33
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم

«[ داستان ] مردم آن شهرى را كه رسولان بدان جا آمدند ، براى آنان مَثَل زن: آن گاه كه دو تن را سوى آنان فرستاديم) و[لى] آن دو را دروغزن پنداشتند، تا با [ فرستاده ] سومين [ آنان را ] تأييد كرديم . پس [ رسولان ] گفتند: ما به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده ايم. [ ناباوران آن ديار ]گفتند: شما جز بشرى مانند ما نيستيد، و [ خداى ] رحمان چيزى نفرستاده، و شما جز دروغ نمى پردازيد. گفتند: پروردگار ما مى داند كه ما واقعاً به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده ايم و بر ما [ وظيفه اى ] جز رسانيدن آشكار [ پيام ] نيست. پاسخ دادند: ما [ حضور ] شما را به شگون بد گرفته ايم. اگر دست برنداريد، سنگسارتان مى كنيم و قطعاً عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد. [ رسولان ] گفتند: شومىِ شما با خود شماست. آيا اگر شما را پند دهند [ باز كفر مى ورزيد؟ نه! ] بلكه شما قومى اسرافكاريد. و [ در اين ميان ]مردى از دورترين جاىِ شهرْ دوان دوان آمد، [ و ] گفت: اى مردم! از اين فرستادگان پيروى كنيد. از كسانى كه پاداشى از شما نمى خواهند و خود [ نيز ] بر راه راست قرار دارند، پيروى كنيد. آخر چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و [ همه ]شما به سوى او بازگشت مى يابيد؟ آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [ خداى ] رحمان بخواهد به من گزندى برساند، نه شفاعتشان به حالم سود مى دهد و نه مى توانند مرا برهانند؟ در آن صورت، من قطعاً در گم راهى آشكارى خواهم بود. من به پروردگارتان ايمان آوردم. [ اقرار ]مرا بشنويد. [ سرانجام به جرم ايمان كشته شد، و بدو ] گفته شد: به بهشت در آى. گفت: اى كاش قوم من مى دانستند كه پروردگارم چگونه مرا آمرزيد و در زمره عزّتمندان قرارم داد» .

«و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمان خود را نهان مى داشت، گفت: آيا مردى را مى كُشيد كه مى گويد: پروردگار من خداست؟ و مسلّماً براى شما از جانب پروردگارتان دلايل آشكارى آورده، و اگر دروغگو باشد ، دروغش به زيان اوست، و اگر راستگو باشد ، برخى از آنچه به شما وعده مى دهد ، به شما خواهد رسيد ؛ چرا كه خدا كسى را كه افراطكار دروغزن باشد ، هدايت نمى كند. اى قوم من! امروز ، فرمان روايى از آنِ شماست [ و ] در اين سرزمين مسلّطيد، و[لى ]چه كسى ما را از بلاى خدا ـ اگر به ما برسد ـ حمايت خواهد كرد؟ فرعون گفت : جز آنچه مى بينم، به شما نمى نمايم و شما را جز به راه راست ، راهبر نيستم. و كسى كه ايمان آورده بود، گفت: اى قوم من! من از [ روزى ] مثل روز دسته ها[ ى مخالف خدا ] بر شما مى ترسم ؛ [ از سرنوشتى ] نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود، و كسانى كه پس از آنها [ آمدند ] و[ گرنه ]خدا بر بندگان [ خود ، ] ستم نمى خواهد. و اى قوم من! من بر شما از روزى كه مردم ، يكديگر را [ به يارىِ هم ]ندا درمى دهند، بيم دارم. روزى كه پشت كنان [ به عُنْف ] باز مى گرديد، براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست؛ و هر كه را خدا گم راه كند ، او را راهبرى نيست. و به يقين، يوسف پيش از اين، دلايل آشكار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد تا وقتى كه از دنيا رفت . گفتيد: خدا بعد از او هرگز فرستاده اى را بر نخواهد انگيخت. اين گونه، خدا هر كه را افراطگر شكّاك است، بى راه مى گذارد» .

