97
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

تلقي شود، کافي نبود. لحاظ نيازهاي عملي جامعه (علاوه بر احاديثي که کاملاً موثّق و درجه يک شمرده مي‏شدند) مستلزم تأييد احاديث کم‏اعتبارتر و درجه دوم و سوم بود. ترمذي هر حديثي را که يکي از فقها در تأييد حکم خويش به آن استشهاد کرده بود، در جامع حديثي‏اش وارد مي‏کرد، هرچند داوري خويش درباره ميزان اعتبار آن حديث را بر آن مي‏افزود. همچنين در جامع احاديث أبوداوود تقريباً درباره تمام احاديث نکاتي انتقادي ديده مي‏شود. سرانجام نَسائي (حدود ۲۱۵ ـ ۳۰۳ ق) متأخّرترين گردآورنده جوامع حديثي رسمي، در نقد راويان حديث، راه خود را در پيش گرفت، و به اختلاف‏نظر ميان خود راويان توجه کرد. او درباره هر يک از مسائل فقهي آراي گوناگون و مخالف را نقل مي‏کرد و در بيشتر موارد قضاوت را به خواننده وامي‌گذاشت. وي همچنين به دقّت به مواردي اشاره مي‏کند که در آنها حديثي که مربوط به حکم يکي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله يا راويي ديگر است، مورد تأييد همه نبوده است.۱
اگرچه نقد اسلامي به سبب زمينه‏هاي دروني يا بيروني در جداسازي همة عناصر جعلي از حديث توفيق نداشت، با اين حال انکار يکسرة اعتبار آن نيز بر اين مبنا تعميمي ناصواب بود. بدنة حديث اسلامي از مطالبي معتبر تشکيل شده است. اين ديدگاه برخي خاورشناسان که حديث در دو قرن نخست ساخته و پرداخته شده است و تنها از تصوّر نسل‌هاي بعدي از پيامبر و معاصرانش حکايت دارد، تأثير عميق شخصيت حضرت محمّد صلي الله عليه و آله بر پيروانش را به شدت دست کم مي‌گيرد. کوشش براي ردّ تمام نشانه‌هاي محمّد تاريخي در حديث از انديشه‌اي مادّي‌گرا در تاريخ نشأت مي‌گيرد، همچنان که آمادگي نداشت تجربة خدا (Gotteserlebnis) را حتي در قرآن بپذيرد، و در عوض در جستجوي هزاران نمونه، عامل، انگيزه و برخورد بود. در هر دو مورد، نتيجه پازلي بود متشکل از تعداد بي‌شماري قطعة ريز

1.. اين موارد در کتاب الصيام و سپس در قيام الليل، کتاب التحريم، و کتاب القسامة به وفور يافت مي‌شوند؛ به علاوه، در کتاب‌هاي هبة، نُحل، رُقبة، عُمرة، مزارعة و قطع السارق نيز عبارات اندک فزونتري آمده‌اند.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
96

تهديد براي وحدت امت اسلامي است. از اين‌رو نمي‏توانستند اجازة انتقاد از کساني را بدهند که در اين دوران پرآشوب مي‏زيستند. در حالي که شيعيان به سه خليفة اوّل و ديگر «صحابه» ناسزا مي‏گفتند، متکلمان اهل سنّت با اتکا به اين سخن پيامبر که «به اصحاب من تهمت نزنيد»۱ خشم خود را فرو مي‏خوردند و بدين ترتيب از هر انتقادي پرهيز مي‏کردند.

معيارهاي سختگيرانه و انتقادي که راويان حديث بر مجموعة مطالب دريافتي به کار بستند، تعداد احاديث صحيح را بسيار کاهش داد. اگرچه ممکن است سخناني نظير اين که بخاري ۶۰۰۰۰۰ حديث را بررسي کرده است، اغراق‏آميز باشند، امّا به هر حال قطعي است که فقط قريب به ۷۰۰۰ و با حذف مکررات به دشواري ۳۰۰۰ حديث، از صافي شروط تحليل انتقادي گذشته‏اند. اين کاهش چشمگير مطالب موثّق، از اين نظر که اصول علم حديث به طور همزمان در عرصة تضارب آرا و انديشه‏ها شفاف‏تر شد، از اهمّيّت فزون‌تري برخوردار است. در اين زمان براي نخستين بار آنان به جد و بي‏ترديد به آموزة اسوه بودن پيامبر پي بردند؛ آنان مي‏خواستند شيوه زندگي مؤمنان از هر جهت منطبق با سنّت باشد و سنّت را تنها مي‏شد از طريق بررسي انتقادي حديث تثبيت کرد. اهل سنّت در سدة دوم، چنان که مُؤطَّأ مالک نشان مي‏دهد، با بي‌دقتي بسيار از احاديث بهره مي‏گرفتند؛ همان احاديثي که با سختگيري بي‏وفقة نقادي رسمي، به لحاظ صوري احاديث ضعيف و مردود تلقي مي‌شدند. مالک و هم‌دوره‏هايش علاوه بر احاديث، تفسير آيات قرآن، قضاوت‏هاي شرعي صحابه پيامبر و تابعان و عرف مرسوم در مدينه را اخذ، و در صورت لزوم به رأي خود هم اعتماد مي‏کردند. امّا نزد اهل سنت سدة سوم فقط حديث قطعيت داشت. بخاري مطالب برون حديثي را دست‌کم در عناوين فصول جامعش مي‏آورد. مسلم فقط احاديث را براي حکم دادن جايز مي‏شمرد. هرچند احاديثي که مقبول آن دو بود ـ که در آن ميان مطالب تاريخي و تفسيري بسياري نيز يافت مي‌شد ـ براي سامان دادن به جزئيّات اسلوب زندگي‌‌اي که سنّت براي مؤمنان

1.. بخاري، مناقب الأصحاب، باب ۵؛ مسلم، فضائل الصحابة، باب ۲۲۱ و نظاير آن.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5923
صفحه از 534
پرینت  ارسال به