321
دانش نامه عقايد اسلامي ج6

۴۸۲۹.امام على عليه السلام :ستايش ، از آنِ خدايى است كه او را حالتى از حالتى پيشى نگرفته، تا پيش از آن كه آخر باشد، اوّل گردد و پيش از آن كه باطن باشد، ظاهر گردد ... . هر آشكارى جز او باطن است و هر باطنى جز او ناپديدار.

۴۸۳۰.امام على عليه السلام :باطن بودن ظاهر بودنِ ، او را نمى پوشاند و ظاهر بودن ، او را از باطن بودن جدا نمى سازد . نزديك شد و [ در همان حالْ ]دور گشت ، بلندمرتبه شد و نزديك گشت ، ظاهر شد و [ در همان حالْ ] باطن گشت ، باطن شد و [ در همان حالْ ] هويدا گشت.

۴۸۳۱.الإمام الرضا عليه السلام :و امّا ظاهر [بودنِ خدا] از آن رو نيست كه او بر اشيا، با درآمدن بر فراز آنها و نشستن بر روى آنها و بلندى يافتن بر اوج آنها، برترى يافته باشد ؛ بلكه آن به دليل چيرگى و غلبه او بر اشيا و توانايىِ او بر آنهاست ، چون گفتار كسى كه مى گويد : «ظهرتُ على أعدائى وأظهرنى اللّهُ على خصمى ؛ بر دشمنانم چيره شدم و خدا مرا بر دشمنم چيره ساخت» كه از پيروزى و چيرگى خبر مى دهد. ظهور خدا بر اشيا، بدين سان است.
و وجه ديگر ، آن كه : او ظاهر است بر كسى كه او را بجويد ، و چيزى بر او پوشيده نمى ماند، و او تدبير كننده هر چيزى است كه آفريده. پس كدام ظاهرى آشكارتر و روشن تر از خداى والا و بلندپايه است؟ زيرا تو به هر جا رو كنى ، ساخته هاى او را مى يابى و نشان هاى او در [وجود] تو، تو را بى نياز مى كنند. امّا ظاهر ، در مورد ما [به معناى] آشكار به ذات خود و معلوم به حدّ خود است . پس [خدا و ما] در نامْ اشتراك داريم ؛ ولى در معنا مشترك نيستيم.
و امّا باطن [بودنِ خدا] به معناى رفتن به درونِ اشيا نيست به اين كه در بن آنها فرو رود ؛ بلكه باطن بودن درباره خدا [به معناى] راه يافتن به درون اشيا از نظر دانش، نگهدارى و تدبير است. مانند سخن گوينده : «أبطنتُهُ ؛ از آن آگاه شدم و راز نهان آن را دانستم» ؛ امّا باطن در مورد ما پنهان در شى ء پوشيده است و [خدا و ما ]در نامْ اشتراك داريم ؛ ولى معنا متفاوت است.


دانش نامه عقايد اسلامي ج6
320

۴۸۲۹.عنه عليه السلام :الحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم تَسبِق لَهُ حالٌ حالاً ، فَيَكونَ أَوَّلاً قَبلَ أَن يَكونَ آخِرا ، ويَكونَ ظاهِرا قَبلَ أَن يَكونَ باطِنا . . . كُلُّ ظاهِرٍ غَيرُهُ باطِنٌ ، وكُلُّ باطِنٍ غَيرُهُ غَيرُ ظاهِرٍ . ۱

۴۸۳۰.عنه عليه السلام :لا يُجِنُّهُ ۲ البُطونُ عَنِ الظُّهورِ ، ولا يَقطَعُهُ الظُّهورُ عَنِ البُطونِ ، قَرُبَ فَنَأى ، وعَلا فَدَنا ، وظَهَرَ فَبَطَنَ ، وبَطَنَ فَعَلَنَ . ۳

۴۸۳۱.الإمام الرضا عليه السلام :وأَمَّا الظّاهِرُ فَلَيسَ مِن أَجلِ أَنَّهُ عَلاَ الأَشياءَ بِرُكوبٍ فَوقَها وقُعودٍ عَلَيها وتَسَنُّمٍ لِذُراها ، ولكِن ذلِكَ لِقَهرِهِ ولِغَلَبَتِهِ الأَشياءَ وقُدرَتِهِ عَلَيها ، كَقَولِ الرَّجُلِ : ظَهَرتُ عَلى أَعدائي وأَظهَرَنِي اللّهُ عَلى خَصمي ، يُخبِرُ عَنِ الفَلجِ وَالغَلَبَةِ ، فَهكَذا ظُهورُ اللّهِ عَلَى الأَشياءِ .
ووَجهٌ آخَرُ أَنَّهُ الظّاهِرُ لِمَن أَرادَهُ ، ولا يَخفى عَلَيهِ شَيءٌ ، وأَنَّهُ مُدَبِّرٌ لِكُلِّ ما بَرَأَ ، فَأَيُّ ظاهِرٍ أظهَرُ وأَوضَحُ مِنَ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى؟ لِأَنَّكَ لا تَعدَمُ صَنعَتَهُ حَيثُما تَوَجَّهَت ، وفيكَ مِن آثارِهِ ما يُغنيكَ ، وَالظّاهِرُ مِنّا البارِزُ بِنَفسِهِ وَالمَعلومُ بِحَدِّهِ ، فَقَد جَمَعَنَا الاِسمُ ولَم يَجمَعنَا المَعنى .
وأَمَّا الباطِنُ فَلَيسَ عَلى مَعنَى الاِستِبطانِ لِلأَشياءِ ؛ بِأَن يَغورَ فيها ، ولكِن ذلِكَ مِنهُ عَلى استِبطانِهِ لِلأَشياءِ عِلما وحِفظا وتَدبيرا ، كَقولِ القائِلِ : أَبطَنتُهُ ، يَعني خَبَرتُهُ وعَلِمتُ مَكتومَ سِرِّهِ ، وَالباطِنُ مِنَّا الغائِبُ فِي الشَّيءِ المُستَتِرُ ، وقَد جَمَعَنَا الاِسمُ وَاختَلَفَ المَعنى . ۴

1.نهج البلاغة : الخطبة ۶۵ .

2.جَنَّ الشيءَ يَجُنّه : سَتَره (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۹۲) .

3.نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۵ .

4.الكافي : ج ۱ ص ۱۲۲ ح ۲ ، التوحيد : ص ۱۸۹ ح ۲ ، عيون أخبار الرضا : ج ۱ ص ۱۴۸ ح ۵۰ وفيهما «والباطن منّا بمعنى الغائب» بدل «والباطن منّا الغائب» وكلاهما عن الحسين بن خالد ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۳۵۸ ح ۲۸۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۱۷۸ ح ۵ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج6
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 43910
صفحه از 593
پرینت  ارسال به