99
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

بود. وحدت حيرت‏انگيز سبک زندگي اسلامي به رغم کثرت گونه‏هاي انفرادي آن، بهترين دليل براي اين مدعاست که حديث‏گرايي که در آن همواره سنّت را آرماني تغييرناپذير دانسته‌اند، برخاسته از اجزايي از انديشه‏هاي ناسازگار نسل‌هاي بعدي نبوده، بلکه ريشه در جامعة صدر اسلام در مدينه داشته است. البته حديث در طول زمان دستخوش اصلاح، بسط و افزايش بوده است. مصنّفات پيش از جوامع رسمي، در بسياري موارد ابزار لازم براي تشخيص اين که آيا هستة معتبري در متن مفصّل‌تر حديث قرار دارد، به دست مي‏دهند. چند مثال از اين دست در زير آمده است.
۱. يحيي بن آدم (حدود ۱۴۰ ـ ۲۰۳ ق) حديثي (مرسل)۱ نقل کرده که نه به اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله بل به ابو‌مِجلَز بصري، متولد حوالي سال ۱۰۰ باز مي‏گردد. بنا بر شرايطي که در نظام نقد رسمي براي حديث صحيح وضع شده، اين روايت مقبول نيست. طبق روايت ابومجلز، روزي پيامبر صلي الله عليه و آله ديد که برخي از انصار مشغول گرده افشاني درختان نخل خود هستند. چون پيامبر صلي الله عليه و آله در فايده اين کار ترديد کرد، آنان دست از اين کار کشيدند. امّا وقتي خرما به ثمر نرسيد به آنان گفت در چنين مواردي عادات مرسوم خود را انجام دهند، زيرا بدون اطّلاع از واقع در اين باره سخن گفته است. در واقع اين حديث به سبب گزارش صراحت حضرت محمّد صلي الله عليه و آله و اطاعت نسنجيده صحابه‌اش بسيار جالب توجه است. امّا از نظر بسياري از راويان پذيرفتن اين که پيامبر بي‌اطلاع بوده است، بسيار رنج‏آور بود. از اين رو، مثلاً عروة بن زبير در نقل اين واقعه (که او نيز از يحيي بن آدم اخذ کرده بود)۲ آن بخش از روايت را که حضرت محمّد صلي الله عليه و آله به سهو خود اعتراف کرده بود، حذف کرد. روايت عروة که با سلسله متصل به عايشه بازمي‏گشت، مقبول مُسْلِم قرار گرفت و آن را در جامعش ثبت کرد.۳ خبري که سِماک بن حرب (متوفاي ۱۲۳ ق) از يحيي بن آدم

1.. کتاب الخراج (قاهره، ۱۳۴۷)، ص ۱۱۶، ش ۳۶۲.

2.. همانجا، ش ۳۶۳.

3.. مسلم، فضائل الصحابة، باب ۱۴۰.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
98

و برگرفته از خاستگاه‌هايي متفاوت و بدون ارتباط دروني. تحقيقي که برخاسته از چنين ديدگاهي بود و به اين نتيجه انجاميد که «بديهي است هر حديث فقهي۱ را بايد نادرست شمرد مگر آن که خلافش ثابت شود»،۲ شکاکيّت بي‏حد و حصري را پروراند که موجب طغيان بوالهوسي شد. پي بردن به معيارهاي کاملاً مقبول براي صحت [حديث] ممکن نبود؛ توافقي کلي بين محقّقان حتي درباره احاديث نامطلوب دربارة پيامبر صلي الله عليه و آله وجود نداشت. موضوعي بسيار زننده و مخالف با ديدگاه سنّتي درباره شخصيت حضرت محمد صلي الله عليه و آله نظير داستان غرانيق از نظر برخي کاملاً موثّق تلقي مي‏شد، در حالي که ديگر عالمان قاطعانه آن را افسانه مي‏شمردند.۳ اين روايات و اخباري مشابه مانند اين که حضرت محمد صلي الله عليه و آله گوسفندي براي بت عُزّي قرباني کرد،۴ يا پسرانش به نامهاي عبدالمَناف، عبدالعُزّي و قاسم بودند،۵ يا توصيه‏هايي به عبداللّه‏ بن جَحش در سرية نَخلة،۶ صرفاً نشان مي‏دهد که حديث امري جانبدارانه نيست. اگر ما حتي در جوامع رسمي به رواياتي برمي‌خوريم که ماية تضعيف گردآورندة مسلمان آن است، نظير داستان‏هايي درباره مشکلات خانوادگي حضرت محمد صلي الله عليه و آله ۷ حتي شديدترين ترديدها درباره اين قبيل روايات، به اعتبار آنها خدشه‏اي وارد نمي‏کند. بنابراين اگر فرض کنيم که در حديث مطالبي معتبر به جاي مانده است، پذيرش تعداد اندکي از خصوصيات نامطلوب در چهرة حديثي پيامبر به عنوان حديث صحيح و رد تمام خصوصيات ديگر به عنوان حديث جعلي، حتي در مواردي که نتوان دليلي بر خلاف آن ارائه کرد، بي‏گمان رأيي من درآوردي خواهد

1.. روشن است که مرزهاي روايات فقهي، تاريخي و تفسيري باهم درآميخته بود.

2.. شوالي در چاپ جديد از: Noldeke, Geschichte des Qorans (Leipzig, ۱۹۱۹), II, p.۱۴۶

3.. Noldeke-Schwally, Geschichte des Qorans (Leipzig, ۱۹۱۹), I, ۱۰۱; Tor Andrae, Mohammad, sein Leben und sein Glaube (Gottingen, ۱۹۳۲), ۱۵ [English trans. Mohammad: The Man and His Faith (New York, ۱۹۵۵), ۱۹-۲۰].

4.. Ibn al-Kalbi, Le Livre des idoles (Cairo, ۱۹۲۴), p.۱۹.

5.. هَيثَم بن عَدي در: ابن‌حجر، لسان الميزان، ج ۶، ص ۲۱۰؛ ديار بکري، تاريخ الخميس (۱۳۰۲)، ج ۱، ص۳۰۸.

6.. واقدي، ص ۳۵ (چاپ ولهاوزن).

7.. Noldeke-Schwally, Geschichte des Qorans, I, pp. ۲۰۷ ,۲۱۱ ,۲۱۷.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5907
صفحه از 534
پرینت  ارسال به