271
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

۳۴۸۱.مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن نُجَى، درباره پدرش ـ: زمانى كه على عليه السلام به صِفّين مى رفت، او اِبريقْ دار ايشان بود . هنگامى كه امام عليه السلام در راه صفّين به نينوا رسيد، صدا زد: «صبر كن، ابو عبد اللّه ! در كنار شطّ فرات، صبر كن، ابو عبد اللّه !».
گفتم: چه شده است؟
فرمود: «روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم. ديدم چشمانش گريان است. گفتم: اى پيامبر خدا! كسى شما را ناراحت كرده است؟ چرا ديدگانتان گِريان است؟
فرمود: نه. اندكى پيش، جبرئيل عليه السلام از پيش من رفت. او به من گفت كه حسين ، نزديك شطّ فرات به قتل خواهد رسيد. جبرئيل عليه السلام به من گفت: آيا مى خواهى از شميم تربتش به تو ببويانم؟
گفتم: آرى. پس جبرئيل عليه السلام دستش را دراز كرد و مشتى خاك برداشت و آن را به من داد. از اين رو بى اختيار، گريان شدم ».

۳۴۸۲.الخصائص الكبرىـ به نقل از محمّد بن عمرو بن حسن ـ: ما به همراه حسين عليه السلام در كنار نهر كربلا بوديم. نگاهى به شمر بن ذى الجوشن كرد و فرمود: «خدا و فرستاده او راست گفته اند . پيامبر خدا فرمود: گويى سگِ پيسه اى را مى بينم كه در خون اهل بيت من، دهان مى زند ». شمر، پيس بود.

۳۴۸۳.امام على عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله به ديدن ما آمد. براى ايشان، حريره اى تهيّه كرديم و امّ اَيمَن، قدحى شير و كره و طبقى خرما آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله شروع به خوردن كرد و ما نيز با ايشان خورديم. سپس پيامبر خدا را وضو دادم و ايشان برخاست و رو به قبله ايستاد و مدّتى دعا كرد. سپس، چشمانش را به زمين دوخت و مانند باران ، اشك ريخت. ما جرئت نكرديم علّت را از پيامبر خدا جويا شويم. حسين عليه السلام از جا پريد و گفت: پدرجان! عملى از شما ديدم كه قبلاً نديده بودم چنان كارى انجام دهى.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «فرزند عزيزم! من امروز از ملاقات شما چنان شاد و خوش حال شدم كه سابقه نداشت . دوستم جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و به من خبر داد كه شما كشته خواهيد شد و هر كدامتان در جايى دفن خواهيد شد. از اين رو من براى شما دعا كردم و اين خبر، باعث غم و اندوه من شد».
حسين عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! با اين پراكندگى ، چه كسى به زيارت ما خواهد آمد و چه كسى از قبرهاى ما مواظبت خواهد نمود؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «گروهى از امّتم كه خواهان نيكى و ارتباط با من هستند. پس چون روز قيامت شود، من اين عدّه را در مَوقِف (ايستگاه حسابرسى) مى بينم و بازوانشان را مى گيرم و به خدا سوگند، آنان را از هول و هراس ها و سختى هاى موقف، نجات مى دهم».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
270

۳۴۸۱.مسند ابن حنبل عن عَبد اللّهِ بن نُجَيٍّ عَن أبيهِ :إنَّهُ سارَ مَعَ عَلِيٍّ عليه السلام ، وكانَ صاحِبَ مَطهَرَتِهِ ، فَلَمّا حاذى نَينَوى وهُوَ مُنطَلِقٌ إلى صِفّينَ فَنادى عَلِيٌّ عليه السلام : اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ ، اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ بِشَطِّ الفُراتِ . قُلتُ : وماذا ؟ قالَ : دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ وعَيناهُ تَفيضانِ ، قُلتُ : يا نَبِيَّ اللّهِ ، أغضَبَكَ أحَدٌ ! ما شَأنُ عَينَيكَ تَفيضانِ ؟ قالَ : بَل قامَ مِن عِندي جَبرَئيلُ قَبلُ فَحَدَّثَني أنَّ الحُسَينَ يُقتَلُ بِشَطِّ الفُراتِ . قالَ : فَقالَ : هَل لَكَ إلى أن اُشِمَّكَ مِن تُربَتِهِ ؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم ، فَمَدَّ يَدَهُ فَقَبَضَ قَبضَةً مِن تُرابٍ فَأَعطانيها ، فَلَم أملِك عَينَيَّ أن فاضَتا . ۱

۳۴۸۲.الخصائص الكبرى عن مُحَمَّد بن عَمرِو بنِ حَسَنٍ :كُنّا مَعَ الحُسَينُ عليه السلام بِنَهرِ كَربَلاءَ ، فَنَظَرَ إلى شِمرِ بنِ ذِي الجَوشَنِ فَقالَ : صَدَقَ اللّهُ ورَسولُهُ ، قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَأَنّي أنظُرُ إلى كَلبٍ أبقَعَ يَلَغُ في دِماءِ أهلِ بَيتي ، وكانَ شِمرٌ أبرَصَ . ۲

۳۴۸۳.الإمام عليّ عليه السلام :زارَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَعَمِلنا لَهُ حَريرَةً ، وأهدَت لَنا اُمُّ أيمَنَ قَعبًا مِن لَبَنٍ وزُبدًا وصَحفَةً مِن تَمرٍ ، فَأَكَلَ النَّبِيُّ وأكَلنا مَعَهُ ، ثُمَّ وَضَّأتُ رَسولَ اللّهِ ، فَقامَ وَاستَقبَلَ القِبلَةَ فَدَعَا اللّهَ ما شاءَ . ثُمَّ أكَبَّ عَلَى الأَرضِ بِدُموعٍ غَزيرَةٍ مِثلِ المَطَرِ ، فَهِبنا رَسولَ اللّهِ أن نَسأَلَهُ ، فَوَثَبَ الحُسَينُ فَقالَ : يا أبَتي ، رَأَيتُكَ تَصنَعُ ما لَم أرَكَ تَصنَعُ مِثلَهُ ! فَقالَ : يا بُنَيَّ ، إنّي سُرِرتُ بِكُمُ اليَومَ سُرورًا لَم اُسَرَّ بِكُم مِثلَهُ ، وإنَّ حَبيبي جَبرَئيلَ عليه السلام أتاني فَأَخبَرَني أنَّكُم قَتلى ، وأنَّ مَصارِعَكُم شَتّى ، فَدَعَوتُ اللّهَ لَكُم وأحزَنَني ذلِكَ . فَقالَ الحُسَينُ : يا رَسولَ اللّهِ ، فَمَن يَزورُنا عَلى تَشَتُّتِنا ، ويَتَعاهَدُ قُبورَنا ؟ قالَ : طائِفَةٌ مِن اُمَّتي يُريدونَ بِرّي وصِلَتي ، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ شَهِدتُها بِالمَوقِفِ ، وأخَذتُ بِأَعضادِها فَأَنجَيتُها وَاللّهِ مِن أهوالِهِ وشَدائِدِهِ . ۳

1.مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۶۴۸ ؛ المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۲۵۳ ح ۱۹ .

2.الخصائص الكبرى : ج۲ ص ۱۲۵ .

3.مقتل الحسين للخوارزمي : ج۲ ص۱۶۶ ؛ بشارة المصطفى : ص۱۹۵ نحوه وكلاهما عن محمّد بن الحسين عن جدّه الإمام زين العابدين عن الإمام الحسين بن عليّ عليهم السلام .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5597
صفحه از 564
پرینت  ارسال به