211
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم

خيمه، شانه‏هايشان به هم مى‏خورد و برخورد داشتند كه كدامشان پس از وى نوره بكشند. برير با عبد الرحمان بذله‏گويى مى‏كرد. عبد الرحمان بدو گفت: «ولمان كن! اينك وقت ياوه‏گويى نيست». گويد: برير بدو گفت: «به خدا قوم من مى‏دانند كه نه در جوانى و نه در سال‏خوردگى، ياوه‏گويى را دوست نداشته‏ام ؛ ولى به خدا از آنچه در پيش دارم، خوش‏دلم! به خدا ميان ما و حور عين، فاصله نيست جز اين كه اين قوم با شمشيرهاى خويش سوى ما آيند. دوست دارم كه با شمشيرهاى خود بيايند». گويد: و چون حسين فراغت يافت ما نيز برفتيم و نوره كشيديم. آن گاه حسين بر مركب خويش نشست و قرآنى خواست و آن را پيش روى خويش نهاد.

گويد: ياران وى پيش رويش، جنگى سخت كردند و چون ديدم كه آن گروه از پاى در آمدند، گريختم و آنها را رها كردم.

ابو خالد كاهلى گويد: وقتى صبح شد، حسين دست برداشت و گفت: «خدايا! تو در هر بليّه، اطمينان منى و در هر سختى، اميد منى و در هر گرفتارى كه رخ دهد، تكيه گاه و ذخيره منى. چه غم‏ها كه موجب اضطراب و بيچارگى و بى‏اعتنايى دوست و شماتت دشمن بود كه به پيشگاه تو آوردم و شكايت آن را به تو كردم كه از همه كسان، دل با تو داشتم و آن را ببردى و برداشتى. همه نعمت‏ها از توست و همه خوبى‏ها از توست و همه مطلوب‏ها به نزد توست».

ضحّاك مشرقى گويد: وقتى به طرف ما آمدند و آتش را ديدند كه از هيزم و نى شعله‏ور بود، كه آتش افروخته بوديم تا وقتى آمدند از پشت سر به ما حمله نكنند، يكى از آنها كه سلاح تمام داشت، بر اسبى به تاخت آمد و با ما سخن نكرد تا بر خيمه‏ها گذشت و جز هيزم مشتعل، چيزى نديد و بازگشت و به صداى بلند بانگ زد كه: «اى حسين! در اين دنيا پيش از روز رستاخيز، آتش را به شتاب خواستى؟».


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
210

بن عبد ربّه و برير بن حُضَير الهمداني على باب الفسطاط تحتكّ مناكبهما، فازدحما أيّهما يُطلي على أثره، فجعل برير يهازل عبد الرحمن، فقال له عبد الرحمن: دعنا، فو اللّه‏، ما هذه بساعة باطل، فقال له برير: واللّه‏، لقد علم قومي أنّي ما أحببت الباطل شابّاً ولا كهلاً، ولكن واللّه‏، إنّي لمستبشر بما نحن لاقون، واللّه‏، إنّ بيننا وبين الحور العين إلاّأن يميل هؤاء علينا بأسيافهم، ولوددت أنّهم قد مالوا علينا بأسيافهم.

قال: فلمّا فرغ الحسين دخلنا فأطلينا.

قال: ثمّ إنّ الحسين ركب دابّته ودعا بمصحف فوضعه أمامه، قال: فاقتتل أصحابه بين يديه قتالاً شديداً، فلمّا رأيت القوم قد صُرِعوا أفلّت وتركتهم.

قال أبو مخنف، عن بعض أصحابه، عن أبي خالد الكاهلي، قال: لمّا صبّحت الخيل الحسينَ رفع الحسين يديه، فقال: اللّهمّ أنت ثقتي في كلّ كرب، ورجائي في كلّ شدّة، وأنت لي في كلّ أمر نزل بي ثقة وعدّة، كم مِن همّ يضعف فيه الفؤد، وتقلّ فيه الحيلة، ويخذل فيه الصديق، ويشمت فيه العدو، أنزلته بك، وشكوته إليك، رغبة منّي إليك عمّن سواك، ففرّجته و كشفته، فأنت وليّ كلّ نعمة، وصاحب كلّ حسنة، ومنتهى كلّ رغبه].

قال أبو مخنف: فحدّثني عبداللّه‏ بن عاصم، قال: حدّثني الضحّاك المشرقي، قال: لمّا أقبلوا نحونا فنظروا إلى النار تضطرم في الحطب والقصب الذي كنّا ألهبنا فيه النار من ورائنا لئلاّ يأتونا من خلفنا، إذ أقبل إلينا منهم رجل يركض على فرس كامل الأداة، فلم يكلّمنا حتّى مرّ على أبياتنا، فنظر إلى أبياتنا، فإذا هو لا يرى إلاّ حطباً تلتهب النار فيه، فرجع راجعاً، فنادى بأعلى صوته: يا حسين، استعجلت النار في الدنيا قبل يوم القيامة!

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    اول
تعداد بازدید : 17438
صفحه از 726
پرینت  ارسال به