305
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد یازدهم

پنج . شب قدر در مناطق مختلف

يكى از مسائل مهم درباره شب قدر ، اين است كه : آيا شب قدر در مناطق مختلف ، يكى است يا متفاوت است؟ بررسى اين موضوع ، به چند نظريّه مى انجامد كه به آنها اشاره مى شود :
۱ . نظريّه منسوب به مشهور فقهاى شيعه كه معتقدند آغاز ماه هاى قمرى در همه شهرها ، يكسان نيست؛ بلكه اتّحاد اُفق ، ۱ شرط ثبوت هلال است. بنا بر اين نظريّه ، شب قدر ، در همه مناطق و شهرها يكى نخواهد بود.
۲. شمارى از محقّقان ۲ بر اين عقيده اند كه آغاز ماه هاى قمرى ، در همه مناطق ، يكى است و اگر در يك منطقه ، هلال ماه رمضان ديده شود ، در مناطق ديگر هم ماه رمضان آغاز مى شود. ۳ بر اساس اين نظريّه ، شب قدر در همه مناطق ، يك شب معيّن خواهد بود.
۳. شب قدر ، عبارت است از: يك دوره كامل شب در همه كره زمين. پس فرقى نيست كه آغاز ماه هاى قمرى در همه مناطق و سرزمين ها ، يكى باشد يا مختلف.
توضيح اين نظريّه ، چنين است :
شب ، همان سايه نيم كره زمين است كه بر نيم كره ديگر مى افتد و مى دانيم اين سايه ، همراه گردش زمين ، در حركت است و يك دوره كامل آن ، در بيست و چهار ساعت ، انجام مى شود.
بنا بر اين ، ممكن است شب قدر ، يك دوره كامل شب به دور زمين باشد؛ يعنى مدّت بيست و چهار ساعت تاريكى (كه تمام نقاط زمين را زير پوشش خود قرار مى دهد) شب قدر است كه آغاز آن ، از يك نقطه شروع مى شود و در نقطه اى ديگر ، پايان مى گيرد . ۴
بر اين اساس ، جدا كردن حكم شب قدر از حكم روز اوّل ماه ، درست نيست . حال اگر استدلال نظريّه سوم را بپذيريم و شب قدر را يك «بيست و چهار ساعت» بدانيم ، به همين گونه مى توان با روز اوّل ماه نيز برخورد كرد و آن را در همه مناطق و سرزمين ها يكى شمرد ، بخصوص كه اطلاق احاديث هم مؤيّد آن است . در نتيجه ، اين نظريّه با نظريّه دوم ، يكى مى شود .
البتّه به نظر ما ، نظريّه دوم ، به ظواهر قرآن و احاديث و به مقتضاى عقل و اعتبار ، نزديك تر است، چنان كه معتقديم گذشته از همه استدلال هايى كه براى تعيّن و وحدت ليلة القدر شده ، اهمّيت فوق العاده اين شب بزرگ ، اقتضا مى كرده كه اهل بيت عليهم السلام ـ بخصوص هنگامى كه در اثر فتوحات بزرگ ، اسلام تا دورترين ممالك جهان پيشروى كرده بود ـ متعدّد بودن شب قدر را تذكّر دهند .
با اين همه ، با عنايت به نظريّه مشهور ، رعايت احتياط ، بى ترديد ، موجب بهره گيرى بيشتر از بركات ماه رمضان خواهد شد .
و خوشا آنان كه از اين نعمت برخوردارند كه براى شناخت و تعيين شب قدر ، نيازى به اين گونه حرف ها ندارند و با چشمِ دل ، حقايق شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و «روح» را مى بينند و از بركات آن به بهترين شكل ، بهره هاى سرشار مى برند. نعمتى كه اينان از آن برخوردارند ، به شناخت شب قدرْ پايان نمى گيرد ؛ بلكه در تعيين اوّل ماه نيز چنين اند و نيازى به استهلال و گواهىِ شاهدان و بهره گيرى از ابزارهاى علمى و نجومى ندارند. عارف بزرگوار و فقيه وارسته ، سيّد بن طاووس رحمه الله ، اين حالت را چنين توصيف مى كند:
بدان كه وقتى خداوند بخواهد مراد خود را به بندگانش بفهمانَد ، آن منحصر به ادراك عقلى يا نگاه شرعى نيست؛ چرا كه خداوند ، قدرت ذاتى دارد و مى تواند هر چه را هر وقت اراده كند ، به بندگانش بشناسانَد .
من ، كسى را به يقين مى شناسم كه اوّل ماه ها را مى داند ، بى آن كه به هلال بنگرد ، يا شاهدانْ پيش او گواهى دهند ، يا به احاديثى كه گذشت ، عمل كند ، يا به سخن منجّم يا به استخاره يا به گفته اهل عدد و يا به خواب ، تكيه كند؛ بلكه او بر اساس فضل پروردگار جهان ـ كه به او فروغِ خِرد بخشيده است ، بى آن كه خواسته باشد و [نيز] علم به بديهيّات را به او عطا كرده ، بى آن كه آن را طلبيده باشد ـ مى داند؛ ليكن تنها خودِ او مكلّف به آن يقينى است كه به نحو معيّن به آن رسيده است. ۵
به نظر مى رسد كه در متن ياد شده ، اشاره سيّد بن طاووس به خودش باشد و براى پرهيز از خودستايى ، به آن تصريح نكرده است .

