397
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم

۷۳۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون روز رستاخيز شود ، من ـ خودستايى نباشد ـ نخستين كسى هستم كه زمين برايش شكافته مى شود . به دنبال من ، بلالِ مؤذّن و در پىِ او ، ديگر مؤمنان ، از گورهايشان بيرون مى آيند و بلال ، در حالى كه دستش را بر گوشش نهاده است ، بانگ بر مى آورد كه : «گواهى مى دهم كه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست، و محمّد ، فرستاده خداست . او را با هدايت و دينِ درست فرستاد تا آن را بر هر دينى ، پيروز گردانَد ، هر چند مشركان ، خوش نداشته باشند» ، و ديگر مؤذّنان ، با او هم صدا مى شوند ، تا اين كه به دروازه هاى بهشت مى رسيم.

۷۳۳۵.سنن النسائىـ به نقل از سائب بن يزيد ـ: روز جمعه ، هر گاه پيامبر خدا بر منبر مى نشست ، بلالْ اذان مى گفت و چون از منبر فرود مى آمد ، اقامه مى گفت.

۷۳۳۶.سنن الترمذىـ به نقل از عون بن ابى جُحَيفه ـ: پدرم گفت : بلال را ديدم كه اذان مى گويد و مى چرخد و دهانش را اين طرف و آن طرف مى كند و دو انگشتش را در گوش هايش قرار داده است . پيامبر خدا نيز در خيمه سرخ رنگش بود . فكر مى كنم كه گفت : خيمه چرمى .
پس بلال با چوبْ دستى اى كه نوك فلزى داشت، بيرون آمد و آن را در شن ها فرو برد و پيامبر خدا به طرف آن ، نماز خواند ، در حالى كه از برابر او سگ و الاغ عبور مى كردند . پيامبر صلى الله عليه و آله جامه اى قرمز به تن داشت ، به طورى كه انگار درخشندگى ساق هاى پايش را مى ديدم.

۷۳۳۷.الطبقات الكبرىـ به نقل از ابن ابى مُليكه يا ديگرى ـ: در روز فتح مكّه ، پيامبر خدا به بلال فرمود كه بر بام كعبه اذان بگويد . او بر بام كعبه رفت و اذان گفت . حارث بن هشام و صفوان بن اميّه نشسته بودند . يكى از آن دو، به ديگرى گفت : اين حبشى را بيين!
ديگرى گفت : اگر خدا [از اين وضع ]خوشش نيايد ، تغييرش مى دهد.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
396

۷۳۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ كُنتُ أوَّلَ مَن تَنشَقُّ الأَرضُ عَنّي ولا فَخرَ ، ويَتبَعُني بِلالٌ المُؤَذِّنُ ويَتبَعُهُ سائِرُ المُؤَذِّنينَ وهُوَ واضِعٌ يَدَهُ في اُذُنِهِ وهُوَ يُنادي : «أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ ، وأنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ ، أرسَلَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكونَ» وسائِرُ المُؤَذِّنينَ يُنادونَ مَعَهُ ، حَتّى نَأتِيَ أبوابَ الجَنَّةِ . ۱

۷۳۳۵.سنن النسائي عن السائب بن يزيد :كانَ بِلالٌ يُؤَذِّنُ إذا جَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَى المِنبَرِ يَومَ الجُمُعَةِ ، فَإِذا نَزَلَ أقامَ . ۲

۷۳۳۶.سنن الترمذي عن عون بن أبي جُحَيفة عن أبيه :رَأَيتُ بِلالاً يُؤَذِّنُ ويَدورُ ، ويُتبِعُ فاهُ هاهُنا وهاهُنا ، وإصبَعاهُ في اُذُنَيهِ ، ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في قُبَّةٍ لَهُ حَمراءَ ـ أراهُ قالَ : مِن أدَمٍ ۳ ـ فَخَرَجَ بِلالٌ بَينَ يَدَيهِ بِالعَنَزَةِ ۴ فَرَكَزَها بِالبَطحاءِ ، فَصَلّى إلَيها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَمُرُّ بَينَ يَدَيهِ الكَلبُ وَالحِمارُ ، وعَلَيهِ حُلَّةٌ حَمراءُ ، كَأَنّي أنظُرُإلى بَريقِ ساقَيهِ . ۵

۷۳۳۷.الطبقات الكبرى عن ابن أبيمُليكة أو غيره :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أمَرَ بِلالاً أن يُؤَذِّنَ يَومَ الفَتحِ عَلى ظَهرِ الكَعبَةِ ، فَأَذَّنَ عَلى ظَهرِها وَالحارِثُ بنُ هِشامٍ وصَفوانُ بنُ اُمَيَّةَ قاعِدانِ ، فَقالَ أحَدُهُما لِلآخَرِ : اُنظُر إلى هذَا الحَبَشِيِّ! فَقالَ الآخَرُ : إن يَكرَههُ اللّهُ يُغَيِّرهُ . ۶

1.كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۴۳۲ ح ۳۲۰۳۱ نقلاً عن العقيلي وابن عساكر عن أنس .

2.سنن النسائي : ج ۳ ص ۱۰۱ ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۴۳۴ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸۹ ص ۱۵۰ .

3.أدَم واُدُم : جمع الأديم ؛ وهو الجِلد المدبوغ (المصباح المنير : ص ۹ «أدم») .

4.العَنَزَة : عَصا أقصر من الرمح ، ولها زجٌّ [ أي حديدة] من أسفلها (المصباح المنير : ص ۴۳۲ «عنز») .

5.سنن الترمذي : ج ۱ ص ۳۷۵ ح ۱۹۷ .

6.الطبقات الكبرى : ج ۳ ص ۲۳۴ وراجع : مجمع البيان : ج ۹ ص ۲۰۳ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8513
صفحه از 563
پرینت  ارسال به