حديث

۴۹۵۰.الخصالـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ: پيامبر خدا فرمود :... اى مردم! امروز ، چه روزى است ؟» .
گفتند : روز حرام .
سپس فرمود : «اى مردم! امروز ، چه ماهى است؟» .
گفتند : ماه حرام .
فرمود : «اى مردم! اين سرزمين ، چه سرزمينى است؟» .
گفتند : سرزمينِ حرام .
پيامبر خدا فرمود : «خداوند عز و جل به سانِ حرمت امروز و اين ماه و اين سرزمين ، خون و مال و آبروىِ شما را تا روزى كه او را ملاقات كنيد ، بر شما حرام كرده است. آگاه باشيد! بايد شاهدان شما [سخنم را] به غايبانتان برسانند . پيامبرى پس از من و امّتى پس از شما نخواهد بود».
آن گاه ، دو دست خود را چنان بالا برد كه سفيدى زير بغل هايش آشكار شد. آن گاه فرمود : «خداوندا! گواه باش كه من ، ابلاغ كردم» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
32

« وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَـبَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَآءَهَا الْمُرْسَلُونَ * إِذْ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُواْ إِنَّـآ إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ * قَالُواْ مَآ أَنتُمْ إِلَا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَ مَآ أَنزَلَ الرَّحْمَـنُ مِن شَىْ ءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَا تَكْذِبُونَ * قَالُواْ رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّـآ إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ * وَ مَا عَلَيْنَآ إِلَا الْبَلَـغُ الْمُبِينُ * قَالُواْ إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُواْ لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ * قَالُواْ طَائِرُكُم مَّعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ * وَ جَآءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَـقَوْمِ اتَّبِعُواْ الْمُرْسَلِينَ * اتَّبِعُواْ مَن لَا يَسْألُكُمْ أَجْرًا وَ هُم مُّهْتَدُونَ * وَ مَا لِىَ لَا أَعْبُدُ الَّذِى فَطَرَنِى وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ * ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَـنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّى شَفَـعَتُهُمْ شَيْـئا وَ لَا يُنقِذُونِ * إِنِّى إِذًا لَّفِى ضَلَـلٍ مُّبِينٍ * إِنِّى ءَامَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ * قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَــلَيْتَ قَوْمِى يَعْلَمُونَ * بِمَا غَفَرَ لِى رَبِّى وَ جَعَلَنِى مِنَ الْمُكْرَمِينَ » . ۱

« وَ قَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَـنَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبِّىَ اللَّهُ وَقَدْ جَآءَكُم بِالْبَيِّنَـتِ مِن رَّبِّكُمْ وَ إِن يَكُ كَـذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِى يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ * يَـقَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَـهِرِينَ فِى الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِن جَآءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَآ أُرِيكُمْ إِلَا مَآ أَرَى وَ مَآ أَهْدِيكُمْ إِلَا سَبِيلَ الرَّشَادِ * وَ قَالَ الَّذِى ءَامَنَ يَـقَوْمِ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ * مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُـلْمًا لِّلْعِبَادِ * وَ يَـقَوْمِ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ * يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ * وَ لَقَدْ جَآءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَـتِ فَمَا زِلْتُمْ فِى شَكٍّ مِّمَّا جَآءَكُم بِهِ حَتَّى إِذَاهَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَ لِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ » . ۲

الحديث

۴۹۵۰.الخصال عن عبد اللّه بن عمر :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ... يَا أَيُّها النَّاسُ أَيُّ يَومٍ هَذَا؟ قَالُوا : يَومٌ حَرامٌ . ثُمَّ قَالَ : يَا أيُّهَا النَّاسُ فَأَيُّ شَهرٍ هَذَا؟ قَالُوا شَهرٌ حَرامٌ قَالَ : أَيُّهَا النَّاسُ أَيُّ بَلَدٍ هَذَا؟ قَالُوا : بَلَدٌ حَرامٌ قَالَ : فإنَّ اللّهَ عز و جل حَرَّمَ عَلَيكُم دِماءَكُم وأموالَكُم وأعراضَكُم ، كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا ، إلى يَومِ تَلقَونَهُ . ألا فَليُبَلِّغ شاهِدُكُم غائِبَكُم ؛ لا نَبِيَّ بَعدي ، ولا اُمَّةَ بَعدَكُم . ثُمَّ رَفَعَ يَدَيهِ حَتّى إنَّهُ لَيُرى بَياضُ إبطَيهِ ، ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ اشهَد أنّي قَد بَلَّغتُ . ۳

1.يس : ۱۳ ـ ۲۷.

2.غافر : ۲۸ ـ ۳۴.

3.الخصال: ص ۴۸۷ ح ۶۳ ، بحار الأنوار: ج ۲۱ ص ۳۸۱ ح ۸ وراجع : مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۳۷۶ ح ۲۰۷۲۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5813
صفحه از 524
پرینت  ارسال به