود به آن عمل نمى كرديم .
فصل يازدهم ، ويژه نماياندن جايگاه والاى عالمان است و فصل هاى دوازدهم و سيزدهم ، ويژه آنچه بر عالمان رواست ؛ مانند : عمل به آنچه مى دانند ، بردبارى ، رويارويى با بدعت و ستيز با آن و ... و نيز آنچه روا نيست ، مانند : گزافه گويى و داعيه دارى آنچه نمى دانند ، دنياگرايى ، ريا ، همسازى با سلطه و دمسازى با سلطه گران و ... .
در فصل چهاردهم ، از آنچه دانشوران بايد از آن تن زنند و عالمان بدان آلوده نشوند و دانشمندان در پى آن نباشند سخن به بيان آمده است مانند : عمل نكردن به مقتضاى علم ، برترى طلبى خودنمايى ، كاسبى كردن با دانش دينى ...
در فصل پانزدهم ، از «حقوق عالمان» سخن رفته است . آنگاه فصل شانزدهم است با عنوان نمونه اى از حكيمان و بالأخره با فصل هفدهم ـ كه ويژه چهره نمايى از عالمان بد و ناستوده و به تعبير روايات ، «علماء السوء» است ـ ، اين بخش پايان مى يابد . اين فصل به فرجام مى رسد با اين روايت كه :
العُلَماءُ رَجُلانِ : رَجُلٌ عالِمٌ آخِذٌ بِعِلمِهِ فَهذا ناجٍ ، و عالِمٌ تارِكٌ لِعِلمِهِ فَهذا هالِكٌ . و إنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَأَذَّونَ مِن ريحِ العالِمِ التّارِكِ لِعِلمِهِ... . ۱ دانشمندان ، دو گونه اند : مردى دانا كه به دانش خود ، عمل مى كند و اين ، نجات يافته است و دانشمندى كه دانش خود را وا نهاده و اين ، هلاك شده است ، و دوزخيان از بوى دانشمندِ وا گذارنده دانش خود ، اذيّت مى شوند ... .

1.الكافى: ج ۱ ص ۴۴ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۲ ؛ الفردوس : ج ۳ ص ۷۶ ح ۴۲۱۳ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7020
صفحه از 568
پرینت  ارسال به