۲۵۳.الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن عمر ـ: اُمّ عُماره ، دختر كعب ، همراه با شوهرش غَزيّة بن عَمرو و نيز دو پسرش در نبرد اُحُد حضور يافت. او اوّلِ روز ، مَشكى با خود برداشت و با سپاه اسلام ، همراه شد ، بدان هدف كه به مجروحان ، آب برساند. وى در آن نبرد ، پيكار كرد و جانانه جنگيد. وى دوازده زخم ، از ضربه نيزه تا ضربه شمشير ، برداشت.
اُمّ سعيد ، دختر سعد بن ربيع ، مى گفت: [روزى] بر او وارد شدم و گفتم: از ماجراى خود در نبرد اُحُد برايم بگو .
گفت: در آغاز روز ، روانه احد شدم ، در حالى كه مَشك آبى به همراه داشتم و مى نگريستم كه مردم ، چه مى كنند. در اين ميان به پيامبر خدا رسيدم ، در حالى كه در ميان يارانش بود و هنوز ، چيرگى و سرافرازى از آنِ مسلمانان بود. هنگامى كه مسلمانان شكست خوردند ، به سمت پيامبر خدا رفتم و دست به كارِ پيكار شدم و با شمشير زدن يا با تير افكندن ، از پيامبر خدا ، دفاع مى كردم تا زمانى كه آن زخم ها به من رسيد.