۴۶۵۵.سنن أبى داوودـ به نقل از عوف بن مالك ـ :هنگامى كه غنيمت به پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله مىرسيد ، همان روز ، آن را تقسيم مىكرد و به متأهّل ، دو سهم و به مجرّد ، يك سهم مىداد .
۴۶۵۶.صحيح البخارىـ به نقل از ابن عمر ـ :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به برخى از فرماندهان گروههاى اعزامى ، چيزى افزون بر سهم عمومى لشكر مىبخشيد .
۴۶۵۷.امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله با عربهاى بياباننشين مصالحه كرد كه آنها را در مناطقشان وا گذارد و هجرت نكنند ، به اين شرط كه اگر پيامبر صلى اللّه عليه و آله با حمله عمومى دشمن رو به رو شد ، آنها را فرا خواند و با كمك آنان بجنگد ، بى آن كه سهمى از غنيمت داشته باشند .
۴۶۵۸.صحيح البخارىـ به نقل از ابو هريره ـ :در جنگ خيبر ، همراه پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله بيرون آمديم و غنيمت طلا و نقره نگرفتيم ، و جز اموال و لباس و برخى كالاها ، غنيمتى نگرفتيم . مردى از بنى ضُبَيب به نام رفاعة بن زيد ، غلامى به نام مِدعم را به پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله هديه داد . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله او را به وادى القرى فرستاد . هنگامى كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در وادى القرى بود ، او جهاز شتر پيامبر صلى اللّه عليه و آله را پايين مىنهاد كه تيرى ناشناس آمد و او را كشت . مردم گفتند : بهشت ، گوارايَش باد ! پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : «هرگز ، سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، آن بالاپوشى كه در جنگ خيبر پيش از تقسيم غنائم ، از غنيمتها برداشت ، بر او آتش مىشود» .
هنگامى كه مردم اين را شنيدند ، مردى يك يا دو كفشبند نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آورد و ايشان فرمود : بندى يا بندهايى از آتش .