۸۱۶۷.كفاية الطالبـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا ، دستِ حسين بن على عليهماالسلامرا مى گرفت و او را بر بدن خود بالا مى بُرد و مى فرمود :
«كوچولوى ريزه ميزه
برو بالا ، چشمْ تيزه!
بار خدايا ! من ، او را دوست مى دارم . پس تو نيز او را و هر كس را كه دوستش مى دارد ، دوست بدار».
۸۱۶۸.المناقب ، ابن مَغازلىـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: پيامبر خدا را ديدم كه حسن و حسين عليهماالسلام را بر دوش خود گذاشته است و مى گويد : «بار خدايا ! من ، اين دو را دوست دارم . تو هم آنها را دوست بدار».
۸۱۶۹.كفاية الأثرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم . ديدم كه حسن عليه السلام بر شانه او و حسين عليه السلام روى زانوى اوست و آن دو را مى بوسد و مى گويد : «بار خدايا ! با هر كه دوستِ اينهاست ، دوست باش و با هر كس كه دشمن اينهاست ، دشمن باش».
۸۱۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره حسن و حسين عليهماالسلام ـ: بار خدايا ! من از تو درباره اين دو ، همان چيزى را درخواست مى كنم كه ابراهيم عليه السلام فرزندانش از تو درخواست كرد .
بار خدايا ! اين دو را و دوستدارِ اين دو را دوست بدار و هر كس را كه با اين دو دشمنى مى كند ، به اندازه آسمان و زمين ، لعنت كن».
۸۱۷۱.خصائص أمير المؤمنين عليه السلامـ به نقل از اُسامة بن زيد ـ: شبى براى حاجتى ، درِ خانه پيامبر خدا را كوبيدم . ايشان ، در حالى كه چيزى همراهش بود و براى من مشخّص نبود كه چيست ، بيرون آمد . چون كارم تمام شد ، گفتم : اين چيست كه همراه خود ، زير جامه دارى؟
جامه اش را كنار زد ، ديدم حسن و حسين عليهماالسلام پشت سرش هستند . گفت : «اين دو ، فرزندان من و فرزندان دخترِ من هستند . بار خدايا! تو مى دانى كه من ، اين دو را دوست دارم . پس تو هم آنها را دوست بدار . بار خدايا ! تو مى دانى كه من ، اين دو را دوست دارم . پس تو هم آنها را دوست بدار».