63
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

سلميان بشير در باب اَعراب و غيراعراب؛ و تجزيه تحليل خانمِ ايرِنه شِنايدِر از موضوع سُرّاق حديث.۱ فان‌اِس هم در اثري که به تازگي نوشته، رهيافت پيشين خود در تحليل حديث را مجدداً پي‌گرفته است. وي با مقايسه متن‏ها و سندهاي مختلف از يک روايت کلامي، سير تحول آن از آغازِ پيدايش در منطقة شام در نيمة نخست قرن اول هجري تا پذيرش آن در جوامع حديثي قرن سوم و پس از آن را بازسازي مي‏کند. فان‌اِس در جاي‌جاي اين کتاب خود، دائماً به بررسي زمينه‏هاي مختلف ادبي، تاريخي، سياسي ـ ‌اجتماعي و کلاميِ روايتِ مورد بحث مي‏پردازد.۲
با پژوهش‏هاي گِرِگور شوئِلِر و هارالد موتسکي، که از تحليل متن و سند، به عنوان روشي در شناخت نقلِ صحيح و مواردي از تکثير سندها استفاده مي‏کردند، اين رهيافت ـ که تحليل متني‌ ـ ‌اِسنادي ناميده مي‏شد ـ رشد و تکامل بيشتري يافت.۳ اين دو با بررسي احاديثي که علي الظاهر با نقل‏هاي متعدد روايت شده‏اند، نشان دادند که تحقيق در متن‏هاي مختلف روايات در تمام سطوح مختلفِ نقل، مي‏تواند به يافتن پاسخ اين پرسش کمک کند که آيا اين متون به هم وابسته‏اند (و بالتبع حاکي از پديدة تکثير سَنَدند) يا نه؟ از آن زمان، برخي ديگر از محقّقان غربي نيز اين روش را در مطالعات خود به کار بسته‏اند.۴ اين روش نه تنها امکان تاريخ‏گذاري دقيق‏تر روايات را فراهم مي‏سازد، بلکه به بازسازي تاريخ نقل احاديث و تغييرات پيدا‌شده در متن آنها در جريان نقل نيز کمک مي‏کند. بر پاية يافته‏هاي محقّقاني که اکنون با اين روش کار مي‏کنند، «تکثير سندها» امري است که در گذشته
روي داده است، امّا ـ دست کم در احاديثي که آنان بررسي کرده‏اند ـ نه در «سطحي چنان گسترده» که مورد ادعاي مايکل کوک بود. افتخار زمان نيز از همين روش در ارزيابي وثاقت رُوات حديث [در علم رجال] استفاده کرده است.۵
روش‏هاي تاريخ‏گذاري که تاکنون مطرح شد، تنها به بررسي يک روايت يگانه (single tradition) توجه داشته‏اند. منظور از روايت يگانه، حديثي است راجع به موضوعي خاص که تمام نقل‏هاي مختلف آن در منابع اسلامي، متن واحد و يکساني دارند و، از همين رو، مي‏توان آن را روايتي واحد و يکسان دانست. درست به عکس، مي‏توان با استفاده از اين روش تمام مجموعه روايات منسوب به يک راوي واحد را بررسي کرد. همچنان‌که پيشتر اشاره کردم، مجموعه‏هاي روايي يا آثاري که روايات نخستين بار در آنها نقل شده‏اند، نقشي بسيار مهم در تاريخ‏گذاري روايات منفرد دارند. با ‌اين حال، محقّقان غربي به بررسيِ خودِ اين جوامع حديثي هم پرداخته‏اند تا بتوانند تمام رواياتي را که آن مدوِّن به مشايخش منسوب ساخته است، تاريخ‏گذاري کنند. در اين روش از سند روايات براي شناسايي منابعِ مدوِّنِ کتاب استفاده مي‏کنند. پيشتر در اواخر قرن نوزدهم ميلادي، برخي از غربيان اين روش را در بررسي روايات تاريخي به کار گرفته بودند؛۶ در حوزة حديث‏پژوهي اما، تنها در دهة ۱۹۶۰ و پس از انتشار آثار فؤاد سِزگين در باب جوامع حديثي، اين روش از شهرت و توجه عامّ برخوردار شد.۷
رهيافت سزگين تماماً بر سند روايات متمرکز بود. وي مدعي بود که تمامي منابعِ مدوِّنان حديث و منابعِ منابعِ آنان تا ابتداي صدور حديث همه‌جا مکتوب بوده است. اين ادعا سرآغاز بحثي علمي بود که هم سندها و هم متون اين منابعِ «بازسازي شده» در آن جايگاهي اساسي داشتند. چکيدة اين بحث و نتايجِ حاصله از آن پيشتر در همين مقاله گذشت.۸ سباستين گونتِر در کتاب خود [راجع به مقاتل الطالبيين]،

1.. Franz Rosenthal, "Muslim Social Values and Literary Criticism", ۳۱-۵۶; Marco Scholler, "palmen", ۳۳۷-۶۲; Suliman Bashear, Arabs and Others in Early Islam (Princeton, ۱۹۹۷); and Irene Schneider, Kinderverkauf, ۷۴-۱۲۱.

