غيرخانوادهاش وصيّت کند، زيرا او نگران آن است که در طول زندگي به اندازه کافي صدقه نداده باشد. اگر مقصود همين باشد، در اين صورت محتواي بندهاي ۱۰ ه و ۱۱ د از حديثي ديگر و سياقي متفاوت اخذ شدهاند تا اين مقصود بيان شود.۱ اساساً عبارت مربوط به صدقه به خانواده احتمالاً در پي نارضايتي برخي از قبايل عرب به پرداخت زکات يا صدقه مصطلح در صدر اسلام پديد آمده است.۲ گفته شده پيامبر صلي الله عليه و آله به سبب کاهش نسبي فقر معناي صدقه را توسعه داد تا نفقات مذکور (مخارج معيشتي) را نيز شامل شود.
نسخههاي ۱۰ و ۱۱ نخستين نسخههاي کشکولياند که در يکي شش عنصر و در ديگري پنج عنصر گردهم آمدهاند، بي آنکه هيچ دغدغهاي بابت پيوستگي يا انسجام [اين عناصر] وجود داشته باشد. گويا صرفاً نيت آن بوده که هر چه پيرامون آن موضوع نقل شده، يکجا جمع شود.
۲. مسئلة وصيت
۱۲. (اين نسخه و نسخههاي بعدي توجه را از مسئلة هجرت به موضوع وصيّت معطوف ميدارند. در اين نسخه هنوز مسئلة هجرت در اولويّت است. با اين حال، متن چنان از همگسيخته است که ظاهراً اين موضوع محور اصلي نيست).
محمّد بن عبدالرحيم، زکرياء بن عدّي، مروان، هاشم بن هاشم، عامر بن سعد، پدرش.
او گفت: من بيمار بودم و پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادتم آمد.
سعد: «اي رسول خدا، از خدا بخواهيد که مرا به جايي که از آن آمدهام، بازنگرداند.»
پيامبر: «شايد خداوند تو را رفعت بخشد و باعث شود که به ديگر مردم سود رساني.»