319
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

۱۶ / ۳

حسن و حسين

۸۱۶۴.صحيح البخارىـ به نقل از بَراء ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدم كه حسن بن على عليه السلام روى شانه اش بود و مى گفت: «بار خدايا ! من ، او را دوست دارم. تو نيز دوستش بدار».

۸۱۶۵.المناقب ، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: حسن عليه السلام در حالى كه گردن بندى از مُهره به گردن داشت ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و هر دو ، يكديگر را در آغوش كشيدند . پيامبر خدا ، سه بار گفت : «بار خدايا ! من ، او را دوست دارم . تو نيز او و دوستدارش را دوست بدار».

۸۱۶۶.تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: با پيامبر صلى الله عليه و آله در يكى از بازارهاى مدينه بودم كه برگشت و من هم با او برگشتم . چون به درِ خانه فاطمه عليهاالسلام رسيدم ، سه بار حسن عليه السلام را صدا زد ؛ امّا كسى پاسخى نداد .
پيامبر صلى الله عليه و آله به راه خود ادامه داد تا آن كه به خانه عايشه رسيد . نشست و من هم با ايشان نشستم . در اين هنگام ، حسن عليه السلام در حالى كه گردن بندى از مُهره بر گردنش بود ، آمد . به گمانم مادرش او را نگه داشته بود تا آن گردن بند را به گردنش بياويزد.
پيامبر خدا ، دستش را اين چنين به طرف حسن عليه السلام دراز كرد و او را در آغوش گرفت و گفت : «بار خدايا ! من ، او را دوست دارم . تو نيز او را و هم آن كس را كه دوستش مى دارد ، دوست بدار».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
318

۱۶ / ۳

الحَسَنانِ

۸۱۶۴.صحيح البخاري عن البراء :رَأَيتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ـ وَالحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام عَلى عاتِقِهِ ـ يَقولُ : اللّهُمَّ إنّي اُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ . ۱

۸۱۶۵.المناقب لابن شهر آشوب عن أبي هريرة :قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وقَد جاءَهُ الحَسَنُ عليه السلام وفي عُنُقِهِ السِّخابُ ۲ ، فَالتَزَمَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَالتَزَمَ هُوَ رَسولَ اللّهِ ، وقالَ : اللّهُمَّ إنّي اُحِبُّهُ ، فَأَحِبَّهُ وأحِبَّ مَن يُحِبُّهُ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ . ۳

۸۱۶۶.تاريخ دمشق عن أبي هريرة :كُنتُ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في سوقٍ مِنَ الأَسواقِ بِالمَدينَةِ ، فَانصَرَفَ وَانصَرَفتُ مَعَهُ حَتَّى انتَهَيتُ إلى فِناءِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ، فَنادى ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ يَعنِي الحَسَنَ عليه السلام ـ فَلَم يُجِبهُ أحَدٌ ، فَانصَرَفَ حَتَّى انتَهى إلى بَيتِ عائِشَةَ فَقَعَدَ وقَعَدتُ مَعَهُ ، فَأَقبَلَ الحَسَنُ عليه السلام وفي عُنُقِهِ سِخابٌ ، فَظَنَنتُ أنَّما حَبَسَتهُ اُمُّهُ تَلبَسُهُ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هكَذا ـ بِيَدِهِ ـ إلَى الحَسَنِ عليه السلام ، هكَذا وَالتَزَمَهُ ، وقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ إنّي اُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ وأحِبَّ مَن يُحِبُّهُ . ۴

1.صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۳۷۰ ح ۳۵۳۹ ؛ الأمالي للطوسي : ص ۲۴۹ ح ۴۴۲ ، بحار الأنوار : ج ۳۷ ص ۷۳ ح ۴۰ .

2.السِّخاب : خيط يُنظَم فيه خرزٌ ويلبسه الصبيان والجواري (النهاية : ج ۲ ص ۳۴۹ «سخب») .

3.المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۲۵ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۹۴ ح ۵۵ ؛ صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۸۲ ح ۵۶ وفيه ذيله من «اللّهمّ إنّي اُحبّه...» .

4.تاريخ دمشق : ج ۱۳ ص ۱۹۱ ح ۳۱۵۴ ؛ شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۰۶ ح ۱۰۴۰ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۴۳ ص ۳۰۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6858
صفحه از 547
پرینت  ارسال به