399
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم

۷۳۳۸.الخرائج و الجرائح :پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مكّه شد و هنگام ظهر بود . به بلال ، دستور [اذان ]داد . او بر بام كعبه رفت و اذان گفت . پس هر بتى كه در مكّه بود ، با صورت بر زمين افتاد.
چون سران قريش صداى اذان را شنيدند ، يكى از آنان با خودش گفت : فرو رفتن در دل زمين ، بهتر از شنيدن اين بانگ است!
ديگرى گفت : خدا را شكر كه پدرم را تا امروز ، زنده نگه نداشت!
پيامبر خدا فرمود : «فلانى! تو در دلت چنين گفتى ، و [تو] اى فلانى! در دلت چنان گفتى» .
ابو سفيان گفت : تو مى دانى كه من چيزى نگفتم .
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : «بار خدايا! قوم مرا هدايت كن كه همانا نادان اند» .

۷۳۳۹.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، در حالى وارد مكّه شد كه احرام نداشت و مسلمانان ، مسلّح بودند . او به كعبه درآمد ؛ امّا در حال حج و يا عمره نبود . او هنگام ظهر وارد شد و به بلال ، دستور [اذان ]داد. او نيز بر بام كعبه رفت و اذان گفت.
عِكرمه گفت : به خدا سوگند ، خوش نداشتم كه صداى پسر رَباح را بشنوم كه بر بام كعبه عَرعَر مى كند!
خالد بن اَسيد ۱ گفت : خدا را شكر كه در حقّ ابو عَتّاب ، لطف كرد و نگذاشت كه اين روز را درك كند و ببيند كه پسر رَباح ، بر بام كعبه ايستاده است!
سهيل ـ كه از بقيّه معتدل تر بود ـ گفت : اين ، كعبه خداست و او خود مى بيند و اگر بخواهد ، وضع را تغيير مى دهد.
ابو سفيان گفت : من ، چيزى نمى گويم . به خدا سوگند ، اگر سخنى بگويم ، گمان مى كنم كه اين ديوارها آن را به گوش محمّد مى رسانند!
پيامبر ـ كه درودهاى خدا بر او و خاندانش باد ـ شخصى را نزد آنان فرستاد و به آنان خبر داد كه چه گفته اند. عَتّاب گفت : به خدا سوگند ـ اى پيامبر خدا ـ ما اين سخن ها را گفته ايم و از خدا آمرزش مى طلبيم و به درگاهش توبه مى بريم . و اسلام آورد و نيكوْ مسلمانى شد و پيامبر خدا ، او را بر مكّه گماشت.

1.. ظاهرا عَتّاب بن اَسيد ، درست است ، به قرينه عبارت «در حقّ ابو عتّاب ، لطف كرد» ، و عبارت «عتّاب گفت» ـ كه در انتهاى حديث آمده ـ و نيز به قرينه حديث بعدى .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
398

۷۳۳۸.الخرائج والجرائح :دَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مَكَّةَ ، وكانَ وَقتُ الظُّهرِ ، فَأَمَرَ بِلالاً فَصَعِدَ عَلى ظَهرِ الكَعبَةِ فَأَذَّنَ ، فَما بَقِيَ صَنَمٌ بِمَكَّةَ إلّا سَقَطَ عَلى وَجهِهِ ، فَلَمّا سَمِعَ وُجوهُ قُرَيشٍ الأَذانَ قالَ بَعضُهُم في نَفسِهِ : الدُّخولُ في بَطنِ الأَرضِ خَيرٌ مِن سَماعِ هذا ، وقالَ آخَرُ : الحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم يُعِش والِدي إلى هذَا اليَومِ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا فُلانُ قَد قُلتَ في نَفسِكَ كَذا ، ويا فُلانُ قُلتَ في نَفسِكَ كَذا . فَقالَ أبوسُفيانَ : أنتَ تَعلَمُ أنّي لَم أقُل شَيئاً . قالَ صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ ۱ . ۲

۷۳۳۹.الإمام الصادق عليه السلام :دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَكَّةَ بِغَيرِ إحرامٍ وعَلَيهِمُ السِّلاحُ ، ودَخَلَ البَيتَ ، لَم يَدخُلهُ في حَجٍّ ولا عُمرَةٍ ، ودَخَلَ وَقتُ الظُّهرِ ، فَأَمَرَ بِلالاً فَصَعِدَ عَلَى الكَعبَةِ وأذَّنَ .
فَقالَ عِكرِمَةُ : وَاللّهِ إن كُنتُ لَأَكرَهُ أن أسمَعَ صَوتَ ابنِ رَباحٍ يَنهَقُ ۳ عَلَى الكَعبَةِ!
وقالَ خالِدُ بنُ أسيدٍ ۴ : الحَمدُ للّهِِ الَّذي أكرَمَ أبا عَتّابٍ مِن هذَا اليَومِ مِن أن يَرى ابنَ رَباحٍ قائِما عَلَى الكَعبَةِ!
قالَ سُهَيلٌ : هِيَ كَعبَةُ اللّهِ وهُوَ يَرى ، ولَو شاءَ لَغَيَّرَ ـ وكانَ أقصَدَهُم ۵ ـ .
وقالَ أبو سُفيانَ : أمّا أنَا فَلا أقولُ شَيئا ، وَاللّهِ لَو نَطَقتُ لَظَنَنتُ أنَّ هذِهِ الجُدُرَ تُخبِرُ بِهِ مُحَمَّدا!
وبَعَثَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ وآلِهِ إلَيهِم فَأَخبَرَهُم بِما قالوا ، فَقالَ عَتّابٌ : قَد وَاللّهِ قُلنا يا رَسولَ اللّهِ ذلِكَ فَنَستَغفِرُ اللّهَ ونَتوبُ إلَيهِ . فَأَسلَمَ وحَسُنَ إسلامُهُ ، ووَلّاهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَكَّةَ . ۶

1.في المصدر : «يعملون» ، وهو تصحيف .

2.الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۱۶۳ ح ۲۵۲ ، بحارالأنوار : ج ۲۱ ص ۱۱۹ ح ۱۷ .

3.النَّهيق : صوت الحمار (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۳۶۱ «نهق») .

4.الظاهر أنّ الصحيح هو «عتّاب بن أسيد» بقرينة عبارة : «أكرَمَ أبا عتّاب» الآتية وعبارة : «فقال عتّاب» في ذيل الحديث ، وكذا الحديث الذي يليه .

5.القَصْد في الشيء : خلاف الإفراط ، واقتصد فلان في أمره : أي استقام (لسان العرب : ج ۳ ص ۳۵۴ «قصد») .

6.إعلام الورى : ج ۱ ص ۲۲۶ عن بشير النبّال ، بحارالأنوار : ج ۲۱ ص ۱۳۲ ح ۲۲ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8501
صفحه از 563
پرینت  ارسال به