51
دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل

پيروانش نيز معلوم مى گردند ، گرچه نزد مردمان سابقه اى نيك و قابل احترام داشته باشند.

تقليد در فروع دين

تا اين جا ، به اثبات رسيد كه تقليد در اصول دين ، از نظر عقل و قرآن و حديث ، ناپسند و نكوهيده است. سؤالى كه اينك به ذهنْ مى رسد ، اين است كه : تقليد در فروع دين ، چه حكمى دارد؟ آيا مانند تقليد در اصول دين ، نارواست ، يا اين كه با آن تفاوت دارد؟
پاسخ ، اين است كه : تقليد در فروع دين ، نه تنها رواست ، بلكه براى كسانى كه خود در «علم فقه» ، صاحب نظر نيستند و نمى توانند بدون مراجعه به متخصّصان فقهى ، رفتار خود را به اقتضاى عقايد دينى به جا آورند ، لازم است.
پرسش ديگر ، اين كه : چرا از نظر شرع و عقل ، تقليد در اصول دين ، روا نيست ؛ ولى تقليد در فروع دين ، لازم است؟ به سخن ديگر ، اگر دستور عقل و قرآن و حديث ، به صراحت ، انسان را وا مى دارد كه رأى ديگران را بدون معرفت و علم و آگاهى نپذيرد و اگر دليل ناروايىِ تقليد در اصول دين ، آن است كه علم آور نيست ، پس چگونه تقليد در فروع دين روا ، بلكه واجب است ، در حالى كه اگر تقليد ، علم آور نيست ، در اصول و فروع ، يكسان است؟

تقليد در فروع دين ، دستورى عقلانى

تقليد در فروع دين ، در حقيقت ، دستورى عقلانى است. شرح اين اجمال ، همراه با مثال ، چنين است :
اگر خود يا كسى از بستگان شما بيمار شود و بخواهيد به پزشك مراجعه


دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل
50

كه نتوانستند تصديق كنند كه چهره هايى با سابقه درخشان (چون : طلحه و زبير) در نبرد با امام على عليه السلام بر گم راهى رفته اند ، چگونه مى توان از افرادى كه در آن عصر بوده اند و امام را نديده اند ، توقع داشت؟
به هر حال ، امام عليه السلام پرسش حارث را به گونه اى پاسخ داد كه طه حسين ، آن را به حق ، چنين وصف مى كند:
در آن شرايط ، سخنى استوارتر و بلندمرتبه تر از اين وجود نداشت . . . و سخنى به اين بزرگى ، پس از سكوت وحى و انقطاع نداى آسمان ، [هرگز از كسى ]شنيده نشد.
پاسخ امام عليه السلام چنين است :
لا يُعرَفُ الحَقُّ بِالرِّجالِ ، اعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَه. ۱ حقيقت ، به واسطه مردمان شناخته نمى شود. نخست ، بايد حقيقت را بشناسى تا [بتوانى ]پيروان حقيقت را بشناسى.
يعنى اشتباه تو و مانند تو ، اين است كه به جاى آن كه حق و باطل را معيار سنجش شخصيت ها قرار دهيد ، شخصيت ها را معيار حق و باطل گرفته ايد . آيا مى خواهيد حقيقت را در سنجش با افراد بشناسيد؟ اگر به خود اجازه دهيد كه بينديشيد ، خواهيد دانست كه حقيقت به گونه اى ديگر است. چهره ها و شخصيت ها به هر پايه از تشخّص و وثاقت كه برسند ، نمى توانند معيار سنجش حق و باطل قرار بگيرند ؛ بلكه حق و باطل ، معيار سنجش شخصيت هاست.
آدمى ، آن گاه كه حق را بشناسد ، پيروان آن را نيز خواهد شناخت ، گرچه داراى سابقه اى روشن و آوازه اى بلند نباشند ، و آن گاه كه باطل را بشناسد ،

1.الطرائف : ص ۱۳۶ ح ۲۱۵ ، روضة الواعظين : ص ۳۹ ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۱۲۶ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    رضا برنجكار
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 12913
صفحه از 518
پرینت  ارسال به