۴۶۵۰.امام صادق عليه السلام ـ خطاب به محمّد بن ابى كرّام ـ :برايت دوست مىدارم روز پنجشنبه بيرون بروى ؛ همان روزى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله چون مىخواست به جنگ برود ، در آن مىرفت .
۴۶۵۱.سنن أبى داوود :پيامبر صلى اللّه عليه و آله و لشكريانش چون از گردنهها بالا مىرفتند ، تكبير مىگفتند و چون پايين مىآمدند ، تسبيح مىگفتند .
۴۶۵۲.صحيح البخارىـ به نقل از ابن عمر ـ :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله گروهى را روانه و اُسامة بن زيد را فرماندهشان كرد . بر فرماندهى اُسامه [كه جوانى هجده ساله بود ]خُرده گرفتند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : «اگر به فرماندهى او خُرده مىگيريد ، پيشتر به فرماندهى پدرش هم خُرده گرفتيد . به خدا سوگند ، او شايسته فرماندهى و از محبوبترين افراد نزد من بود و اين [اُسامه ]هم پس از او ، از محبوبترين افراد نزد من است» .
۴۶۵۳.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله چون غنيمت برايش مىرسيد ، گزيده آن را مىگرفت و اين ، حقّ او بود . آن گاه ، بقيّه را پنج قسمت مىكرد و يك پنجم را بر مىداشت و چهار پنجم را ميان كسانى كه بر آن جنگيده بودند ، تقسيم مىكرد .
۴۶۵۴.سنن أبى داوودـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو ـ :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله چون به غنيمتى دست مىيافت ، به بلال فرمان مىداد تا ميان مردم ندا دهد و آنها غنيمتهاى در اختيارشان را مىآوردند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله يك پنجمش را بر مىداشت و آن را تقسيم مىكرد . [روزى] مردى پس از تقسيم غنائم ، بند كفشى مويين آورد و گفت : اى پيامبر خدا ! اين ، ميان غنيمتهايى بود كه ما به آن دست يافتيم .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : «آيا شنيدى كه بلال سه بار ندا داد ؟» .
گفت : آرى .
فرمود : «پس چه چيزى مانع آوردنت شد ؟» .
آن مرد عذرخواهى كرد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : «تو خودت آن را روز قيامت بياور . من هرگز آن را از تو نمىپذيرم» .