269
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

۳۴۷۷.المستدرك على الصحيحينـ به نقل از امّ سلمه ـ: شبى پيامبر خدا براى خواب به بستر رفت؛ ولى حيرت زده بيدار شد. بار ديگر به بستر رفت و خوابيد و باز، بيدار شد؛ امّا اين بار از دفعه قبلى كه ديده بودم، كمتر متحيّر بود. سپس به بستر رفت و بعد از مدّتى مجدّداً بيدار شد، در حالى كه مُشتى خاك سرخ رنگ در دست داشت و آن را مى بوسيد. من گفتم: اين خاك چيست، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «جبرئيل ـ كه بر او درود و سلام باد ـ به من خبر داد كه اين (حسين) در خاك عراق، كشته خواهد شد . من به جبرئيل عليه السلام گفتم: خاك آن سرزمينى را كه او در آن كُشته خواهد شد، به من نشان بده . اين ، خاك آن جاست».

۳۴۷۸.دلائل النبوّة ، ابو نعيمـ به نقل از سُحَيم ـ: اَنَس بن حارث گفت كه شنيدم پيامبر خدا مى فرمود: «اين فرزندم، در خاك عراق كشته خواهد شد. پس هر يك از شما او را يافت ، يارى اش رسانَد».
اَنَس به همراه حسين عليه السلام كشته شد.

۳۴۷۹.مسند ابن حنبلـ به نقل از انس بن مالك ـ: فرشته باران از پروردگارش اجازه خواست كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله برود. خدا به او اجازه داد. پيامبر صلى الله عليه و آله به امّ سلمه فرمود: «بيرون، مواظب در باش كه كسى بر ما وارد نشود».
حسين عليه السلام آمد و خواست وارد اتاق شود؛ امّا اُمّ سلمه مانع او شد. حسين عليه السلام ، جَستى زد و داخل شد و شروع كرد به سوار شدن بر پشت پيامبر صلى الله عليه و آله و بر روى شانه و گردن ايشان . آن فرشته به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: او را دوست دارى؟
فرمود: «آرى».
فرشته گفت: بدان كه امّت تو، او را خواهند كُشت و اگر بخواهى، مكانى را كه در آن كشته مى شود، به تو نشان مى دهم.
سپس دستش را بُرد و مقدارى گِل سرخ رنگ آورد. امّ سلمه، آن را گرفت و در گوشه چارقد خود بست.
ثابت [ ، يكى از راويان اين حديث] مى گويد: اطّلاع يافتيم كه آن سرزمين، كربلاست.

۳۴۸۰.المعجم الكبيرـ به نقل از امّ سلمه ـ: روزى پيامبر خدا در اتاق من نشسته بود و فرمود: «كسى بر من وارد نشود».
من، [بيرون اتاق ،] منتظر ماندم. در اين هنگام، حسين عليه السلام وارد اتاق شد. صداى هِق هِق پيامبر خدا را شنيدم كه مى گريست. به داخل اتاق، نگاهى افكندم. ديدم حسين عليه السلام در بغل پيامبر صلى الله عليه و آله است و ايشان به پيشانى او دست مى كشد و مى گِريد. گفتم: به خدا، متوجّه نشدم كه او وارد شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل عليه السلام در اتاق با ما بود و گفت: او را دوست دارى؟
گفتم: از دنيا، آرى.
جبرئيل عليه السلام گفت: بدان كه امّت تو، او را در سرزمينى به نام كربلا خواهند كُشت».
جبرئيل عليه السلام ، از خاك آن جا مقدارى برداشت و به پيامبر صلى الله عليه و آله نشان داد.
حسين عليه السلام زمانى كه محاصره اش كردند تا او را به قتل برسانند، فرمود: «نام اين سرزمين چيست؟».
گفتند: كربلا.
فرمود: «خدا و فرستاده او راست گفته اند. اين جا سرزمين كرب (اندوه) و بلاست».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
268

۳۴۷۷.المستدرك على الصحيحين عن اُمّ سَلَمَةَ :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله اضطَجَعَ ذاتَ لَيلَةٍ لِلنَّومِ فَاستَيقَظَ وهُوَ حائِرٌ ۱ ، ثُمَّ اضطَجَعَ فَرَقَدَ، ثُمَّ استَيقَظَ وهُوَ حائِرٌ دونَ ما رَأَيتُ بِهِ المَرَّةَ الاُولى، ثُمَّ اضطَجَعَ فَاستَيقَظَ وفي يَدِهِ تُربَةٌ حَمراءُ يُقَبِّلُها ، فَقُلتُ : ما هذِهِ التُّربَةُ يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : أخبَرَني جَبرَئيلُ عَلَيهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ أنَّ هذا يُقتَلُ بِأَرضِ العِراقِ ـ [يَعنِي] الحُسَينَ ـ فَقُلتُ لِجَبرَئيلَ : أرِني تُربَةَ الأَرضِ الَّتي يُقتَلُ بِها ، فَهذِهِ تُربَتُها . ۲

