آغاز حكمت ، ترك لذّت ها و پايان آن ، نفرت از چيزهاى نابود شدنى است .
و نيز مى فرمايد :
حَدُّ الحِكمَةِ الإعراضُ عَن دارِ الفِناءِ ، وَ التَّوَلُّهُ بِدارِ البَقاءِ . ۱ حكمت ، يعنى روى گرداندن از سراى ناپايدار و شيفتگى به سراى ماندگار .
اكنون با تأمّل در نقش حكمت در تكامل انسان ، روشن مى شود كه چرا خداوند متعال ، كالاى دنيا را ، هر چند بزرگ باشد ، اندك و ناچيز مى شمارد و مى فرمايد :
«قُلْ مَتَـعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ . ۲ بگو : كالاى دنيا اندك است» .
امّا حكمت را «خير كثير» مى نامد :
«يُؤْتِى الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْرًا كَثِيرًا . ۳ به هر كس كه بخواهد ، حكمت مى دهد و هر كه حكمت يابد ، بى گمان ، خيرى فراوان يافته است» .