153
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم

۶۸۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سركش ترينِ مردم بر خداوند متعال ، كسى است كه آن را كه قصد كشتن او را نداشته است ، بكُشد و آن را كه او را نزده ، بزند .

۶۸۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بنده، تا زمانى كه خون به ناحقى را نريزد، از گشايش دينى برخوردار است .

۶۸۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دل بنده ، هميشه پذيراى بيم و اميد است، تا آن گاه كه خونى را به ناحق بريزد. پس چون خون ريخت، دلش واژگون مى شود و بر اثر گناه، مانند كوره آهنگرى تفتيده و سياه مى شود و ديگر ، نه كار خوب را خوب مى داند و نه كار بد را زشت مى شمارد .

۶۸۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در روز قيامت ، نخستين چيزى كه درباره آن ميان مردم داورى مى شود، خون است.

۶۸۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين چيزى كه خداوند در روز قيامت درباره آن به داورى مى پردازد، [ريختن ]خون است. خدا ، دو فرزند آدم عليه السلام (هابيل و قابيل) را نگه مى دارد و ميان آنها داورى مى كند. سپس ، ميان كسانى كه بعد از آنها آمده اند و دعواى خونى دارند ، حكم مى شود ، تا جايى كه از آنها كسى باقى نمى مانَد و حساب ديگر مردمان ، پس از آنهاست ، تا جايى كه مقتول با چهره اى خون آلود ، قاتل خود را مى آورد و مى گويد: اين ، مرا كُشت .
خداوند مى فرمايد : «تو او را كشتى؟» و او نمى تواند سخنى را از خدا كتمان كند.

۶۹۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر همه دنيا نابود شوند ، نزد خدا اهمّيتش كمتر از خونى است كه به ناحق ريخته شود.

۶۹۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[روز قيامت] مقتول، در حالى كه از شاه رگ هاى گردنش خون فوران مى كند، قاتل خود را مى گيرد و به پيشگاه خداوند قدرتمند مى آورد ومى گويد: پروردگارا! از اين بپرس كه به چه جرمى مرا كُشت؟
خداوند مى فرمايد: «به چه گناهى او را كشتى؟» .
مى گويد: او را كشتم تا فلانى به عزّت و قدرت برسد.
به او گفته شود: «عزّت و اقتدار ، از آنِ خداست» .

۶۹۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[روز قيامت] مردى ، در حالى كه دست مردى را گرفته است، مى آيد و مى گويد: اى پروردگار من! اين ، مرا كُشت .
خداوند به او مى فرمايد: «چرا او را كشتى؟» .
پاسخ مى دهد: او را كشتم، تا عزّت و اقتدار ، از آنِ تو باشد.
خداوند مى فرمايد: «آن ، از آنِ من است» .
مرد ديگرى در حالى كه دست مردى را گرفته است ، مى آيد و مى گويد: پروردگار من! اين ، مرا كُشت.
خداوند مى فرمايد: «چرا او را كُشتى؟» .
پاسخ مى دهد: براى آن كه فلانى به عزّت و اقتدار برسد.
خداوند مى فرمايد: «عزّت و اقتدار ، از آنِ او نيست» . پس به انتقام خون او كشته مى شود.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
152

۶۸۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :إنّ أعتَى الناسِ علَى اللّهِ تعالى مَن قَتَلَ غيرَ قاتِلِهِ ، ومَن ضَرَبَ مَن لم يَضرِبهُ . ۱

۶۸۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :لا يَزالُ العَبدُ في فُسحَةٍ مِن دِينِهِ ما لم يُصِبْ دَما حَراما . ۲

۶۸۹۷.عنه صلى الله عليه و آله :لا يَزالُ قَلبُ العَبدِ يَقبَلُ الرَّغبَةَ والرَّهبَةَ حتّى يَسفِكَ الدمَ الحَرامَ ، فإذا سَفَكَهُ نُكِسَ قَلبُهُ ، صارَ كأنَّهُ كِيرٌ مُحْمٍ أسوَدُ مِن الذَّنبِ ، لا يَعرِفُ مَعروفا ولا يُنكِرُ مُنكَرا . ۳

۶۸۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :أوَّلُ ما يُقضى بينَ الناسِ يَومَ القِيامَةِ في الدِّماءِ . ۴

۶۸۹۹.عنه صلى الله عليه و آله :أوَّلُ ما يَحكُمُ اللّهُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ الدِّماءُ ، فَيُوقِفُ ابنَي آدَمَ فَيَفصِلُ بينَهُما ، ثُمّ الذينَ يَلونَهُما مِن أصحابِ الدِّماءِ حتّى لا يَبقى مِنهُم أحَدٌ ، ثُمّ الناسُ بعدَ ذلكَ حتّى يَأتِيَ المَقتولُ بقاتِلِهِ ، فَيَتَشَخَّبَ في دَمِهِ وجهُهُ فيقولَ: هذا قَتَلَني ، فيَقولُ : أنتَ قَتَلتَهُ ؟ فلا يَستَطيعُ أن يَكتُمَ اللّهَ حَديثا . ۵

۶۹۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :لَزَوالُ الدنيا جَميعا أهوَنُ علَى اللّهِ مِن دَمٍ سُفِكَ بغيرِ حَقٍّ . ۶

۶۹۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :يَجيءُ المقتولُ آخِذا قاتِلَهُ وأوداجُهُ تَشخَبُ دَما عندَ ذِي العِزَّةِ ، فيقولُ : يا رَبِّ ، سَلْ هذا فِيمَ قَتَلَني ؟ فيَقولُ : فِيمَ قَتَلتَهُ ؟ قالَ : قَتَلتُهُ لِتَكونَ العِزَّةُ لفلانٍ ، قيلَ : هِي للّهِِ . ۷

۶۹۰۲.عنه صلى الله عليه و آله :يَجيءُ الرجلُ آخِذا بِيَدِ الرَّجُلِ فيَقولُ : يا رَبِّ هذا قَتَلَني ، فيقولُ اللّهُ لَهُ : لِمَ قَتَلتَهُ ؟ فيقولُ : قَتَلتُهُ لِتَكونَ العِزّةُ لكَ ، فيقولُ : فإنّها لي . ويَجيءُ الرجُلُ آخِذا بيدِ الرجُلِ فيقولُ : أي رَبِّ إنَّ هذا قَتَلَني ، فيقولُ اللّهُ: لِمَ قَتَلتَهُ ؟ فيقولُ : لِتَكونَ العِزّةُ لفلانٍ ، فيقولُ : فإنّها لَيسَت لفلانٍ ، فَيَبُوءُ بِإثمِهِ . ۸

1.ثواب الأعمال : ص ۳۲۷ ح ۷ عن الحلبى عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۱۴۹ ح ۹ .

2.كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۴ ح ۳۹۹۰۷ عن ابن عمر .

3.كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۳۳ ح ۳۹۹۵۱ نقلاً عن الديلمي عن معاذ .

4.كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۰ ح ۳۹۸۸۷ عن ابن مسعود .

5.الكافي : ج ۷ ص ۲۷۱ ح ۲ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۷۶ ح ۳۵ .

6.الترغيب والترهيب : ج ۳ ص ۲۹۳ ح ۶.

7.المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۳۴ عن عبداللّه بن مسعود .

8.كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۵ ح ۳۹۹۰۹ عن ابن مسعود .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8450
صفحه از 563
پرینت  ارسال به