95
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم

۱۰۲۳۵.صحيح البخارىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا ، نهى فرمود كه ساكن شهر يا روستا ، به باديه نشين چيزى بفروشد و [فرمود:] «در رقابت با يكديگر ، قيمت را بالا نبريد ؛ و كسى بر معامله برادر [مسلمان ]خود در نيايد» .

۱۰۲۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فريفته شده [در معامله] ، نه ستوده است و نه پاداش دارد .

۴ / ۷

شغل هاى نكوهيده

۱۰۲۳۷.امام كاظم عليه السلام :مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به ايشان گفت: من اين فرزندم را سواد آموخته ام. حالا او را به چه شغلى بگمارم؟
فرمود : «خدا پدرت را بيامرزد! او را در هر شغلى بگذار؛ امّا به پنج گروه مسپارش: سيّاء، زرگر، قصّاب، گندم فروش و برده فروش».
مرد گفت: اى پيامبر خدا! سيّاء كيست؟
فرمود: «[سيّاء ،] كسى است كه كفن مى فروشد و آرزوى مرگ افراد امّت مرا دارد، در حالى كه يك نوزادِ امّت خود را، از هر آنچه آفتاب بر آن مى تابد، بيشتر دوست دارم.
امّا زرگر؛ زيرا به فكر مغبون ساختن افراد امّت من است. و قصّاب؛ زيرا آن قدر حيوان مى كشد كه رَحم از دلش رخت بر مى بندد. و گندم فروش؛ زيرا ارزاق امّت مرا احتكار مى كند. اگر كسى با عنوانِ دزد، خدا را ديدار كند، بهتر است از اين كه او را در حالى ديدار كند كه خوراك مردم را چهل روز احتكار كرده باشد. و برده فروش؛ زيرا جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: اى محمّد! بدترين افراد امّت تو، كسانى هستند كه انسان، خريد و فروش مى كنند».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
94

۱۰۲۳۵.صحيح البخاري عن أبي هريرة :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يَبيعَ حاضِرٌ لِبادٍ . (ولا تَناجَشوا ، ولا يَبيعُ الرَّجُلُ عَلى بَيعِ أخيهِ ...) . ۱

۱۰۲۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المَغبونُ غَيرُ مَحمودٍ ولا مَأجورٍ . ۲

۴ / ۷

المَكاسِبُ المَذمومةُ

۱۰۲۳۷.الإمام الكاظم عليه السلام :جاء رجلٌ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله فقال : يا رسولَ اللّهِ قد عَلَّمتُ ابني هذا الكتابَ ففي أيِّ شيءٍ اُسَلِّمُهُ ؟ فقالَ : سَلِّمْهُ ـ للّهِ أبوكَ ـ ولا تُسَلِّمْهُ في خَمسٍ : لا تُسَلِّمْهُ سَيّاءً ، ولا صايغا ، ولا قَصّابا ، ولا حَنّاطا ، ولا نَخّاسا .
فقالَ : يا رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وما السَّيّاءُ ؟ قالَ : الذي يَبيعُ الأكفانَ ويَتَمَنّى مَوتَ اُمَّتي ، ولَلمَولُودُ عَن اُمَّتي أحَبُّ إلَيَّ ممّا طَلَعَت علَيهِ الشَّمسُ ، وأما الصائغُ فإنّهُ يُعالِجُ غَبنَ اُمّتي ، وَأمّا القَصّابُ فإنّهُ يَذبَحُ حتّى تَذهَبَ الرَّحمَةُ مِن قَلبِهِ ، وأمّا الحَنَّاطُ فإنّهُ يَحتَكِرُ الطَّعامَ على اُمَّتي ، ولَأن يَلقَى اللّهُ العَبدَ سارِقا أحَبُّ إليَّ مِن أن يَلقاهُ قدِ احتَكَرَ طَعاما أربَعينَ يَوما . وأمّا النَّخّاسُ فإنّهُ أتاني جَبَرئيلُ عليه السلام فقالَ : يا محمّدُ ، إنَّ شِرارَ اُمَّتِكَ الذينَ يَبيعُونَ الناسَ . ۳

1.. صحيح البخاري : ج ۲ ص ۷۵۲ ح ۲۰۳۳ .

2.. الخصال : ص ۶۲۱ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۱۰ ص ۹۹ ح ۱ ؛ المعجم الكبير : ج ۳ ص ۸۳ ح ۲۷۳۲ عن الإمام الحسن عن أبيه عليهماالسلام عن جدّه صلى الله عليه و آله .

3.. معاني الأخبار : ص ۱۵۱ ح ۱ عن إبراهيم بن عبدالحميد ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۷۷ ح ۱ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7363
صفحه از 573
پرینت  ارسال به