از نظر اسلام ، علم ، نيازمند خرد است ؛ زيرا علمِ بدون خرد ، براى عالم ، زيانبار است و هر كه دانشش بر خردش فزونى يابد ، بارى بر او خواهد بود . ۱ كوتاه سخن ، اين كه : از نظر اسلام ، تنها راه تكامل مادّى و معنوى و سازندگى دنيا و آخرت و رسيدن به جامعه مطلوب و مقصد اعلاى انسانيت ، درست فكر كردن است و همه گرفتارى هاى انسان ، نتيجه نادانى و به كار نگرفتن انديشه است .
از اين رو ، در جهان پس از مرگ ، آنان كه به فرجام عقايد ، اخلاق و اعمال ناشايسته خود گرفتار مى شوند ، درباره ريشه گرفتارى هاى خود ، چنين مى گويند :
«وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِى أَصْحَـبِ السَّعِيرِ * فَاعْتَرَفُواْ بِذَمنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَـبِ السَّعِيرِ . ۲ و گويند : اگر [ سخن حق را] شنيده [و پذيرفته] بوديم يا خردورزى مى نموديم، در [ميان ]دوزخيان نبوديم. پس به گناه خود، اقرار مى كنند؛ و مرگ باد بر اهل جهنّم!» .
واژه «عقل» در لغت
واژه «عقل» در زبان عرب ، به معناى نگه داشتن ، باز داشتن و حبس كردن است ، همانند بستن شتر با عقال . ۳ همان گونه كه عقال ، شتر را از حركت بى جا باز مى دارد ، نيرويى در جان انسان به نام «عقل» وجود دارد كه او را از نادانى و لغزش در انديشه و عمل ، باز مى دارد . از