557
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۲۱۰۴.سيرة ابن هشام :پيش از آن كه به پيامبر خدا وحى نازل شود ، قريش به او امين مى گفتند .

۲۱۰۵.سيرة ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ، درباره ساختن كعبه پيش از بعثت ـ: قبايل قريش براى ساختن كعبه ، سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد . آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه رُكن ، يعنى حجر الأسود رسيد . در اين هنگام ، با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست حجر الأسود را خود در محلّش قرار دهد ، نه ديگرى . . . .
آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك ديگرى را به انصاف دعوت كرد . بعضى از راويان گفته اند : ابو اُميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم ـ كه در آن سال ، مسن ترين فرد قريش بود ـ گفت : اى گروه قريش! بياييد اوّلين كسى را كه از درِ اين مسجد وارد مى شود ، داور ميان خود قرار دهيد .
قريش ، موافقت كردند . نخستين كسى كه بر آنان وارد شد ، پيامبر خدا بود . وقتى قريش او را ديدند ، گفتند : اين مرد ، امين است . ما قبول داريم . او محمّد است .
چون پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها رسيد ، موضوع را به اطّلاع او رساندند . فرمود : «پارچه اى برايم بياوريد» .
پارچه را آوردند . پيامبر صلى الله عليه و آله حجر الأسود را برداشت و با دست خود ، روى پارچه گذاشت و سپس فرمود : «هر قبيله اى گوشه اى از پارچه را بگيرد و همگى آن را بلند كنيد» .
قريش اين كار را كردند و وقتى به محلّ نصب رسيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را با دست خود برداشت و در جايگاهش قرار داد و آن گاه روى آن را ساخت .

۲۱۰۶.سيرة ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: خديجه دختر خُوَيلد ، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود . مردم را براى تجارت با اموال خود ، استخدام مى كرد و در قبال كارشان ، مقدار معيّنى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد . قريش ، مردمى تاجرپيشه بودند . وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خلق و خوهاى پسنديده پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش خديجه رسيد ، كسى را نزد ايشان فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او براى تجارت به شام برود .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
556

۲۱۰۴.سيرة ابن هشام :كانَت قُرَيشٌ تُسَمِّي رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ أن يَنزِلَ علَيهِ الوَحيُ : الأمينَ. ۱

۲۱۰۵.سيرة ابن هشام عن إبن اسحاقـ في بِناءِ الكَعبَةِ قَبلَ البِعثةِ ـ: ثُمّ إنّ القَبائلَ مِن قُرَيشٍ جَمَعَتِ الحِجارَةَ لبِنائها ، كُلُّ قَبيلَةٍ تَجمَعُ على حِدَةٍ ، ثُمّ بَنَوها ، حتّى بَلَغَ البُنيانُ مَوضِعَ الرُّكنِ ـ يَعني الحَجَرَ الأسوَدَ ـ فاختَصَموا فيهِ ، كلُّ قَبيلَةٍ تُريدُ أن تَرفَعَهُ إلى مَوضِعِهِ دُونَ الاُخرى ...
ثُمّ إنّهُمُ اجتَمَعوا في المَسجِدِ وتَشاوَروا وتَناصَفوا ، فزَعَمَ بَعضُ أهلِ الرِّوايَةِ : أنّ أبا اُمَيّةَ بنَ المُغيرَةِ بنِ عبدِاللّهِ بنِ عُمرَ بنِ مَخزومٍ ـ وكانَ عامَئذٍ أسَنَّ قُرَيشٍ كُلِّها ـ قالَ : يا مَعشَرَ قُرَيشٍ ، اجعَلوا بَينَكُم فيما تَختَلِفونَ فيه أوّلَ مَن يَدخُلُ من بابِ هذا المَسجِدِ يَقضي بَينَكُم فيهِ ، ففَعَلوا . فكانَ أوّلَ داخِلٍ علَيهِم رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فلَمّا رأوهُ قالوا : هذا الأمينُ ، رَضِينا ، هذا محمّدٌ .
فلَمّا انتَهى إلَيهِم وأخبَروهُ الخَبَرَ ، قالَ صلى الله عليه و آله : هَلُمَّ إلَيَّ ثَوبا ، فاُتِيَ بهِ ، فأخَذَ الرُّكنَ فوَضَعَهُ فيهِ بِيَدِهِ ، ثُمّ قالَ : لِتَأخُذْ كُلُّ قَبيلَةٍ بناحِيَةٍ مِن الثَّوبِ ، ثُمّ ارفَعوهُ جَميعا ، ففَعَلوا ، حتّى إذا بَلَغوا بهِ مَوضِعَهُ وَضَعَهُ هُو بِيَدِهِ ، ثُمّ بَنى علَيهِ . ۲

۲۱۰۶.سيرة ابن هشام عن إبن اسحاق :كانَت خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلدٍ امرأةً تاجِرَةً ذاتَ شَرَفٍ ومالٍ ، تَستأجِرُ الرِّجالَ في مالِها وتُضارِبُهُم إيّاهُ بشيءٍ تَجعَلُهُ لَهُم ، وكانَت قُرَيشٌ قَوما تُجّارا ، فلَمّا بَلَغَها عن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَديثِهِ ، وعِظَمِ أمانَتِهِ ، وكَرَمِ أخلاقِهِ ، بَعَثَت إلَيهِ فعَرَضَت علَيهِ أن يَخرُجَ في مالٍ لَها إلَى الشّامِ تاجِرا . ۳

1.سيرة ابن هشام : ج ۱ ص ۲۱۰ .

2.سيرة ابن هشام : ج ۱ ص ۲۰۹ .

3.سيرة ابن هشام : ج ۱ ص ۱۹۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7336
صفحه از 643
پرینت  ارسال به