519
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

د ـ پيام او به كسرا ، پادشاه ايران

۲۰۵۸.الطبقات الكبرى :پيامبر خدا ، عبد اللّه بن حُذافه سهمى را ـ كه يكى از آن شش سفير بود ـ براى دعوت كردن خسرو به اسلام ، همراه نامه اى نزد او روانه كرد . عبد اللّه مى گويد : نامه پيامبر خدا را تسليم خسرو كردم . چون نامه را براى او خواندند ، آن را گرفت و پاره كرد . وقتى اين خبر به پيامبر خدا رسيد ، فرمود : «پروردگارا! [نظامِ ]پادشاهىِ او را از هم بگسل !» .
خسرو ، طى نامه اى به باذان ، كارگزار خود در يمن ، دستور داد كه : دو مرد چابك سوار را نزد اين مرد در حجاز بفرست تا خبرى از او براى من بياورند .
باذان ، پيشكار خود و يك نفر ديگر را با نامه اى فرستاد . آن دو ، وارد مدينه شدند و نامه باذان را به پيامبر صلى الله عليه و آله دادند . پيامبر خدا لبخندى زد و آن دو را كه به خود مى لرزيدند ، به اسلام دعوت كرد و فرمود : «امروز برويد و فردا پيش من بياييد تا آنچه را كه لازم است ، به شما بگويم» .
روز بعد ، آن دو ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند . پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرمود : «به ارباب خود بگوييد كه خداوندِ من ، ديشب ، هفت ساعت از شب گذشته ، خدايگان او ، خسرو را كُشت» . آن شب ، شب سه شنبه دهم جمادى اوّلِ سال هفتم هجرت بود . [پيامبر اضافه فرمود كه] «خداى متعال پسر خسرو ، شيرويه را بر وى چيره گردانيد و او خسرو را به قتل رساند» .
آن دو فرستاده با اين خبر نزد باذان باز گشتند و باذان و تمام ايرانيانى كه در يمن بودند ، مسلمان شدند .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
518

د ـ رِسالَتُهُ إلَى كِسرى مَلِكِ إيرانَ

۲۰۵۸.الطبقات الكبرى :بَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَبدَاللّهِ بنَ حُذافَةَ السَّهميِّ ـ وهوَ أحَدُ السِّتَّةِ ـ إلى كِسرى يَدعوهُ إلَى الإسلامِ ، وكَتَبَ مَعَهُ كِتابا .
قالَ عَبدُ اللّهِ : فَدَفَعتُ إلَيهِ كتابَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقُرِئَ عَلَيهِ ، ثُمَّ أخَذَهُ فَمَزَّقَهُ ، فَلَمَّا بَلَغَ ذلِكَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : اللَّهُمَّ مَزِّق مُلكَهُ !
وكَتَبَ كِسرى إلى باذانَ عامِلِهِ عَلى اليَمَنِ أنِ ابعَث مِن عِندِكَ رَجُلَينِ جَلدَينِ إلى هذا الرَّجُلِ الَّذي بِالحِجازِ فَليَأتِياني بِخَبَرِهِ .
فَبَعَثَ باذانُ قَهرمانَهُ ورَجُلاً آخَرَ وكَتَبَ مَعَهُما كِتابا . فَقَدِما المَدينَةَ فدَفَعا كِتابَ باذانَ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ، فَتَبَسَّمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ودَعاهُما إلَى الإسلامِ وفَرائِصُهُما تَرعُدُ ، وقالَ : ارجِعا عَنِّي يَومَكُما هذا حَتَّى تَأتِياني الغَدَ فَأُخبِرَكُما بِما أُريدُ ، فَجاءاهُ مِنَ الغَدِ ، فَقالَ لَهُما : أبلِغا صاحِبَكُما أنَّ رَبِّي قَد قَتَلَ رَبَّهُ كِسرى في هذهِ اللَّيلَةِ لِسَبعِ ساعاتٍ مَضَت مِنها ؛ وهِيَ لَيلةُ الثَّلاثاءِ لِعَشرِ لَيالٍ مَضَينَ مِن جُمادَى الأُولى سَنَةَ سَبعٍ ؛ وأ نَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى سَلَّطَ عَلَيهِ ابنَهُ شِيرَوَيهَ فَقَتلَهُ ؛ فَرَجَعا إلى باذانَ بِذلِكَ فَأسلَمَ هُوَ وَالأبناءُ الَّذينَ بِاليَمَنِ . ۱

1.الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۲۵۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7081
صفحه از 643
پرینت  ارسال به