۳۴۷۸.دلائل النبوّة لأبي نعيم عن سُحَيم عَن أنَسِ بنِ الحارِثِ :سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : إنَّ ابني هذا يُقتَلُ بِأَرضِ العِراقِ ، فَمَن أدرَكَهُ مِنكُم فَليَنصُرهُ . قالَ : فَقُتِلَ أنَسٌ مَعَ الحُسَينِ عليه السلام . ۳

۳۴۷۹.مسند ابن حنبل عن أنَس بن مالِكٍ :إنَّ مَلَكَ المَطَرِ استَأذَنَ رَبَّهُ أن يَأتِيَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَأَذِنَ لَهُ ، فَقالَ لِاُمِّ سَلَمَةَ : اِملِكي عَلَينَا البابَ لا يَدخُل عَلَينا أحَدٌ . قالَ : وجاءَ الحُسَينُ لِيَدخُلَ فَمَنَعَتهُ ، فَوَثَبَ فَدَخَلَ ، فَجَعَلَ يَقعُدُ عَلى ظَهرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وعَلى مَنكِبِهِ وعَلى عاتِقِهِ ، فَقالَ المَلَكُ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله : أتُحِبُّهُ ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : أما إنَّ اُمَّتَكَ سَتَقتُلُهُ ، وإن شِئتَ أرَيتُكَ المَكانَ الَّذي يُقتَلُ فيهِ ، فَضَرَبَ بِيَدِهِ فَجاءَ بِطينَةٍ حَمراءَ ، فَأَخَذَتها اُمُّ سَلَمَةَ فَصَرَّتها فِي خِمارِها . قالَ ثابِتٌ [مِن رُواةِ الحَديثِ] : بَلَغَنا أنَّها كَربَلاءُ . ۴

۳۴۸۰.المعجم الكبير عن اُمّ سَلَمَةَ :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله جالِسًا ذاتَ يَومٍ في بَيتي فَقالَ : لا يَدخُل عَلَيَّ أحَدٌ ، فَانتَظَرتُ فَدَخَلَ الحُسَينُ عليه السلام ، فَسَمِعتُ نَشيجَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَبكي ، فَاطَّلَعتُ فَإِذا حُسَينٌ في حِجرِهِ وَالنَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَمسَحُ جَبينَهُ وهُوَ يَبكي ، فَقُلتُ : وَاللّهِ ، ما عَلِمتُ حينَ دَخَلَ ، فَقالَ : إنَّ جَبرَئيلَ عليه السلام كانَ مَعَنا فِي البَيتِ فَقالَ : تُحِبُّهُ ؟ قُلتُ : أمّا مِنَ الدُّنيا فَنَعم ، قالَ : إنَّ اُمَّتَكَ سَتَقتُلُ هذا بِأَرضٍ يُقالُ لَها كَربَلاءُ ، فَتَناولَ جَبرَئيلُ عليه السلام مِن تُربَتِها ، فَأَراهَا النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله . فَلَمّا اُحيطَ بِحُسَينٍ حينَ قُتِلَ ، قالَ : مَا اسمُ هذِهِ الأَرضِ ؟ قالوا : كَربَلاءَ، قالَ : صَدَقَ اللّهُ ورَسولُهُ أرضُ كَربٍ وبَلاءٍ . ۵

1.أي: متحيّر ، وفي بعض المصادر : «وهو خاثر» أو «خاثر النفس» معناه ثقيل النفس غير طيّب ولا نشيط (النهاية : ج۱ ص۱۱) .

2.المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۴۴۰ ح ۸۲۰۲ ؛ إعلام الورى : ج ۱ ص ۹۳ ، بحارالأنوار : ج ۱۸ ص ۱۲۴ .

3.دلائل النبوّة لأبي نعيم : ص ۵۵۴ ح ۴۹۳ .

4.مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۸۲ ح ۱۳۵۳۹ .

5.المعجم الكبير : ج ۳ ص ۱۰۸ ح ۲۸۱۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5697
صفحه از 564
پرینت  ارسال به