1. مگر در مواردى كه هلال با رؤيت قطعى ، ثابت مى شود.

2. اگر اُفق ، مختلف باشد و هلال در مناطق غربى ديده شود ، آيا براى مناطق شرقى كفايت مى كند (مثل: سوريه نسبت به عراق) ، يا نه؟ مشهور ، دومى (عدم كفايت) است؛ چون معتقد به اتّحاد اُفق اند. بعضى از محقّقان نيز بر اوّلى (كفايت) معتقدند و ثبوت ماه در يك جا را براى همه جا كافى مى دانند ، از جمله: علّامه حلّى در المنتهى و مؤلّفِ الوافى و الحدائق و المستند و مرحوم خوانسارى و ديگران. صاحب جواهر نيز به اين نظر متمايل است. شهيد نيز در الدروس ، آن را محتمل دانسته است (مستند العروة الوثقى ، كتاب الصوم : ج ۲ ص ۱۱۶) .

3. آية اللّه خويى رحمه الله براى اثبات اين نظريّه ، علاوه بر تمسّك به اطلاق روايات ، به يك مسئله نجومى نيز استدلال كرده ، مى گويد : ماه ، خودش جِرمى تاريك است و به سبب رويارويى با خورشيد ، از آن نور مى گيرد. پيوسته ، نيمى از ماه ، روشن و نيم ديگرش تاريك است ، جز آن كه آن نيمه روشن ، هميشه براى ما ديدنى نيست؛ بلكه به خاطر اختلاف در گردش ماه ، كم و زياد ديده مى شود. در شب چهاردهم از هر ماه (بلكه در شب پانزدهم ، اگر ماه سى روز باشد) ، به فاصله كمى از غروب خورشيد ، وقتى ماه از افق مشرق طلوع مى كند ، همه نيمه رو به مغربِ آن روشن است؛ چرا كه با خورشيد ، روبه روست ، همچنان كه نيمه رو به شرقِ آن ، تاريك است. سپس اين نور در شب هاى بعد ، سير نزولى مى يابد و بر اساس خطّ سير ماه ، كم كم از وسعت آن ، كاسته مى شود ، تا آن كه در اواخر ماه به سمت مغرب مى رسد و ديگر ، نيمه روشن آن رو به خورشيد است و همه نيمه تاريك آن ، رو به ماست. اين ، همان است كه از آن به «تحت الشعاع» و «محاق» تعبير مى شود كه هيچ جزئى از آن ديده نمى شود؛ چرا كه نيمه روشن آن ، نه تمام آن (مثل شب چهاردهم) و نه بخشى از آن (مثل شب هاى پيش يا بعد از شب چهاردهم) ، رو به ما نيست. سپس كم كم از محاق در مى آيد و بخشى از آن از سمت مشرق ، آشكار مى شود و به صورت هلال باريك ديده مى شود. اين ، معناى پيدايش و تولّد هلال است. پس هر گاه از آن اندكى هم ديده شود ، نشانگر اين است كه ماه قبلى پايان يافته و آغازى براى ماه جديد است. بنا بر اين ، پيدايش هلال ، يعنى: بيرون آمدن آن از تحت الشعاع ، به اندازه اى كه اجمالاً ديده شود. اين مسئله اى واقعى و يكسان است و در شهرى با شهر ديگر ، تفاوت ندارد و نيز در منطقه اى با منطقه ديگر؛ چون همان گونه كه روشن شد ، نسبتى ميان ماه و خورشيد وجود دارد ، نه ميان ماه و زمين. پس اختلاف سرزمين ها تأثيرى در پيدايش اين پديده طبيعى در فضا ندارد . بدين ترتيب ، پيدايش هلال ماه ، آغاز ماه قمرى براى همه مناطق زمين است ، با همه اختلافى كه در مشرق و مغرب دارند ، هر چند در بعضى مناطق به سبب مانع بيرونى (مثل: نور خورشيد يا حايل شدن كوه ها و شبيه آن) هلال ديده نشود . البتّه اين ، در مورد مناطقى كه محلّ ديدن آنها در شب ، مشترك يا نزديك به هم است ، به گونه