531
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد اوّل

۷۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به حقيقت مى گويم : لقمان ، پيامبر نبود ؛ ولى بنده اى بسيار انديشمند و نيكو يقين بود . او خدا را دوست داشت . پس خدا هم او را دوست داشت و با دادنِ حكمت ، بر وى منّت نهاد .

۷۶۶.امام باقر عليه السلام :در ايّام فتح مكّه ، روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در محوّطه كعبه ايستاده بود كه هيئت نمايندگى قبيله اى ، به سوى ايشان آمدند و سلام دادند . ايشان فرمود : «از چه قبيله اى هستيد؟» .
گفتند : نمايندگان قبيله بكر بن وائل هستيم .
فرمود : «آيا خبرى از قُسّ بن ساعده اِيادى داريد؟» .
گفتند : آرى ، اى پيامبر خدا!
فرمود : «چه مى كند؟» .
گفتند : مُرد .
پيامبر خدا فرمود : «ستايش ، خدايى را كه هم پروردگارِ مرگ است و هم پروردگارِ زندگى . هر جانى ، چشنده مرگ است . گويى به قُسّ بن ساعده اِيادى مى نگرم كه در بازار عُكاظ بر شتر سرخْ مويش نشسته است و براى مردم ، خطبه مى خواند و مى گويد : اى مردم! گِرد آييد و چون گِرد آمديد ، خاموش شويد و چون خاموش شديد ، گوش دهيد و چون شنيديد ، بينديشيد و خوب بگيريد و چون گرفتيد ، به خاطر بسپريد و چون به خاطر سپرديد ، درست نقل كنيد .
هان! هر زنده اى ، مى ميرد و هر كس بميرد ، از دست مى رود و هر كس از دست برود ، ديگر نمى آيد . در آسمان ، خبرى و در زمين ، عبرت هايى است : سقفى افراشته و گاهواره اى نهاده و ستارگانى متحرّك و شبى در گردش و درياهاى پُر آب و ژرف .
قُس ، سوگند ياد مى كند كه اين ، بازيچه نيست و از پس اين ، شگفتى است . چگونه است كه مى بينم مردم مى روند و ديگر باز نمى گردند ؟ آيا به جايگاهشان خشنود شدند كه ماندند؟ يا چون رها شدند ، خفتند؟ قُس ، سوگند ياد مى كند ، سوگندى بى دروغ ، كه خداوند را دينى است كه بهتر از دين شماست » .
سپس پيامبر خدا فرمود : «خدا قُس را رحمت كند كه روز قيامت ، به تنهايى چون امّتى بر انگيخته مى شود!» و سپس فرمود : «آيا در ميان شما كسى هست كه برخى شعرهاى او را نيك بداند؟» .
يكى از آنها گفت : شنيدم كه مى گويد :

در نسل هاى پيشينِ در گذشته مان
براى ما عبرت هايى هست

آن گاه كه ديدم راه هاى رفتنى
براى مرگ هست كه بى بازگشت اند

و قبيله ام را ديدم كه از
بزرگ و كوچك ، به سوى آن ، روان اند

و آن كه مى رود ، نزد من باز نمى گردد
و از جاماندگان نيز كسى بر جاى نمى ماند

يقين كردم كه من هم ناچار ، ره سپارم
به همان جا كه قبيله ام رفته اند .

درباره حكمت و معرفت قُسّ بن ساعده اِيادى ، چنين رسيده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از هر كس از قبيله اِياد كه بر او وارد مى شد ، درباره حكمت هاى قُس مى پرسيد و به او گوش مى سپرد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد اوّل
530

۷۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :حَقًّا أقولُ : لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيًّا ولكِن كانَ عَبداً كَثيرَ التَّفَكُّرِ ، حَسَنَ اليَقينِ ، أحَبَّ اللّهَ فَأَحَبَّهُ ومَنَّ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ . ۱

