55
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

داشت، چنين احتجاج مي‏آورد. «بهترين راه براي اثبات اينکه روايتي در فلان زمان وجود نداشته، اين است که مسئله يا مناقشه‏اي پيدا کنيم که در آن، هيچ کس اين روايت را حجت فقهي خود قرار نداده باشد؛ حال آنکه اگر چنين روايتي وجود داشت، استناد به آن حتمي و قطعي بود».۱
يُنبُل حتي دامنة استفاده از اين برهان مبتني بر سکوت را به آن دسته از جوامع حديثي مي‏کشاند که در آنها هيچ‌گونه بحث فقهي نمي‏توان يافت. وي در دفاع از رأي خود استدلال مي‏کند. عادت مدوّنان مسلمان اين بود که تمام آنچه از پيشينيانِ خود به‌ دست آورده بودند در مجموعه‏هاي تأليفي خود بگنجانند؛ لذا هر ‌يک از اين جوامع را بايد حاوي تمام روايات موجود در زمان و منطقة خود به‌شمار آورد.۲ اين استنتاج که «هيچ روايتي را نمي‏توان قديم‏تر از نخستين منبع دانست که در آن ذکر شده است»، از سوي آن دسته از محقّقان غربي مورد نقد قرار گرفت که معتقد بودند مقدمات و فرضيه‏هاي شاخت و يُنبُل در اين راه خود محل ترديد است و اساساً کمبود منابع کهن، راه ما را براي رسيدن به چنين استنتاجي بسته است.۳
برخي از غربيان بدون توسل به برهان مبتني بر سکوت، از روش تاريخ‏گذاري روايات بر پاية قديمي‏ترين منبعي که اين روايات در آن آمده‏اند، بهره برده‏اند. في‌المثل آقاي م. يعقوب قسطر در مقالات متعددش راجع به سنّت اسلامي، روايتي را «قديم» مي‏شمارد که در منابع قرن دوم آمده باشد،۴ امّا از اينجا نتيجه نمي‏گيرد

1.. Schacht, Origins, ۱۴۰.

2.. Juynboll, Muslim Tradition, ۹۸. يُنبُل اخيراً در تاريخ‏گذاري روايات اسباب نزولي آية مربوط به وجوب حجاب براي همسران پيامبر، از اين روش استفاده کرده است؛ در مقالة «حديث و قرآن»، دايرة المعارف قرآن، ويراسته جين دَمِن مک‌اوليف، ج۲، ۲۰۰۲، ص ۳۹۲-۳۹۳. “Hadith and the Qur’An”, in Jane D. McAuliffe, Encyclopddia of the Qur’An, II (Leiden, ۲۰۰۲), ۳۹۲-۳۹۳.

3.. Cf. Motzki, Origins, ۲۲, ۹۰-۹۱; idem, "Quo vadis Hadio-Forschung", ۵۷-۶۰.

4.. E. G. Kister, “Pare Your Nails”. قسطِر در اين مقاله از «روايتي قديمي» سخن مي‏گويد، چرا‌که اين روايت پيشتر در پاپيروسي متعلق به قرن دوم هجري و نيز در تفاسير قرآن همان دوره يافت مي‏شود. همچنين نگاه کنيد به ديگر مقالات وي در زير: Kister, "You Shall Only Set Out for Three Mosques: a Study of an Early Tradition", Le MusGon ۸۲ (۱۹۶۹), ۱۷۳-۹۶; and "Haddithu ‘an bani isrA’ila wa-la haraja: a Study of an Early Tradition", Isrdl Oriental Studies ۲ (۱۹۷۲), ۲۱۵-۳۹. گاهي قسطِر روايت را بر پاية زمان تأليف اين منابع کهن تاريخ‏گذاري نمي‏کند، بلکه در اين کار به زمان وفات افرادي (= صحابه يا تابعيني) توجه مي‏کند که آرايشان در روايت آمده است. في‏المثل نگاه کنيد به مقالة «لاتقرؤون القرآن علي المُصحَفيّين...» در زير: Kister, "LA taqra’una", ۱۵۷-۶۲.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
54

۳. علت اينکه ارزيابيِ مايکل کوک از روش‏هاي شاخت در تاريخ‏گذاري روايات به نتايج منفي منجر شد، اين است که وي تنها تفسير شاخت از پديدة حلقة مشترک را بررسي مي‏کرد. اگر وي به اين احتمال توجه داشت که حلقة مشترک چه بسا يکي از اولين مدوّنان روشمند حديث باشد، نتايج بهتري به دست مي‏آورد.۱

۳. روش‏هاي تحليل و تاريخ‏گذاري احاديث

۳ ـ ۱ ـ تاريخ‏گذاري احاديث

همچنان‌که از مباحث گفته شده تا اينجا خوب پيداست، محقّقاني که عموماً به اِسناد بدبين بوده و با اين حال درصدد استفاده از روايات اسلامي براي رسيدن به نظريه‏اي در باب خاستگاه و تحولات اوّليّة دين اسلام بوده‏اند، همواره تنگناي دشواري را روياروي خود داشته‏اند. براي تعيين دوره زماني شکل‏گيري احاديث، چه معيار ديگري جز حديث در اختيار داريم؟ نخستين قرينه يا شاهدي که به ذهن مي‏رسد اين است که ببينيم هر روايت اولين بار کي به منابع حديثي راه يافته است. شاخت، يُنبُل و بسياري ديگر اين شيوه تاريخ‏گذاري را به کار گرفته‏اند.۲ قديمي‏ترين منبعي که روايتي را در آن مي‏يابيم، حد نهايي زمان (terminus ante quem) است، يعني اين روايت دست‌کم در زمان تأليف يا تدوين آن کتاب بايست وجود مي‏داشته است. امّا شاخت و يُنبُل از اين هم فراتر رفتند و مدعي شدند زمان و مکان تأليف اين قديمي‏ترين منبع، مهد پيدايشِ (breeding ground)۳ روايت مورد بحث بوده است؛ يعني به نظر آنان اين روايت پيش از تأليف آن منبع [= حد اوّليّة زماني post quem terminus] وجود نداشته است. اين استنتاج مبتني بر برهان مبتني بر سکوت (anargument form silence) است. شاخت که تنها به روايات فقهي توجه و اهتمام

1.. Motzki.

2.. Schacht, Origins, ۱۴۰; G.H.A. Juynboll, "The man kadhaba Tradition and the Prohibition of Lamenting the Dead", in idem, Muslim Tradition, ۹۶-۱۳۳; M.J. Kister, “Pare your Nails: a Study of an Early Tradition”, Journal of the Ancient Near Eastern Society of Columbia University ۱۱ (۱۹۷۹), ۶۳-۷۰. اين تنها يکي از مقالات متعددِ آقاي قِسطِر (M.J. Kister) است که در آن از اين روش استفاده کرده است. براي ديگر موارد، ادامه مقاله را ببينيد.

3.. Juynboll, Muslim Tradition, ۱۳۲.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6147
صفحه از 534
پرینت  ارسال به