301
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم

۵۳۱۳.صحيح مسلمـ به نقل از عمرو بن سعيد ، از اَنَس بن مالك ـ: هيچ كس را نديدم كه نسبت به خانواده اش مهربان تر از پيامبر خدا باشد .
ابراهيم [پسر پيامبر خدا] ، دايه اى در عوالى ۱ مدينه داشت . پيامبر صلى الله عليه و آله پيوسته به آن جا مى رفت و ما نيز همراه ايشان بوديم . ايشان ، وارد خانه مى شد و دايه كه برده بود، [خانه را ]با بخور ، خوش بو مى كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله ابراهيم را مى گرفت و مى بوسيد و سپس باز مى گشت .
عمرو گفت : هنگامى كه ابراهيم در گذشت ، پيامبر خدا فرمود : «ابراهيم، فرزند [دلبند] من است. [هرچند] او در شيرخوارگى در گذشت ، امّا در بهشت ، دو دايه دارد كه شيرخوارىِ او را تكميل مى كنند» .

۵۳۱۴.صحيح مسلمـ به نقل از عبد اللّه بن جعفر ـ: هر گاه پيامبر خدا از سفر برمى گشت ، [نخست ]با كودكان خانواده اش ديدار مى كرد .

۵۳۱۵.مسند ابن حنبلـ به نقل از عروه ـ: [پيامبر خدا ]هنگامى كه از سفر مى آمد ، توسّط كودكان مورد استقبال قرار مى گرفت .

۵۳۱۶.المَحَجَّة البيضاء :هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از سفر باز مى گشت ، كودكان ، گِرد ايشان را مى گرفتند و ايشان به خاطر آنان ، مى ايستاد . سپس از آنان مى خواست كه بالا بيايند . برخى از آنان ، از جلو و از پشت ايشان ، بالا مى رفتند ، و از همراهان خود مى خواست كه ديگر كودكان را آنان حمل كنند . چه بسا پس از اين ماجرا، كودكان افتخار مى كردند و به هم مى گفتند : پيامبر خدا ، مرا در آغوش خود برد و تو را بر پشت خود برد . و برخى مى گفتند : از همراهان خود خواست كه تو را پشت خود ، سوار كنند .

۵۳۱۷.المناقب ، ابن شهر آشوبـ به نقل از عبد العزيز ، با سندش از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: پيامبر خدا نشسته بود كه حسن و حسين عليهماالسلام آمدند و چون آنان را ديد ، برايشان برخاست و چون ديد كُند
مى آيند ، به سمت آنان رفت و بر دوش خود ، حملشان كرد و فرمود : «مَركب شما ، چه مركب خوبى است و شما چه خوبْ سوارانى هستيد و پدرتان از شما هم بهتر است!» .

1.منطقه بالاى مدينه ، «عوالى» ناميده مى شده و هم اكنون نيز به همين نام شناخته مى شود .بسيارى از باغ ها و نخلستان هاى مدينه، در اين محل قرار گرفته اند .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
300

۵۳۱۳.صحيح مسلم عن عمرو بن سعيد عن أنس :ما رَأيتُ أحَدا كانَ أرحَمَ بِالعِيالِ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، قالَ : كانَ إبراهيمُ مُستَرضَعا لَهُ في عَوالي المَدينَةِ ، فَكانَ يَنطَلِقُ ونَحنُ مَعَهُ فَيدخُلُ البَيتَ وإنَّهُ لَيُدَّخَنُ ، وكانَ ظِئرُهُ ۱ قَينا ۲ ، فَيَأخُذُهُ فَيُقَبِّلُهُ، ثُمَّ يَرجِعُ .
قالَ عَمرٌو : فَلَمّا تُوُفِّيَ إبراهيمُ ، قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إنَّ إبراهيمَ ابني ، وإنَّه ماتَ في الثَّدي ، وإنَّ لَهُ لَظِئرَينِ تُكمِلانِ رَضاعَهُ فِي الجَنَّةِ . ۳

۵۳۱۴.صحيح مسلم عن عبد اللّه بن جعفر :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا قَدِمَ مِن سَفَرٍ تُلُقِّيَ بِصِبيانِ أهلِ بَيتِهِ . ۴

۵۳۱۵.مسند ابن حنبل عن عروة :كانَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ] يُستَقبَلُ بالصِّبيانِ إِذا جاءَ مِن سَفَرٍ. ۵

۵۳۱۶.المحجّة البيضاء :كانَ صلى الله عليه و آله يَقدِمُ مِنَ السَّفَرِ فَيَتَلَقّاهُ الصِّبيانُ فَيَقِفُ لَهُم ، ثُمَّ يَأمُرُ بِهِم فَيُرفَعونَ إِلَيهِ ، فَيَرفَعُ مِنهُم بَينَ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ ، ويَأمُرُ أصحابَهُ أن يَحمِلُوا بَعضَهُم، فَرُبَّما يَتَفاخَرُ الصِّبيانُ بَعدَ ذلِكَ فَيَقولُ بَعضُهُم لِبَعضٍ : حَمَلَنِي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ يَدَيهِ ، وحَمَلَكَ أنتَ وَراءَهُ، ويَقولُ بَعضُهُم : أمَرَ أصحابَهُ أن يَحمِلوكَ وَراءَهُم. ۶

۵۳۱۷.المناقب لابن شهر آشوب عن عبدالعزيز بإسناده عن النبيّ صلى الله عليه و آله :أنَّه كان جالسا فَأَقبَلَ الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلامفَلَمّا رَآهُمَا النَّبِيُ صلى الله عليه و آله قامَ لَهُما وَاستَبطَأَ بُلوغَهُما إلَيهِ ، فَاستَقبَلَهُما وحَمَلَهُما عَلى كَتِفَيهِ وقالَ : نِعمَ المَطِيُّ مَطِيُّكُما ، ونِعمَ الرّاكِبانِ أَنتُما ، وأبوكُما خَيرٌ مِنكُما. ۷

1.الظِئْرُ : المُرضِعَةُ غير ولدها . ويقع على الذكر والاُنثى (النهاية : ج ۳ ص ۱۵۴ «ظأر») .

2.القِيانُ : الإماءُ والعَبيدُ (النهاية : ج ۴ ص ۱۳۵ «قين») .

3.صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۰۸ ح ۶۳ .

4.صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۸۵ ح ۶۶ .

5.مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۴۵۴ ح ۱۶۱۲۹.

6.المحجّة البيضاء : ج ۳ ص ۳۶۶.

7.المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۸۸ ، بحارالأنوار : ج ۴۳ ص ۲۸۵ ح ۵۱ وراجع ذخائر العقبى : ص ۲۲۶ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5533
صفحه از 524
پرینت  ارسال به