209
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم

على برادرش داد. خيمه‏ها را پشت سر نهاد و بگفت تا مقدارى هيزم و نى را كه پشت خيمه بود، آتش زدند ؛ كه بيم داشت دشمن از پشت سر بيايد.

گويد: براى حسين عليه‏السلام مقدارى نى و هيزم به جاى فرو رفته‏اى آورده بودند كه پشت سرشان بود و همانند جويى بود و هنگام شب، بيشتر حفر كرده بودند كه چون خندقى شده بود. نى و هيزم را در آن ريختند و گفتند: «وقتى صبحگاهان به ما حمله برند، آتش در آن زنيم كه از پشت سر به ما حمله نيارند و از يكسو با ما بجنگند». چنين كردند و برايشان سودمند بود.

عمرو بن حضرمى گويد: وقتى عمر بن سعد با كسان روان شد، سر گروه شهريان كوفه، عبد اللّه‏ بن زهير اسدى بود. سر مذحج و اسديان كوفه، عبد الرحمان بن ابى سبره بود. سر ربيعه و كنده، قيس بن اشعث بن قيس بود. سر مردم تميم و همدان، حُرّ بن يزيد رياحى بود. اينان همه در كشته شدن حسين حضور داشتند بجز حرّ بن يزيد كه به حسين پيوست و با وى كشته شد.

گويد: عُمَر، پهلوى راست سپاه خود را به عمرو بن حجّاج زبيدى داد. پهلوى چپ را به شمر بن ذى الجوشن بن شرحبيل داد. سر سواران، عزرة بن قيس احمسى بود. سر پيادگان، شبث بن ربعى يربوعى بود. پرچم را به ذويد، غلام خويش داده بود.

غلام عبد الرحمان بن عبد ربه انصارى گويد: با صاحبم بودم. وقتى كسان آماده شدند و سوى حسين رفتند، حسين بگفت تا خيمه‏اى به پا كردند و مقدارى مسك بياوردند و در كاسه‏اى بزرگ يا سينى‏اى ريختند. آن گاه حسين وارد خيمه شد و نوره كشيد.

گويد: صاحب من، عبد الرحمان بن عبد ربه و برير بن حضير همدانى، بر در


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
208

ظهورهم، وأمر بحطب وقصب كان من وراء البيوت يحرق بالنار مخافة أن يأتوهم من ورائهم.

قال: وكان الحسين عليه‏السلام أتى بقصب وحطب إلى مكان من ورائهم منخفض كأنّه ساقية، فحفروه في ساعة من الليل، فجعلوه كالخندق، ثمّ ألقوا فيه ذلك الحطب والقصب، وقالوا: إذا عدوا علينا فقاتلونا ألقينا فيه النار؛ كيلا نؤى من ورائنا، وقاتلنا القوم من وجه واحد ففعلوا، وكان لهم نافعاً.

قال أبو مخنف: حدّثني فضيل بن خديج الكندي، عن محمّد بن بشر، عن عمرو الحضرمي، قال: لمّا خرج عمر بن سعد بالناس كان على ربع أهل المدينة يومئذ عبداللّه‏ بن زهير بن سليم الأزدي، وعلى ربع مذحج وأسد عبد الرحمن بن أبي سبرة الجعفي، وعلى ربع ربيعة و كندة قيس بن الأشعث بن قيس، وعلى ربع تميم وهمدان الحرّ بن يزيد الرياحي، فشهد هؤاء كلّهم مقتل الحسين، إلاّ الحرّ بن يزيد فإنّه عدل إلى الحسين، وقتل معه.

و جعل عمر على ميمنته عمرو بن الحجّاج الزبيدي، وعلى ميسرته شمر بن ذي الجوشن بن شرحبيل بن الأعور بن عمر بن معاوية ـ وهو الضباب بن كلاب ـ وعلى الخيل عزرة بن قيس الأحمسي، وعلى الرجال شبث بن ربعي الرياحي، وأعطى الراية ذويداً مولاه.

۵ / ۴۲۳

قال أبو مخنف: حدّثني عمرو بن مرّة الجملي، عن أبي صالح الحنفي، عن غلام لعبد الرحمن بن عبد ربّة الأنصاري، قال: كنت مع مولاي، فلمّا حضر الناس وأقبلوا إلى الحسين، أمر الحسين بفسطاط فضرب، ثمّ أمر بمسك فميث في جفنة عظيمة أو صحفة.

قال: ثمّ دخل الحسين ذلك الفسطاط فتطّلى بالنورة، قال: ومولاي عبد الرحمن

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    اول
تعداد بازدید : 17443
صفحه از 726
پرینت  ارسال به