۷۶۶.الإمام الباقر عليه السلام :بَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ بِفِناءِ الكَعبَةِ يَومَ افتَتَحَ مَكَّةَ إذ أقبَلَ إلَيهِ وَفدٌ فَسَلَّموا عَلَيهِ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَنِ القَومُ؟ قالوا : وَفدُ بَكرِ بنِ وائِلٍ .
قالَ : فَهَل عِندَكُم عِلمٌ مِن خَبَرِ قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ؟
قالوا : نَعَم يا رَسولَ اللّهِ .
قالَ : فَما فَعَلَ؟
قالوا : ماتَ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : الحَمدُ للّهِِ رَبِّ المَوتِ ورَبِّ الحَياةِ ، كُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ۲ ، كَأَنّي أنظُرُ إلى قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ وهُوَ بِسوقِ عُكاظٍ عَلى جَمَلٍ لَهُ أحمَرَ وهُوَ يَخطُبُ النّاسَ ويَقولُ :
اِجتَمِعوا أيُّهَا النّاسُ ، فَإِذَا اجتَمَعتُم فَأَنصِتوا ، فَإِذا أنصَتُّم فَاسمَعوا ، فَإِذا سَمِعتُم فَعوا ، فَإِذا وَعَيتُم فَاحفَظوا ، فَإِذا حَفِظتُم فَاصدُقوا .
ألا إنَّهُ مَن عاشَ ماتَ ، ومَن ماتَ فاتَ ، ومَن فاتَ فَلَيسَ بِآتٍ ، إنَّ فِي السَّماءِ خَبَراً ، وفِي الأَرضِ عِبَراً ، سَقفٌ مَرفوعٌ ، ومِهادٌ مَوضوعٌ ، ونُجومٌ تَمورُ ۳ ، ولَيلٌ يَدورُ ، وبِحارُ ماءٍ لا تَغورُ .
يَحلِفُ قُسٌّ ما هذا بِلَعِبٍ ، وإنَّ مِن وَراءِ هذا لَعَجَباً ، ما لي أرَى النّاسَ يَذهَبونَ فَلا يَرجِعونَ ! أرَضوا بِالمُقامِ فَأَقاموا ؟! أم تُرِكوا فَناموا ؟! يَحلِفُ قُسٌّ يَميناً غَيرَ كاذِبَةٍ ، إنَّ للّهِِ ديناً هُوَ خَيرٌ مِنَ الدّينِ الَّذي أنتُم عَلَيهِ .
ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : رَحِمَ اللّهُ قُسًّا يُحشَرُ يَومَ القِيامَةِ اُمَّةً وَحدَهُ .
قالَ : هَل فيكُم أحَدٌ يُحسِنُ مِن شِعرِهِ شَيئاً؟
فَقالَ بَعضُهُم : سَمِعتُهُ يَقولُ :

فِي الأَوَّلينَ الذّاهِبينَ
مِنَ القُرونِ لَنا بَصائِر

لَمّا رَأَيتُ مَوارِدَ
لِلمَوتِ لَيسَ لَها مَصادِر

ورَأَيتُ قَومي نَحوَها
تَمضِي الأَكَابِرُ وَالأَصاغِر

لا يَرجِعُ الماضِي إلَيَّ
ولا مِنَ الباقينَ غابِر ۴

أيقَنتُ أنّي لا مَحالَةَ
حَيثُ صارَ القَومُ صائِر

وبَلَغَ مِن حِكمَةِ قُسِّ بنِ ساعِدَةَ ومَعرِفَتِهِ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ يَسأَلُ مَن يَقدَمُ عَلَيهِ مِن أيادٍ مِن حِكَمِهِ ويُصغي إلَيهِ سَمعَهُ . ۵

1.مجمع البيان : ج ۸ ص ۴۹۴ عن ابن عمر ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۲۴ ؛ كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۴ ح ۳۷۸۶۵ نقلاً عن الديلمي وابن عساكر .

2.إشارة إلى الآية ۱۸۵ من آل عمران .

3.تمور : أي تذهب وتجيء (لسان العرب : ج ۵ ص ۱۸۷).

4.الغابر : الباقي (لسان العرب : ج ۵ ص ۳).

5.كمال الدين : ص ۱۶۶ ح ۲۲ عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار : ج ۱۵ ص ۱۸۳ ح ۸ وراجع : مروج الذهب : ج ۱ ص ۶۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7190
صفحه از 568
پرینت  ارسال به