431
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

۸۲۹۳.وقعة صفّينـ به نقل از على بن اقمر ـ: ما عدّه اى نزد معاويه رفتيم و حاجت هايمان را برآورده ساختيم. سپس با خود گفتيم : كاش به مردى بر مى خورديم كه از زمان حيات پيامبر خدا بوده و او را ديده باشد. پس نزد عبد اللّه بن عمر رفتيم و گفتيم : اى صحابى پيامبر خدا! از آنچه مشاهده كرده اى و ديده اى ، براى ما حديث كن .
او گفت : اين (يعنى معاويه) ، مرا احضار كرد و گفت : اگر به من خبر برسد كه تو حديث مى گويى ، گردنت را خواهم زد.
من در برابرش زانو زدم و گفتم : دوست دارم تيزترين تيغى كه در سپاه توست ، بر گردن من فرود آيد .
او گفت : به خدا سوگند ، من سرِ آن ندارم كه با تو بجنگم يا تو را بكُشم .
[با اين حال] به خدا سوگند ، هيچ چيز مانع من نمى شود كه آنچه را از پيامبر خدا درباره او شنيده ام ، براى شما باز گويم . من خود ديدم كه پيامبر خدا ، در پىِ او ـ كه كاتب ايشان بود ـ فرستاد، و فرستاده باز آمد و گفت : او مشغول خوردن غذاست .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خداوند ، شكمش را سير نكند!».
پس آيا هرگز او را سير مى بينيد؟ روزى نيز پيامبر صلى الله عليه و آله از درّه اى خارج شد . ابو سفيان را ديد كه سوار است و معاويه و برادرش، يكى مَركبش را از جلو مى كشد و ديگرى از پس مى رانَد. چون پيامبر خدا آنها را ديد ، گفت : «بار خدايا! جلودار و مَركب ران و سواره را لعنت كن» .
ما گفتيم : تو خود از پيامبر خدا شنيدى؟
گفت : آرى . دو گوشم كَر و دو چشم كور باد ، اگر خلاف گفته باشم .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
430

۸۲۹۳.وقعة صفّين عن عليّ بن الأقمر :وَفَدنا عَلى مُعاوِيَةَ وقَضَينا حَوائِجَنا ، ثُمَّ قُلنا : لَو مَرَرنا بِرَجُلٍ قَد شَهِدَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعايَنَهُ ، فَأَتَينا عَبدَ اللّهِ بنَ عُمَرَ فَقُلنا : يا صاحِبَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، حَدِّثنا ما شَهِدتَ ورَأَيتَ .
قالَ : إنَّ هذا أرسَلَ إلَيَّ ـ يَعني مُعاوِيَةَ ـ فَقالَ : لَئِن بَلَغَني أنَّكَ تُحَدِّثُ لأََضرِبَنَّ عُنُقَكَ ، فَجَثَوتُ عَلى رُكبَتَيَّ بَينَ يَدَيهِ ، ثُمَّ قُلتُ : وَدِدتُ أنَّ أحَدَّ سَيفٍ في جُندِكَ عَلى عُنُقي . فَقالَ : وَاللّهِ ما كُنتُ لِاُقاتِلَكَ ولا أقتُلَكَ .
وَايمُ اللّهِ ما يَمنَعُني أن اُحَدِّثَكُم ما سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ فيهِ ؛ رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أرسَلَ إلَيهِ يَدعوهُ ـ وكانَ يَكتُبُ بَينَ يَدَيهِ ـ فَجاءَ الرَّسولُ فَقالَ : هُوَ يَأكُلُ ، فَقالَ : لا أشبَعَ اللّهُ بَطنَهُ ! فَهَل تَرَونَهُ يَشبَعُ ؟
قالَ : وخَرَجَ مِن فَجٍّ فَنَظَرَ رَسولُ اللّهِ إلى أبي سُفيانَ وهُوَ راكِبٌ ومُعاوِيَةُ ، وأخوهُ ، أحَدُهُما قائِدٌ وَالآخَرُ سائِقٌ ، فَلَمّا نَظَرَ إلَيهِم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : اللّهُمَّ العَنِ القائِدَ وَالسّائِقَ وَالرّاكِبَ .
قُلنا : أنتَ سَمِعتَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ قالَ : نَعَم ، وإلّا فَصَمَّتا اُذُنايَ ، كَما عَمِيَتا عَينايَ . ۱

1.وقعة صفّين : ص ۲۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۱۹۰ ح ۴۷۲ و ۴۷۳ وراجع : تاريخ الطبري : ج ۱۰ ص ۵۸ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6685
صفحه از 547
پرینت  ارسال به