اى كه يك شب براى هر دو منطقه ، شب باشد ـ هر چند براى يك جا اوّلِ شب و براى جاى ديگر پايانِ شب باشد ـ ، پذيرفتنى است ، كه اين مسئله بر يك نيم كره زمين منطبق مى شود ، نه بر نيم كره ديگر كه خورشيد در هنگام غروب نزد ما در حال تابيدن بر آن است و روشن است كه آن هنگام نزد آنان ، روز است و بى معناست كه نسبت به آنان هم حكم شود كه شب اوّل ماه است. شايد آيه شريف: « رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ؛ پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر» (الرحمن : آيه ۱۷) به اين نكته اشاره مى كند؛ چون زمين به لحاظ رو به خورشيد بودن يا نبودن ، دو نيمه دارد و هر نيمه مشرقى دارد و مغربى. هر گاه خورشيد بر نيمى مى تابد ، از نيمِ ديگر غروب مى كند و به عكس. از اين رو ، زمينْ دو مشرق دارد و دو مغرب. شاهد بر اين ، آيه شريف: « يَــلَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ؛ كاش ميان من و تو فاصله ميان دو مشرق بود!» (زخرف : آيه ۳۸) كه مى رساند اين ، بيشترين و طولانى ترين فاصله ميان دو نقطه زمين است ، يكى مشرقِ اين نيمه و ديگرى مشرقِ آن نيمه . بنا بر اين ، اگر در يكى از دو نيم كره ، ماه قابل ديدن باشد ، حكم مى شود كه آن شب ، براى ساكنان اين نيمه ـ كه در شب بودنِ آن براى آنان ، مشترك اند ـ اوّلِ ماه است ، هر چند در آغاز و پايان شب ، اختلاف داشته باشند ... . مقتضاى اين روايات كه با واقعيّت هم منطبق است ، آن است كه مدار حُكم ، بر اتّحاد اُفق نيست و هيچ مقتضى اى وجود ندارد كه روايات را بر اين حمل كنيم؛ چون هيچ وجهى براى اين تقييد نگفته اند ، مگر مقايسه وضع هلال به اوقات نمازها ، كه ضعف آن را شناختى و قياسى مع الفارق است و توضيح بيشتر نمى خواهد. از سوى ديگر ، آنچه در دعاى نماز عيد آمده ، اين مطلب را تأييد مى كند ، آن جا كه امام عليه السلام مى فرمايد: «تو را به حقّ اين روز مى خوانم ؛ روزى كه آن را براى مسلمانان ، عيد قرار داده اى» ، كه به روشنى ، از آن فهميده مى شود كه يك روز مشخّص كه با كلمه «اين» به آن اشاره شده ، عيد همه مسلمانانى است كه در اطراف كره زمين (با وجود اختلاف در اُفق ها) پراكنده اند ، نه آن كه مخصوص شهرى باشد ، نه شهر ديگر . آيه مربوط به شب قدر نيز كه مى گويد: «بهتر از هزار ماه است» و «هر كار حكمت آميزى ، در آن فيصله مى يابد» ، همين گونه است و آيه در اين ظهور دارد كه: آن ، يك شبِ معيّن براى همه مردم و همه جهانيان است ، با احكام خاص ، نه اين كه هر منطقه و سرزمينى ، شبى مخصوص داشته باشد ، جدا از سرزمين هاى ديگر» (ر.ك : مستند العروة الوثقى ، كتاب الصوم : ج ۲ ص ۱۱۸ ـ ۱۲۲) .

4. تفسير نمونه : ج ۲۷ ص ۱۹۲ .

5. الإقبال : ج ۱ ص ۶۱ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد یازدهم
304
  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد یازدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4612
صفحه از 549
پرینت  ارسال به