559
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۲۱۰۷.الطبقات الكبرىـ به نقل از داوود بن حصين ، در اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: او مردى بود كه از همه قوم خود ، جوان مردتر ، نيك خوتر ، خوش برخوردتر ، همسايه دارتر ، بردبارتر ، امانتدارتر ، راستگوتر و از بدزبانى و آزاررسانى دورترين بود . هرگز ديده نشد كه با كسى كشمكش و بگومگو كند ؛ زيرا خداوند ، خصلت هاى پسنديده را در او جمع كرده بود تا جايى كه قومش او را «امين» ناميدند و در مكّه غالبا با لقب امين از او ياد مى شد .

ج ـ راستگو

۲۱۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى مردم! بلدِ راه ، به كسان خود دروغ نمى گويد و من ، اگر هم دروغگو بودم ، [دستِ كم] به شما دروغ نمى گفتم . به خداوندى كه هيچ خدايى جز او نيست ، من فرستاده به حقّ خدا به سوى شما خصوصا و به سوى همه مردم عموما هستم. به خدا سوگند ، همان گونه كه مى خوابيد ، مى ميريد و همان گونه كه بيدار مى شويد ، برانگيخته خواهيد شد و مطابق كردارتان ، حسابرسى خواهيد شد و در برابر نيكى ، پاداش نيك خواهيد يافت و در برابر بدى ، كيفر بد خواهيد چشيد . بهشتِ جاويدان در كار است و دوزخِ هميشگى .

۲۱۰۹.الطبقات الكبرىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: چون آيه «و خويشان نزديكت را هشدار بده» نازل شد ، پيامبر خدا ، بالاى كوه صفا رفت و بانگ زد : «اى قريشيان!» .
قريش گفتند : اين ، محمّد است كه از فراز صفا فرياد مى زند . پس ، همگى جمع شدند و آن جا رفتند و گفتند : چه شده است ، اى محمّد؟
فرمود : «اگر من به شما بگويم كه در پشت اين كوه ، گروهى سواره هستند ، حرف مرا باور مى كنيد؟» .
گفتند : آرى . تو در ميان ما متّهم و بدنام نيستى و هرگز دروغى از تو نشنيده ايم .
فرمود : «اينك ، من شما را از عذابى سخت ، بيم مى دهم . اى فرزندان عبد المطّلب! اى فرزندان عبد مناف! اى فرزندان زهره!» و به همين ترتيب ، همه خاندان ها و تيره هاى قريش را نام برد [و ادامه داد : ]«خداوند به من فرمان داده است كه به خويشانِ نزديكم اعلام خطر كنم و من نمى توانم هيچ گونه سودى در دنيا و بهره اى در آخرت براى شما تضمين كنم ، مگر اين كه بگوييد : لا إله إلّا اللّه [و ايمان بياوريد]» .
در اين هنگام ، ابو لهب گفت : هلاكت باد تو را! براى همين ، ما را جمع كردى؟!
در اين هنگام ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ سوره «تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ» . . . را نازل كرد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
558

۲۱۰۷.الطبقات الكبرى عن داوود بن الحصينـ في صفَةِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: كانَ رجُلاً أفضَلَ قَومِهِ مُروءةً ، وأحسَنَهُم خُلقا ، وأكرَمَهُم مُخالَطَةً ، وأحسَنَهُم جِوارا ، وأعظَمَهُم حِلما وأمانَةً ، وأصدَقَهُم حَديثا ، وأبعَدَهُم مِن الفُحشِ والأذى ، وما رُئيَ مُلاحِيا ولا مُمارِيا أحَدا، حتّى سَمّاهُ قَومُهُ الأمينَ ، لِما جَمعَ اللّهُ لَهُ مِن الاُمورِ الصّالِحَةِ فيهِ ، فلَقد كانَ الغالِبَ علَيهِ بمَكّةَ الأمينُ . ۱

ج ـ صادِقٌ

۲۱۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أيُّها النّاسُ ، إنّ الرائدَ لا يَكذِبُ أهلَهُ ، ولَو كُنتُ كاذِبا لَما كَذَبتُكُم ، واللّهِ الّذي لا إله إلّا هُو إنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكُم حَقّا خاصَّةً ، وإلَى النّاسِ عامَّةً . واللّهِ لَتَموتونَ كما تَنامونَ ، ولَتُبعَثونَ كما تَستَيقِظونَ ، ولَتُحاسَبونَ كما تَعمَلونَ، ولتُجزَونَ بالإحسانِ إحسانا وبالسُّوءِ سُوءا ، وإنّها الجَنَّةُ أبَدا والنّارُ أبَدا . ۲

۲۱۰۹.الطبقات الكبرى عن ابن عباس :لَمّا اُنزِلَت : «وأنْذِرْ عَشيرَتَكَ الأقْرَبينَ» ۳ صَعِدَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله علَى الصَّفا فقالَ : يا مَعشَرَ قُريشٍ ، فقالَت قُرَيشٌ : محمّدٌ علَى الصَّفا يَهتِفُ ! فأقبَلوا واجتَمَعوا فقالوا : ما لَكَ يامحمّدُ ؟ قالَ : أرَأيتُكُم لَو أخبَرتُكُم أنّ خَيلاً بِسَفْحِ هذا الجَبَلِ أكُنتُم تُصَدِّقونَني ؟ قالوا : نَعَم، أنتَ عِندَنا غَيرُ مُتَّهَمٍ وما جَرَّبْنا علَيكَ كِذبا قَطُّ ، قالَ : فإنّي نَذيرٌ لَكُم بينَ يَدَي عَذابٍ شَديدٍ . يا بَني عبدِ المُطَّلبِ يابَني عبدِ مَنافٍ يا بَني زُهرَةَ ـ حتّى عَدَّدَ الأفخاذَ مِن قُرَيشٍ ـ إنّ اللّهَ أمَرَني أن اُنذِرَ عَشيرَتيَ الأقرَبِينَ ، وإنّي لا أملِكُ لَكُم مِن الدُّنيا مَنفَعَةً ولا مِن الآخِرَةِ نَصيبا إلّا أن تَقولوا : لا إلهَ إلّا اللّهُ . قالَ : يقولُ أبو لَهَبٍ : تَبّا لَكَ سائرَ اليَومِ ! ألِهذا جَمَعتَنا ؟! فأنزَلَ اللّهُ تباركَ وتعالى : «تَبَّتْ يَدا أبي لَهَبٍ وتَبَّ ...» ۴ السُّورة كلّها . ۵

1.الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۱۲۱ .

2.المناقب لابن شهر آشوب : ج ۱ ص ۴۹ عن قتادة ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۱۹۷ ح ۳۰ .

3.الشعراء : ۲۱۴ .

4.المسد : ۱ .

5.الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۲۰۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6897
صفحه از 643
پرینت  ارسال به