47
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم

۲۲۴۹.امام على عليه السلام :پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود : «در زيستن ، خيرى نيست ، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا . اى مردم! شما در زمان آرامش هستيد و شما را به شتاب مى برند . شاهديد كه شب و روز ، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده اى را به سر مى آورند . پس ، براى ميدان مسابقه دور ودرازى كه در پيش داريد ، آماده كوشش گرديد» .
مقداد گفت : اى پيامبر خدا! آرامش يعنى چه؟
فرمود : «[دنيا ، سراى] آزمايش و سپرى شدن است . پس ، هرگاه كارها همچون پاره هاى شبِ تار بر شما مشتبه و مبهم گشت ، به قرآن روى آوريد كه آن ، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود . هر كه آن را فرا روى خود قرار دهد ، او را به سوى بهشت مى كشانَد و هركه پشت سرش اندازد ، او را به دوزخ مى كشاند . قرآن ، راه نماى به سوى بهترين راه است . جدا كننده [ ى ميان حق و باطل] است و شوخى نيست . ظاهرى دارد و باطنى . ظاهرش ، حكم و دستور است و باطنش ، دانشى ژرف . شگفتى هاى دريايش بى شمار است و دانايانش از آن ، سير نمى شوند . قرآن ، ريسمان محكم خداست . قرآن ، راه راست است . . . در قرآن است چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت . قرآن ، راه نماى به حجّت است .

۲۲۵۰.امام على عليه السلام :پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود : «اى مردم! شما در زمان صلح [و آرامش] هستيد و بر مَركب سفر ، سواريد و شتابان ، شما را به پيش مى برَد . شاهد بوده ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه ، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده و وعيدى را به انجام مى رسانند . پس ، براى پيمودن اين صحراى دور و دراز ، زاد و توشه فراهم آوريد» .
مقداد بن اسودِ كندى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! مى فرمايى چه كنيم؟
فرمود : «دنيا ، سراى بلا و ابتلا و به سر آمدن و نيست شدن است . پس ، هر گاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد ، به قرآن روى آوريد ؛ زيرا قرآن ، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود . هر كه قرآن را فرا روى خود قرار دهد ، او را به سوى بهشت مى كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد ، به سوى دوزخش مى كشاند . قرآن ، ره نمايى است كه راه را نشان مى دهد . قرآن ، كتاب تفصيل و روشنگرى و تحصيل [حقايق ]است . جدا كننده ميان حق و باطل است و شوخى بردار نيست . ظاهرى دارد و باطنى . ظاهرش ، حكم و دستور خداست و باطنش ، علم خداوند متعال . پس ، ظاهر آن ، محكم و استوار است و باطنش ژرفايى دارد و ژرفاهايش ژرفا دارد . شگفتى هايش بى شمار است و عجايب و غرايبش ، كهنه و تمام نمى شوند . چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت ، در قرآن است . براى كسى كه انصاف داشته باشد ، راه نماى به سوى معرفت و شناخت است . پس بايد آدمى دقّت نظر كند و انصاف را پيشِ چشمش آورد ، تا از هلاكت ، رهايى يابد و از تنگنا به در آيد ؛ زيرا انديشيدن ، مايه حيات دلِ شخص بينا و بابصيرت است ، همچنان كه آدمى در پرتو نور چراغ ، در تاريكى ها راه مى پيمايد و نيكو مى رَهد و كم [در شبهات و تاريكى ها] درنگ مى كند» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم
46