2.. Josef van Ess, Der Fehltritt des Gelehrten.

3.. Gregor Schoeler, Charakter und Authentie, Chapters ۲ and ۳; Harald Motzki, “Quo vadis Hadit-Forschung?”

4.. علاوه بر آثار موتسکي که در پانويس ۱۵۹ بدان‏ها اشاره شد، نگاه کنيد به: Andreas Gorke, "The Historical Tradition about al-Hudaybiya", ۲۴۰-۷۵; Ulrike Mitter, Das frUhislamische Patronnat. Eine Untersuchung zur Rolle von fremden Elementen bei der Entwicklung des islamischen Rechts (Ph.D. diss., Nijmegen, ۱۹۹۹), Part B; idem, “Unconditional Manumission of Slaves in Early Islamic Law: a Hadith Analysis”, Der Islam ۷۸ (۲۰۰۱), ۳۵-۷۲; Peters, "Murder in Khaybar", ۱۴۰-۵۲.

5.. Iftikhar Zaman, "The Science of rijAl as a Method in the Study of Hadiths", Journal of Islamic Studies ۵ (۱۹۹۴), ۱-۳۴.

6.. Julius Welhausen, Prolegomena zur altesten Geschichte des Islams, in his Skizzen und Vorarbeiten, IV (Berlin, ۱۸۹۹).

7.. Fuat Sezgin, Bubârh’nin Kaynaklari hakkinda arastirmalar (Istanbul, ۱۹۵۶); idem, Geschichte, I, passim.

8.. Above, xxx-xxxi. (۱ ـ ۳ ـ شيوه‏هاي حفظ و نقل حديث=)


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
62

سندهاي هر يک از آنها تجزيه و تحليل مي‏کند.۱ وي به دقّت تمام ارتباط‏هاي درونيِ متون و سندهاي اين روايات را استخراج مي‏کند و از اين راه، نتايجي بسيار جامع در باب خاستگاه و تطوّراتِ حديث مورد بحث و عناصر اصلي متن آن به دست مي‏آورد. ترجمة انگليسيِ مقالة مهمِ کرامِرز در فصل ۱۲ همين کتاب آمده است. قريب ۲۵ سال بعد، يوزف فان‌اِس با استفاده از روشي مشابه، به بررسي منشأ رواياتِ قضا و قدر پرداخت.۲ وي در فصلِ نخست کتابِ در کشاکش حديث و کلام، رهيافتي مرکب از تحليل متن و سند را تشريح، و اشکالات اين روش را بررسي مي‏کند. در جانب ديگر، مايکل کوک در بررسي انتقادي خود از کتاب فان‌اِس، ضمن مردود شمردن اين روش، چنين استدلال مي‏کرد که احتمال مجعول بودن سند روايت، به سبب پديدة تکثير اسانيد و طرق، مانع از به‌کارگيريِ آن در تاريخ‏گذاري روايات مي‏شود.۳ بعيد نيست انتقادات فرضي، انتزاعي و کليِ مايکل کوک از روش فان‌اِس، و آلماني بودن کتاب فان‌اِس سبب شده باشند اين روش پشتيبانانِ زيادي پيدا نکند.
رهيافتِ کرامِرز و فان‌اِس اما، بار ديگر در اواخر دهة ۱۹۸۰ ميلادي از سر گرفته شد. گِرِگور شوئِلِر به بررسي محتوا و سند رواياتِ جواز و عدم جوازِ کتابت حديث پرداخت،۴ لورنس کُنراد يکي از احاديث ملاحم / آخر الزمان را تجزيه و تحليل کرد،۵ و هارالد موتسکي در بررسي مبادي فقه اسلامي، به کاوش در چندين حديث فقهي از اين منظر پرداخت.۶ ماهر جرّار نيز در مقالة مهمي که راجع به
مفهوم شهادت در جهاد و ارتباط آن با حوريان بهشتي تأليف کرده،۷ نقطة شروع کار خود را شماري از روايات موجود در مجموعة منسوب به عبداللّه‏ بن مبارک (م ۱۸۱ ق) قرار داده و کوشيده است با بررسي اَسناد روايات و مقايسه متون مختلف آنها از نظر ساختار و مضمون، تاريخ پيدايش اين روايات را به دست آورَد. وي همچنين با بررسي روايات مشابه که در کتاب‏هاي حديثي متأخّر آمده، توانسته است سير تحولاتِ بعديِ اين دسته روايات در قالب يک نوع ادبي را نشان دهد. مقالة ماهر جرّار در عين حال نيک نشان مي‏دهد چگونه مي‏توان مضامين روايات اسلامي را با ملاحظاتي فلسفي و جامعه‏شناختي از پيشينه‏هاي فرهنگي بازتري تفسير کرد.۸ ترجمة [فارسي شده از مقاله] انگليسي وي در فصل ۱۷ کتاب حاضر آمده است. در پاره‏اي از ديگر مطالعات جديد، به موضوع تفاوت‏هاي متني و سنديِ روايات توجه شده است؛ في‌المثل در مقالة اُري رُبين راجع به روايت فقهي «الوَلَد لِلفِراش»؛۹ کتاب لودويگ اَمان درباب خنده و شوخي در اسلام؛۱۰ پژوهش فرانتس رُزِنتال در حديثِ اُم زَرع؛ تحقيق مارکو شُلِر در روايات تفسيري يکي از آيات قرآن؛ پژوهش

