223
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم

اطاعت مى‏كنم كه نگويند از اطاعتشان برون شده‏ام؛ ولى آنها اين چيزها را كه حسين مى‏گويد مى‏پذيرند. به خدا اگر مى‏دانستم كه نمى‏پذيرند، چنان نمى‏كردم! اينك پيش تو آمده‏ام و از آنچه كرده‏ام به پيشگاه پروردگارم توبه مى‏برم. تو را به جانْ يارى مى‏كنم تا پيش رويت بميرم. آيا اين را توبه من مى‏دانى؟». گفت: «آرى. خدا توبه‏ات را مى‏پذيرد و تو را مى‏بخشد، نام تو چيست؟». گفتم: «من حُرّم، پسر يزيد». گفت: «تو چنان‏كه مادرت نامت داد، حُرّى. إن شاء اللّه‏ در دنيا و آخرت حُرّى! فرود آى». گفتم: «من به حال سوارى از پياده بهترم. بر اسبم مدّتى با آنها مى‏جنگم و آخر كارم به فرود آمدن مى‏كشد». گفت: «خدايت رحمت كناد! هر چه به نظرت مى‏رسد بكن».

گويد: حر، پيش روى ياران خويش رفت و گفت: «اى قوم! چرا يكى از اين چيزها را كه حسين به شما عرضه مى‏كند نمى‏پذيريد كه خدايتان از جنگ وى معاف دارد». گفتند: «اينك امير عمر بن سعد، با وى سخن كن». گويد: با وى سخنانى گفت همانند آنچه از پيش با وى گفته بود و نيز به ياران خويش گفته بود.

عمر گفت: «دلم مى‏خواست اگر راهى مى‏يافتم چنين مى‏كردم». حر گفت: «اى مردم كوفه! مادرتان عزادار شود و بگريد كه او را دعوت كرديد و چون بيامد، تسليمش كرديد. مى‏گفتيد خويشتن را براى دفاع از او به كشتن مى‏دهيد؛ امّا بر او تاخته‏ايد كه خونش بريزيد. خودش را بداشته‏ايد، گلويش را گرفته‏ايد و از همه سو در ميانش گرفته‏ايد و نمى‏گذاريد در ديار وسيع خدا برود تا ايمن شود و خاندانش نيز ايمن شوند. به دست شما چون اسير مانده كه براى خويش نه سودى تواند گرفت و دفع ضررى تواند كرد. وى را با زنانش و كودكان خردسالش و يارانش از آب روان فرات ـ كه يهودى و مجوسى و نصرانى مى‏نوشند، و خوك‏ها و سگان روستا در آن مى‏غلطند ـ ممنوع داشته‏ايد كه هم‏اكنون از تشنگى از پا در آمده‏اند. چه رفتار بدى با باقى‏ماندگان محمّد پيش گرفته‏ايد! اگر هم‏اكنون توبه نياريد و از اين رفتارتان دست برنداريد، خدا به روز تشنگى، آبتان ندهد».


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
222

اُبالي أن اُطيع القوم في بعض أمرهم، ولا يرون أنّي خرجت من طاعتهم، وأمّا هم فسيقبلون من حسين هذه الخصال التي يعرض عليهم، وو اللّه‏، لو ظننت أنّهم لا يقبلونها منك ما ركبتها منك، وإنّي قد جئتك تائباً ممّا كان منّي إلى ربّي، ومواسياً لك بنفسي حتّى أموت بين يديك، أ فترى ذلك لي توبة؟

قال: نعم، يتوب اللّه‏ عليك، ويغفر لك، ما اسمك؟ قال: أنا الحرّ بن يزيد، قال: أنت الحرّ كما سمّتك اُمّك، أنت الحرّ إن شاء اللّه‏ في الدنيا والآخرة، انزل، قال: أنا لك فارساً خير منّي راجلاً، اُقاتلهم على فرسي ساعة، وإلى النزول ما يصير آخر أمري.

قال الحسين: فاصنع يرحمك اللّه‏ ما بدا لك.

فاستقدم أمام أصحابه، ثمّ قال: أيّها القوم، ألا تقبلون من حسين خصلة من هذه الخصال التي عَرضَ عليكم؛ فيعافيكم اللّه‏ مِن حربه وقتاله؟ قالوا: هذا الأمير عمر بن سعد فكلّمه، فكلّمه بمثل ما كلّمه به قبل، وبمثل ما كلّم به أصحابه، قال عمر: قد حرصت، لو وجدت إلى ذلك سبيلاً فعلت، فقال: يا أهل الكوفة، لاُمّكم الهبل والعبر إذ دعوتموه حتّى إذا أتاكم أسلمتموه، وزعمتم أنّكم قاتلو أنفسكم دونه، ثمّ عدوتم عليه لتقتلوه، أمسكتم بنفسه، وأخذتم بكظمه، وأحطتم به من كلّ جانب، فمنعتموه التوجّه في بلاد اللّه‏ العريضة حتّى يأمن و يأمن أهل بيته، وأصبح في أيديكم كالأسير لا يملك لنفسه نفعاً، ولا يدفع ضرّاً، وحلأتموه و نساءه واُصَيْبيتَهُ وأصحابه عن ماء الفرات الجاري الذي يشربه اليهودي والمجوسي والنصراني، وتمرغ فيه خنازير السواد وكلابه، وها هم أولاء قد صرعهم العطش، بئسما خَلَفتم محمّداً في ذرّيّته! لا سقاكم اللّه‏ يوم الظمأ إن لم تتوبوا وتنزعوا عمّا أنتم عليه من يومكم هذا في ساعتكم هذه.

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    اول
تعداد بازدید : 17404
صفحه از 726
پرینت  ارسال به