295
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دهم

۲۹۲۵.الأمالى ، مفيدـ به نقل از يحيى بن اَكثم مَروَزى ـ: دعبل ـ كه خدا رحمتش كند ـ به ديدنِ مأمون آمد . مأمون ، او را امان داده بود. وقتى در برابر او قرار گرفت، در حالى كه من نيز در كنار مأمون نشسته بودم، به او گفت: قصيده طولانى خودت را برايم بخوان.
دعبل ، آن را انكار كرد و گفت كه چيزى به ياد ندارد . مأمون به او گفت: تو را امان مى دهم در خواندنِ آن، آن سان كه جانت را امان داده ام .
پس ، آن را خواند:

همسايه ام، پس از آن كه تمايلم را ديد ، افسوس خوردو بردبارى را گناهى نابخشودنى دانست.
اميدِ جوانى دارد، پس از آن كه گيسوانش به پيرى گراييده استو در چنبره كهن سالى قرار گرفته است.
اى همسايه! پيرى ، به من مى آموزدياد كردن از معاد و رضايتمندى ام از تقدير را.
اگر به دنيا و آرايه هايش مى پرداختماينك بر گذشتگانِ پُر شمار مى گريستم.
زمانه ، بر خانواده ام چنبره زده و آنها را آزرده استچنان كه انگشت ، ضربه سنگ را به خود مى بيند.
برخى رحل اقامت افكندند و برخى ديگرفرياد مرگ را شنيدند و ديگران ، در انتظار ايستاده اند.
امّا آن كه مقيم است ، ترسيد كه مبادا از همديگر جدا شويمو من ، منتظر بازگشت رفتگان نيستم.
اينك از خانواده و پسرم خبر مى رسدآن سان كه خواب ديده اى ، رؤيا[يش] را پس از فراموشى، به ياد مى آورد.
اگر اين نبود كه خود را به ياد پيشينيانِ اهل بيت پيامبر خدا سرگرم كرده امآرام و قرار نمى داشتم... .
چه بسيار بازوان نيرومندى از آنان كه در طَف ، جدا گشته اندو چهره هايى كه بر بستر خاك ، آلوده شده اند .
حسين عليه السلام بود و آنان به سوى كشتنگاه او حركت كردند ،در حالى كه اظهار مى كردند كه او سرور آدميان است .
اى امّت بد! با احمد به پاسداشت [زحمات] اوبراى نزول قرآن و سوره هايش ، رفتار خوبى نكرديد.
پس از آن كه رفت ، با فرزندانش چنان كرديد كهگرگ ، پس از نجات يافتنش به دست صاحبِ گاو، كرده است.
مأمون ، مرا در پىِ كارى فرستاد. پس از انجام دادن كار ، باز گشتم و ديدم كه دِعبِل ، به اين جا رسيده است :

زنده اى به جاى نمانده كه بشناسيمشچه از يَمانى ها باشد و چه از بَكر و مُضَر،
مگر آن كه در خون آن پاكان ، شريكِ جرم بوده استچنان كه ثروتمندان ، در كشتن حيوانى [خوشْ خوراك] شريك مى شوند.
كشتن ، اسير كردن ، ترساندن و غارت كردن [، كار آنان بود]؛كارى كه جنگاوران روم و خَزَر كردند .
مى بينم كه بنى اميّه، اگر كشته اند، اندكى بهانه دارند ؛امّا براى بنى عبّاس ، هيچ عذرى ، پذيرفتنى نيست.
[آنان] گروهى هستند كه اجدادشان را بر سر پذيرش اسلام كشتيدو حال كه به قدرت رسيده اند ، روى به كفر نهاده اند [و به آيين اجدادشان در آمده اند].
فرزندان حَرب و مروان و خاندانشانو فرزندان مُعَيط ، كه كينه ورز و عداوت پيشه اند.
اگر اراده كردى كه در سرزمينى خجسته سكنا گزينىدر طوس، خانه بگزين كه قبر آن پاك ، در آن جاست.
هيهات! هر كس در گرو چيزى است كه انجام داده استحال ، هر چه مى خواهى بر گير، يا بگذار و بگذر.


