423
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

بن عفراء خوانده شده است. البته شايد اين عنوان نام ديگري بوده که سعد بن أبي‌وقّاص را بدان مي‏خواندند، امّا ظاهراً در گزارش‏هاي مربوط به شرح حال سعد به چنين نکته‏اي اشاره نشده است. خواهيم ديد که در نسخه‏اي ديگر از او با عنوان پسر عفراء بدون ذکر نام سعد ياد شده است. احتمال دارد که اين عنصر از نقلي ديگر دربار? فردي کاملاً متفاوت اخذ شده باشد که پيامبر در بستر بيماري از او نيز عيادت کرده است. کتب تراجم و رجال از سه برادر اهل مدينه از قبيلة نجّار سخن مي‏گويند که با حضرت محمّد صلي الله عليه و آله معاشرت داشته و استثنائاً به نام مادرشان عفراء خوانده مي‏شدند. فقط يکي از اين سه برادر، يعني مُعاذ بن حارث (يا ابن‌عفراء) از غزوة بدر جان سالم به در بُرد.۱ جزئيّات باقي زندگي او نامعلوم است. برخي منابع گفته‏اند که او از جراحات جنگ بدر در مدينه جان سپرد. برخي ديگر اذعان کرده‏اند که او تا زمان خلافت حضرت علي عليه السلام در قيد حيات بوده است. گفته شده وي از نخستين انصاري بود که در مکّه مسلمان شد. مُسند ابن‌حنبل روايتي نقل مي‏کند که در اسناد آن اين فردِ نجّاري مدني، القرشي هم ناميده شده است.۲ به اين ترتيب و با نظر به اين آشفتگي هيچ عجيب نيست که برخي از راويان اوّليّه ماجراي عيادت پيامبر صلي الله عليه و آله از معاذ را نقل کرده و آن را با ماجراي عيادت مشابهي دربار? سعد خلط کرده باشند. به جهت الزام راويان به تکرار دقيق متن، در نقل نام ابن‌عفراء، علي‏رغم آن‏که سعد هرگز بدان نام موسوم نبوده، حفظ شده است.
مي‏توان دريافت که مسئلة هجرت نه با زندگي سعد بن عفراء انطباق دارد و نه سعد بن أبي‌وقّاص، که عيادت از او به منظور تشخيص و درمان بيماري‏اش بوده است (نگاه کنيد به نسخة ۱)، و اساساً موقعيّت بيماري وي به صراحت در مکّه مشخص نشده است. از اين‏رو بايد چنين نتيجه گرفت که انديشة نهفته در پسِ نسخة ۴ بهره‏برداري از داستان عيادت بيمار (مُعاذ يا سعد) به مثابة محملي براي قبولاندن اهمّيّت مسئلة هجرت از مکّه بوده است.

1.. ابن‌عبدالبرّ، ج ۳، ص ۱۴۰۸ ـ ۱۴۰۹.

2.. ابن‌حنبل، ج ۴، ص ۲۱۹.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
422

سعد: «اي رسول خدا، من ثروت فراواني دارم، و دخترم وارث من خواهد بود. آيا مي‏توانم همه دارايي‏ام را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «دو سوم از آن را چطور؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «نيمي را؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «يک سوم از آن را؟»
پيامبر: «يک سوم، و يک سوم زياد است.»
صدقاتي که از مالت مي‏بخشي، صدقات حقيقي است. آن‏چه صرف تأمين معاش خانواده‏ات مي‏سازي، صدقه است؛ و آن‏چه براي خوراک همسرت خرج مي‏کني، صدقه است.»
«خانواده‏ات غني باشند (يا فرمود: با معيشت مناسب ترکشان کني) بهتر از آن است که آن‏ها را محتاج به ديگران وانهي (اين سخنان را در حالي گفت که دستش را دراز کرده بود).»۱
مسلماً نمي‏توانيم بگوييم اين دو متن به روشني در پي برجسته کردن مسئلة هجرت‏اند، امّا از آن‏جا که اين عنصر در مجموعة درون‏مايه‏هاي هر دو متن جايگاه شاخصي دارد، چنين به نظر مي‏رسد که غرض از اين روايات حفظ و تأکيد بر اهمّيّت مسئلة هجرت است. نسخة ۱۱ نسبت به نسخة ۱۰ مفصل‏تر است، چون دومي غالباً در قالب سوم شخص بيان شده است، در حالي‏که اولي قالب محاوره‏اي دارد. هر دو متن محل عيادت بيمار را مکّه تعيين کرده‏اند، امّا در آن‏ها به تاريخ معيني اشاره نشده است. بندهاي ۱۰ الف و ۱۱ الف اين ماجرا را به نسخة ۴ پيوند مي‏دهند. دعاي حضرت محمّد صلي الله عليه و آله در بند ۱۱ ب نسخه‏هاي ۲ و ۳ را تداعي مي‏کند، امّا دعاي مذکور در بند ۱۰ ب روايتي متفاوت و حيرت‏انگيز است. سعد در آن سعد

1.. ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۱۶۸.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5773
صفحه از 534
پرینت  ارسال به