۲۲۴۹.الإمام عليّ عليه السلام :خَطَبَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ: لا خَيرَ في العَيشِ إلّا لِمُستَمِعٍ واعٍ أو عالِمٍ ناطِقٍ . أيُّها الناسُ ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ ، وإنّ السَّيرَ بِكُم سَريعٌ ، وقد رَأيتُمُ اللَّيلَ والنَّهارَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ ، ويُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيدٍ ، ويَأتِيانِ بكُلِّ مَوعودٍ ، فَأعِدُّوا الجِهادَ لِبُعدِ المِضمارِ.
فقالَ المِقدادُ : يا نَبِيَّ اللّه ِ ، ما الهُدنَةُ ؟ قالَ : بَلاءٌ وانقِطاعٌ ، فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَيكُم كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ ،وماحِلٌ مُصدَّقٌ ، ومَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ قادَهُ إلَى النارِ ، وهو الدليلُ إلى خَيرِ سَبيلٍ ، وهو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ ، لَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ ، فظاهِرُهُ حِكَمٌ ، وباطِنُهُ عِلمٌ ، عَميقٌ بَحرُهُ لا تُحصى عَجائبُهُ، ولا يَشبَعُ مِنهُ عُلَماؤهُ ، وهو حَبلُ اللّه ِ المَتينُ ، وهُو الصِّراطُ المُستَقيمُ ... فيهِ مَصابيحُ الهُدى ، ومَنارُ الحِكمَةِ ، ودالٌّ علَى الحُجَّةِ . ۱

۲۲۵۰.عنه عليه السلام :خَطَبنا رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ: أيّها الناسُ ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ ، وأنتُم على ظَهرِ سَفَرٍ ، والسَّيرُ بِكُم سَريعٌ ، فقد رَأيتُم اللَّيلَ والنَّهارَ والشَّمسَ والقَمرَ يُبلِينَ كُلَّ جَديدٍ ويُقَرِّبنَ كُلَّ بَعيدٍ ويَأتِينَ بكُلِّ مَوعِدٍ ووَعيدٍ ، فَأعِدُّوا الجهازَ لبُعدِ المَفازِ .
فقامَ المِقدادُ بنُ الأسوَدِ الكنِديُّ رضى الله عنهفقالَ : يا رسولَ اللّه ِ ، فما تَأمُرُنا نَعمَلُ ؟ فقالَ : إنّها دارُ بَلاءٍ وابتِلاءٍ وانقِطاعٍ وفَناءٍ ، فإذا التَبَسَت علَيكُمُ الاُمورُ كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وماحِلٌ مُصَدَّقٌ ، مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنّةِ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ ساقَهُ إلَى النارِ ، وهُو الدليلُ يَدُلُّ علَى السَّبيلِ ، وهو كتابُ تَفصيلٍ وبَيانٍ وتَحصيلٍ ، هُو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ ، ولَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ ، فظاهِرُهُ حُكمُ اللّه ِ وباطِنُهُ عِلمُ اللّه ِ تعالى ، فظاهِرُهُ وَثيقٌ ، وباطِنُهُ عَميقٌ لَهُ تُخومٌ ، وعلى تُخومِهِ تُخومٌ ، لا تُحصى عَجائبُهُ ولا تُبلى غرائبُهُ ، فيهِ مَصابيحُ الهُدى ومَنارُ الحِكمَةِ ، ودليلٌ علَى المَعرِفَةِ لِمَن عَرَفَ النَّصَفَةَ ، فَلْيَرعَ رجُلٌ بَصَرُهُ ، ولْيَبلُغِ النَّصَفةَ نَظرُهُ ، يَنجو مِن عَطَبٍ ۲ ويَتَخَلَّصْ مِن نَشَبٍ ۳ ، فإنّ التَّفكُّرَ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ ، كما يَمشي المُستَنيرُ (في الظُّلُماتٍ) ، والنورُ يُحِسنُ التَّخلُّصَ ويُقِلُّ التَّربُّصَ . ۴

1. كنز العمّال: ج ۲ ص ۲۸۸ ح ۴۰۲۷ نقلاً عن العسكري .

2. العطب : الهلاك (لسان العرب : ج ۱ ص ۶۱۰).

3. النشب فيالشيء : إذا وقع فيما لا مخلص له منه (لسان العرب: ج ۱ ص ۷۵۷).

4. النوادر للراوندي : ص ۱۴۳ ح ۱۹۷ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۳۴ ح ۴۶ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6973
صفحه از 568
پرینت  ارسال به