299
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم

۵۳۱۰.تاريخ دمشقـ به نقل از واثلة بن اسقع ـ: پيامبر خدا بر عثمان بن مظعون وارد شد ، در حالى كه او كودك خردسالى را كه همراهش بود ، مى بوسيد . به وى فرمود : «آيا او را دوست دارى ، اى عثمان ؟» .
گفت : آرى ، به خدا سوگند ـ اى پيامبر خدا ـ من او را دوست دارم .
فرمود : «آيا محبّتت را نسبت به او بيشتر كنم ؟» .
گفت : آرى ، پدرم و مادرم ، فداى تو باد !
فرمود : «كسى كه كودكى از نسلش را خشنود سازد تا اين كه او خرسند گردد ، خداوند در روز قيامت ، او را خشنود مى سازد تا آن جا كه خرسند گردد» .

۵۳۱۱.حلية الأولياءـ به نقل از اَنَس ـ: زنى كه دو كودك همراه خود داشت ، بر عايشه وارد شد . عايشه سه خرما به او داد . او به هر كدام ، يك دانه خرما داد . آنها خرماى خود را خوردند و سپس به مادرشان نگاه كردند . او خرما[ى باقى مانده] را برداشت و دو نيم كرد . نيمى به اين و نيمى به آن داد .
پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و عايشه ، ماجرا را به ايشان خبر داد . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «چرا از اين كار ، به شگفت آمده اى ؟ همانا خداوند به خاطر رَحم او به دو كودكش ، بر او رحم كرد» .

۸ / ۲

سيره پيامبر در مهربانى به كودكان و تكريم آنان

۵۳۱۲.مسند ابن حنبلـ به نقل از وليد بن عقبه ـ: وقتى پيامبر خدا ، مكّه را فتح كرد ، اهل مكّه با كودكانشان نزد ايشان مى آمدند و ايشان بر سرِ آنان ، دست مى كشيد و برايشان دعا مى كرد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
298

۵۳۱۰.تاريخ دمشق عن واثلة بن الأسقع :أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ عَلى عُثمانَ بنِ مَظعونٍ ومَعَهُ صَبِيٌ لَهُ صَغيرٌ يَلثِمُهُ ، فَقالَ : أتُحِبُّهُ يا عُثمانُ؟!
قالَ : إي وَاللّهِ يا رَسولَ اللّهِ، إنِّي لَأُحِبُّهُ
قالَ : أفَلا أزِيدُكَ لَهُ حُبّا؟!
قالَ : بَلى، فِداكَ أبي واُمِّي
قالَ : إنَّهُ مَن تَرَضَّى لَهُ صَغيرا مِن نَسلِهِ حَتّى يَرضى ، تَرَضَّاهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يَرضى . ۱

۵۳۱۱.حلية الأولياء عن أنس :أنَّ امرَأَةً دَخَلَت عَلى عائِشَةَ ومَعَها صَبِيّانِ لَها، فَأَعطَتها عائِشَةُ ثَلاثَ تَمراتٍ ، فَأعطَت كُلَّ صَبِيٍ مِنهما تَمرَةً ، فَأكَلَ الصَّبِيّانِ تَمرَتَيهِما ثُمَّ نَظَرا إلى أُمِّهِما ، فَأَخَذَتِ التَّمرَةَ فَشَقَّتها نِصفَينِ فَأَعطَت ذا نِصفا وذا نِصفا .
فَدَخَلَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله فَأَخَبَرَتهُ عائِشَةُ، فَقالَ لَها النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : ما أعجَبَكِ مِن ذلِكِ فَإِنَّ اللّهَ قَد رَحِمَها بِرَحمَتِها صَبِيَّيها. ۲

۸ / ۲

سيرَةُ النَّبِيِ فِي الشَّفَقَةِ بِالأَطفالِ وتَكريمِهِم

۵۳۱۲.مسند ابن حنبل عن الوليد بن عقبة :لَمّا فَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَكَّةَ ، جَعَلَ أهلُ مَكَّةَ يَأتونَهُ بِصِبيانِهِم فَيَمسَحُ عَلى رُؤوسِهِم ويَدعو لَهُم . ۳

1.تاريخ دمشق : ج ۵۲ ص ۳۶۳ ح ۱۱۰۷۰ .

2.حلية الأولياء : ج ۲ ص ۲۳۱ .

3.مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۵۱۷ ح ۱۶۳۷۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5073
صفحه از 524
پرینت  ارسال به