311
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم

۱۰۶۱۶.التوحيدـ به نقل از زيد بن وهب ، از ابو ذر ـ: شبى از شب ها بيرون رفتم و پيامبر خدا را ديدم كه تنها قدم مى زند و هيچ كس با وى نيست . گمان كردم كه دوست نمى دارد كسى با ايشان همراه باشد . پس در سايه ماه به گام زدن پرداختم . مرا ديد و فرمود : «كيست؟» .
گفتم: خدا مرا فداى تو سازد! ابو ذرم .
فرمود: «اى ابو ذر! پيش بيا» .
پس چندى با ايشان قدم زدم . فرمود: «در روز قيامت ، آنان كه [از مال دنيا ]بيشتر دارند ، كم مايه ترند ، مگر آن كس كه خدا به وى خير عطا فرموده باشد و او از آن ، به راست و چپ و پيش رو و پشتِ سر ببخشد و با آن ، كار نيك كند» .

۱۰۶۱۷.سنن الترمذىـ به نقل از معرور بن سويد ، از ابو ذر ـ: نزد پيامبر خدا رفتم كه در سايه كعبه نشسته بود . مرا ديد كه پيش مى آيم . فرمود : «به خدا سوگند كه در روز قيامت ، آنان زيانكارند» .
[با خود] گفتم: مرا چه شده است؟ شايد درباره من ، چيزى نازل شده است . پس به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم: پدر و مادرم فدايت! آنان كيان اند؟
فرمود: «كسانى اند كه بيشتر [مال دنيا] دارند ، مگر كسى كه چنين و چنين و چنين (كار خير) كند» .
سپس قدرى خاك به پيش رو و راست و چپ خود پاشيد و فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، هيچ كس نمى ميرد كه از خود ، شتر يا گاوى بر جا بگذارد كه زكاتش را ادا نكرده باشد ، مگر آن كه روز قيامت ، آن حيوان ، فربه تر و بزرگ تر مى آيد و او را لگدمال مى كند و با شاخ هايش وى را مى راند ؛ و اين كار ، پياپى از سر گرفته مى شود تا در ميان مردم بر وى حكم شود» .

ز ـ نابودى

قرآن

«پس چون آنچه را كه بِدان پند داده شده بودند فراموش كردند، درهاى هر چيزى [ از نعمت ها ]را بر آنان گشوديم، تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند ، شاد گرديدند . ناگهان [ گريبان ]آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
310

۱۰۶۱۶.التوحيد عن زيد بن وهب عن أبي ذرّ :خَرَجتُ لَيلَةً مِنَ اللَّيالي فَإِذا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَمشي وَحدَهُ لَيسَ مَعَهُ إنسانٌ ، فَظَنَنتُ أنَّهُ يَكرَهُ أن يَمشِيَ مَعَهُ أحَدٌ ، قالَ : فَجَعَلتُ أمشي في ظِلِّ القَمَرِ ، فَالتَفَتَ فَرَآني ، فَقالَ : مَن هذا ؟ قُلتُ : أبو ذَرٍّ جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ ! قالَ : يا أبا ذَرٍّ تَعالَ . فَمَشَيتُ مَعَهُ ساعَةً ، فَقالَ : إنَّ المُكثِرينَ هُمُ الأَقَلّونَ يَومَ القِيامَةِ ، إلّا مَن أعطاهُ اللّهُ خَيرا ، فَنَفَحَ مِنهُ بِيَمينِهِ وشِمالِهِ وبَينَ يَدَيهِ ووَراءَهُ ، وعَمِلَ فيهِ خَيرا . ۱

۱۰۶۱۷.سنن الترمذي عن المعرور بن سويد عن أبي ذرّ :جِئتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ جالِسٌ في ظِلِّ الكَعبَةِ ، قالَ : فَرَآني مُقبِلاً ، فَقالَ : هُمُ الأَخسَرونَ ـ ورَبِّ الكَعبَةِ ـ يَومَ القِيامَةِ . قالَ : فَقُلتُ : ما لي؟ لَعَلَّهُ اُنزِلَ فِيَّ شَيءٌ ! قالَ : قُلتُ : مَن هُم فِداكَ أبي واُمّي! ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : هُمُ الأَكثَرونَ إلّا مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا . فَحَثا بَينَ يَدَيهِ وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ ، ثُمَّ قالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لا يَموتُ رَجُلٌ فَيَدَعُ إبِلاً أو بَقَرا لَم يُؤَدِّ زَكاتَها إلّا جاءَتهُ يَومَ القِيامَةِ أعظَمَ ما كانَت وأسمَنَهُ ، تَطَؤُهُ بِأَخفافِها ، وتَنطَحُهُ بِقُرونِها؛ كُلَّما نَفِدَت اُخراها عادَت عَلَيهِ اُولاها، حَتّى يُقضى بَينَ النّاسِ . ۲

ز ـ الهَلاكُ

الكتاب

« فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَ بَ كُلِّ شَىْ ءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَآ أُوتُواْ أَخَذْنَـهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ » . ۳

1.. التوحيد : ص ۴۰۹ ح ۹ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۷ ح ۱۷ ؛ صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۶۶ ح ۶۰۷۸ .

2.. سنن الترمذي : ج ۳ ص ۱۲ ح ۶۱۷ .

3.. الأنعام : ۴۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6672
صفحه از 573
پرینت  ارسال به