59
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

شاخت نيز در تعيين زمان پيدايش احاديث از روشي مبتني بر متون روايات استفاده مي‏کرد. با ‌آنکه وي در اين کار به امور ديگري همچون سند و کتابي که نخستين بار روايت در آن آمده است، توجه مي‏کرد، امّا متن حديث در نظر وي بر سند آن تقدم داشت. چنانچه روايتي را بر پاية متنش تاريخ‏گذاري مي‏کرد و اين تاريخ با ظاهرِ سند آن روايت متفاوت بود، وي متن را بر سند ترجيح مي‏داد. مهم‏ترين مباني شاخت در تاريخ‏گذاري روايات بر پاية متن به قرار زير است:
۱) براي تعيين تاريخ يک روايت نخست بايد محتواي آن (که عبارت است از مسئله‏اي فقهي و پاسخ آن) را در جريان کلي تاريخ تطوّر فقه ـ آن‏گونه که شاخت بازسازي کرده است ـ قرار دهيم.۱
۲) رواياتي که به صورت اقوال و احکام کوتاه فقهي درآمده‏اند، قديمي‏تر از رواياتي‏اند که حالت نقل و حکايت دارند.۲
۳) اقوال و احکام فقهي که گوينده‏شان نامعلوم است، قديمي‏تر از آنهايي‏اند که به فرد معيّني نسبت داده مي‏شوند.۳
۴) بيانات کوتاه و فشرده از اظهارات مشروح و مفصّل قديمي‏ترند.
۵) متوني که مسئله‏اي [فقهي] را تلويحاً بيان مي‏کنند، قديمي‏تر از متوني‏اند که به روشني هر چه تمام آن را شرح و بسط مي‏دهند.۴
در دهة۱۹۷۰، «روش تحليل صوري» (form analysis method) که سال‏ها پيش در پژوهش‏هاي تورات و انجيل پرورش يافته بود، به حوزة مطالعات اسلامي هم راه يافت و مارستُن اسپيت اين روش را در بررسي روايات اسلامي به کار گرفت. وي در مقاله‏اي که راجع به روايتي بسيار معروف و منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله نوشته است (نک. همين کتاب، فصل ۱۳)، کوشيد با مقايسة نسخه‏هاي مختلف از متن روايت،

1.. Schacht, Origins, ۱۷۶-۷۹.

2.. Ibid., ۱۸۰,۱۸۸.

3.. Ibid., ۱۸۰-۸۹.

4.. Joseph Schacht, "Modernism and Traditionalism in a History of Islamic Law", Middle Eastern Studies ۱ (۱۹۶۵), ۳۹۳.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
58

آن دسته از محقّقان که از يک سو با احساس بي‏اعتمادي به سندها، آنها را در کارِ تاريخ‏گذاري روايات بي‏فايده مي‏شمردند، و از سوي ديگر نمي‏توانستند روايات اسلامي را به عنوان منبعي تاريخي به‌کلي کنار گذارند، دو راه پيش روي خود داشتند. يا از فکر تاريخ‏گذاري روايات به‌کلي دست بردارند و به داشتن تصوراتي اجمالي و ابتدايي از تحولات تاريخي صدر اسلام دلخوش بمانند، و يا به دنبال شواهد ديگري جز سند بگردند که با آن بتوان تاريخ پيدايش روايات را تعيين کرد. در کنار سند روايات و مجموعه‏هاي حديثي تاريخ‏بَردار، تنها شاهدِ باقي‌مانده متنِ خود روايات است. مشکل کساني که اين روش جايگزين را انتخاب مي‏کنند اين است که چگونه با اتکاي صرف به محتوا و شکل روايات، آنها را تاريخ‏گذاري کنند. اين رهيافت متن‌ ـ ‌محور نسبت به اخبار و احاديث را نخستين بار گلدتسيهر به کار گرفت که خود عموماً به سند روايات بي‏اعتنا بود. هر چند وي هيچ گاه ملاک خود در تفکيک روايات قديمي از جديد را به صراحت ذکر نکرده است، مباني روش‏شناختي وي را از برخي مثال‏هايش مي‏توان دريافت. چهار اصل زير در مواضع مختلف کتاب وي آمده است:
۱. اشتباهات تاريخي (anachronisms) راه‏يافته به روايت نشان مي‏دهند آن روايت متعلق به دوره‏اي متأخّر از زمان ادعا شده است.۱
۲. رواياتي که مضمونشان فروعات و مراحل ثانوي در رشد و تطوّر يک مسئله را نشان مي‏دهند، زمانشان جديدتر از آنهايي است که محتواي کمتر پرورده دارند.۲
۳. رواياتي که تصوير نامناسب از پيامبر صلي الله عليه و آله و نخستين مسلمانان ارائه مي‏دهند، قديمي و موثق‏اند. ۳
۴. سرزنش‏ها و انتقادهاي متقابل در ميانِ گروه‏هاي رقيب، احتمالاً ريشه‏اي تاريخي داشته‏اند. ۴

1.. Ignaz Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۲۳-۲۷, ۱۳۸-۴۰ (= Muslim Studies, II, ۳۴-۳۷, ۱۳۳-۳۴).

2.. Muhammedanische Studien, II, ۲۵-۲۶ (=Muslim Studies, II, ۳۶-۳۷).

3.. Muhammedanische Studien, II, ۲۹-۳۰ (=Muslim Studies, II, ۳۹-۴۰).

4.. Muhammedanische Studien, II, ۳۵ (=Muslim Studies, II, ۴۴).

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6021
صفحه از 534
پرینت  ارسال به