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دهم
294

۲۹۲۵.الأمالي للمفيد عن يحيى بن أكثم المروزي :أقدَمَ المَأمونُ دِعبِلَ بنَ عَلِيٍّ الخُزاعِيَّ رحمه اللهوأَمَّنَهُ عَلى نَفسِهِ ، فَلَمّا مَثُلَ بَينَ يَدَيهِ ، وكُنتُ جالِسا بَينَ يَدَي المَأمونِ ، فَقالَ لَهُ : أنشِدني قَصيدَتَكَ الكَبيرَةَ ، فَجَحَدَها دِعبِلٌ ، وأَنكَرَ مَعرِفَتَها ، فَقالَ لَهُ : لَكَ الأَمانُ عَلَيها كَما أمَّنتُكَ عَلى نَفسِكَ ، فَأَنشَدَهُ :

تَأَسَّفَت جارَتي لَمّا رَأَت زَوَري ۱وعَدَّتِ الحِلمَ ذَنبا غَيرَ مُغتَفَرِ
تَرجو الصِّبا بَعدَما شابَت ذَوائِبُهاوقَد جَرَت طَلَقا في حَلبَةِ الكِبَرِ
أجارَتي إنَّ شَيبَ الرَّأسِ يُعلِمُنيذِكرَ المَعادِ وإِرضائي عَنِ القَدَرِ
لَو كُنتُ أركَنُ لِلدُّنيا وزينَتِهاإذا بَكَيتُ عَلَى الماضينَ مِن نَفَرِ
أخنَى الزَّمانُ عَلى أهلي فَصَدَّعَهُمتَصَدُّعَ الشِّعبِ لاقى صَدمَةَ الحَجَرِ
بَعضٌ أقامَ وبَعضٌ قَد أصاتَ بِهِداعِي المَنِيَّةِ وَالباقي عَلَى الأثَرِ
أمَّا المُقيمُ فَأَخشى أن يُفارِقَنيولَستُ أوبَةَ مَن وَلّى بِمُنتَظِرِ
أصبَحتُ اُخبِرُ عَن أهلي وعَن وَلَديكَحالِمٍ قَصَّ رُؤيا بَعدَ مُدَّكَرِ
لَولا تَشاغُلُ نَفسي بِالاُولى سَلَفوامِن أهلِ بَيتِ رَسولِ اللّهِ لَم أقِرِ ...
كَم مِن ذِراعٍ لَهُم بِالطَّفِّ بائِنَةٍوعارِضٍ بِصَعيدِ التُّربِ مُنعَفِرِ
أمسَى الحُسَينُ ومَسراهُم بِمَقتَلِهِوهُم يَقولونَ هذا سَيِّدُ البَشَرِ
يا اُمَّةَ السَّوءِ ما جازَيتِ أحمَدَ عَنحُسنِ البَلاءِ عَلَى التَّنزيلِ وَالسُّوَرِ
خَلَفتُموهُ عَلَى الأَبناءِ حينَ مَضىخِلافَةَ الذِّئبِ في إنقاذِ ذي بَقَرِ
قالَ يَحيى : وأَنفَذَني المَأمونُ في حاجَةٍ ، أقَمتُ وعُدتُ إلَيهِ وقَدِ انتَهى دِعبِلٌ إلى قولِهِ :

لَم يَبقَ حَيٌّ مِنَ الأَحياءِ نَعلَمُهُمِن ذي يَمانٍ ولا بَكرٍ ولا مُضَرِ
إلّا وهُم شُرَكاءُ في دِمائِهِمُكَما تَشارَكَ أيسارٌ عَلى جُزُرِ
قَتلاً وأَسرا وتَخويفا ومَنهَبَةًفِعلَ الغُزاةِ بِأَرضِ الرّومِ وَالخَزَرِ
أرى اُمَيَّةَ مَعذورينَ إن قَتَلواولا أرى لِبَنِي العَبّاسِ مِن عُذُرِ
قَومٌ قَتَلتُم عَلَى الإِسلامِ أوَّلَهُمحَتّى إذَا استَملَكوا جازَوا عَلَى الكُفُرِ
أبناءُ حَربٍ ومَروانَ واُسرَتُهُمبَنو مَعيطٍ وُلاةُ الحِقدِ وَالوَغَرِ
أربِع بِطوسٍ عَلى قَبرِ الزَّكِيِّ بِهاإن كُنتَ تَربَعُ مِن دينٍ عَلى وَطَرِ
هَيهاتَ كُلُّ امرئٍ رَهنٌ بِما كَسَبَتلَهُ يَداهُ فَخُذ ما شِئتَ أو فَذَرِ ۲

1.الزّوَرُ : الميلُ (لسان العرب : ج ۴ ص ۴۳۴ «زَوَر») .

2.الأمالي للمفيد : ص ۳۲۵ الرقم ۱۰ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۰۱ الرقم ۱۵۶ ، عيون أخبار الرضا : ج۲ ص ۲۵۱ الرقم ۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۷۵۸ الرقم ۱۰۲۵ وفيهما ذيله من «أرى اُمية ...» سبعة أبيات ، ديوان دعبل الخزاعي : ص ۱۰۴ ؛ تاريخ دمشق : ج ۱۷ ص ۲۶۰ وفيه عشرة أبيات وراجع: الأغاني : ج۲۰ ص ۱۹۴ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8026
صفحه از 514
پرینت  ارسال به