1.. Kramers, "Tradition", ۱۰-۲۲.

2.. Josef van Ess, Zwischen Hadit and Theologie, passim. ترجمة عربي فصل نخست اين کتاب را که به تشريح اين روش اختصاص يافته، ماهر جرّار در مجلة الابحاث، سال ۴۷ (۱۹۹۹)، ص ۵ ـ ۱۰۱ آورده است.

3.. Cook, Dogma, ۱۰۷-۱۱۶.

4.. Schoeler, “MUndliche Thora und Hadit”, ۲۳۱-۴۹; (= “Oral Thora”, ۲۰-۴۲).

5.. Conrad. “Portents of the Hour”.

6.. Harald Motzki, Anfange ۱۱۵-۲۴, ۱۲۹-۳۲, ۱۴۳-۵۱ (=Origins, ۱۲۵-۳۶, ۱۴۲-۴۸, ۱۵۸-۶۷); idem, "Der Figh des -Zuhri" ,۲۹-۴۲ (="The Jurisprudence of Ibn ?ihAb az-Zuhri", ۳۲-۴۷; idem, "Quo vadis Hadit-Forschung?", ۶۸-۸۰, ۱۹۳-۲۲۶; idem, "The Prophet and the Cat," passim; idem, "Die Prophet und die Schuldner" ۲۲-۵۰; idem. "The Murder of Ibn Abi L-Huqayq", passim.

7.. ماهر جرّار، «مصارع العشاق: دراسة في احاديث فضل الجهاد والحور العين»، الابحاث، ۴۱ (۱۹۹۳)، ص۲۷ـ۱۲۱. اين نويسنده نسخة انگليسي کامل‏تري از بخش نخست مقالة خود (بدون متن عربيِ نسخه) با اين مشخصات کتاب‏شناختي منتشر کرده است: Maher Jarrar, "The Martyrdom of Passionate Lovers: Holy War as a Sacred Wedding", in Angelika Neuwirth, Birgit EmbalO, Sebastian GUnther, and Maher Jarrar, eds., Myths, Historical Archetypes and Symbolic Figures in Arabic Literature: Towards a New Hermeneutic Approach (Beirut, ۱۹۹۹), ۸۷-۱۰۷.

8.. نگاه کنيد به سه پاراگراف زير در مقالة وي: نک. به سه فراز مقاله‌ي وي با اين عناوين: اروس Eros/ مرگ؛ عروسي مقدس؛ و تشريح اين نوع ادبي.

9.. Uri Rubin, "`Al-walad li-l-firAsh’: On the Islamic Campaign against zinA", Studia Islamica ۷۸ (۱۹۹۳), ۵-۲۶; idem, The Eye of the Beholder; idem, Between Bible and Qur’An: the Childern of Isrdl and the Islamic Self-Image (Princeton, ۱۹۹۹). اُري رُبين در نوشته‏هاي خود، از اِسناد براي «تعيين منشأ عمومي روايات» استفاده مي‏کند. مراد وي «يافتن منطقة جغرافيايي‏اي است که اين روايات در آنجا شکل گرفته و نخستين بار از آنجا رواج يافته است» (Between Bible and Qur’An، ص ۳).

10.. Ludwig Amman, Vorbild und Vernunft. Die Regelung von Lachen und Scherzen im mittelalterlichen Islam (Hildesheim, ۱۹۹۳), ۳۹-۷۳ ۱۴۰ - ۷۰.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5958
صفحه از 534
پرینت  ارسال به