421
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

۱. متون هجرت

۱۰. عبداللّه‏، ابن‌حنبل، عبدالرحمن، سفيان، سعد، عامر بن سعد، پدرش.
او گفت که پيامبر صلي الله عليه و آله در مکّه به ديدارش رفت، در حالي‏که اکراه داشت کسي در سرزميني بميرد که از آن هجرت کرده است.
پيامبر: «خدا سعد بن عفراء را رحمت کند، خدا سعد بن عفراء را رحمت کند.»
سعد: «اي رسول خدا، آيا مي‏توانم همه داراي‏ام را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «يک سوم چطور؟»
پيامبر: «يک سوم، و يک سوم زياد است.»
وراثان تو غني باشند بهتر از آن است که آن‏ها را چنان بينوا وانهي که دست حاجت به سوي مردم دراز کنند.»
«و هرچه از مالت خرج [عائله] کني، برايت صدقه نوشته مي‏شود، حتي اگر به قدر لقمه‏اي غذا باشد که در دهان همسرت مي‏گذاري.»
«شايد خداوند تو را رفعت بخشد تا به عده‏اي از مردم سود رساني و عده‏اي ديگر را ضرر.»۱
۱۱. محمّد بن عمر المکي، الثقفي، ايوب السختياني، عمر بن سعد، حُمَيد بن عبدالرحمن الحميري، سه پسر سعد.
پيامبر صلي الله عليه و آله در مکّه به عيادت سعد رفت، در حالي‏که سعد مي‏گريست.
پيامبر: «چرا گريه مي‏کني؟»
سعد: «بيم آن دارم که در سرزميني بميرم که از آن هجرت کرده‏ام، چنان‏که بر سر سعد بن خولة آمد.»
پيامبر: «خدايا، سعد را شفا ده، خدايا، سعد را شفا ده.»
اين را سه مرتبه تکرار کرد.
او تنها يک دختر داشت.

1.. ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۱۷۳.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
420

پيامبر: «نه.»
سعد: «مي‏توانم يک سوم از آن را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «يک سوم، و يک سوم سهم زيادي است.»۱
گرچه سلسله راويان اين نسخه‏ها متفاوت است، امّا ظاهراً هر سه به يک گونه تطوّر طولي تعلّق دارند. هر سه نسخه شامل پرسش سعدند که «آيا مي‏توانم همه داراي‏ام را وصيّت کنم؟» و هر سه جزئيّاتي از موافقت تقريبي حضرت محمّد صلي الله عليه و آله با وصيّت يک سوم را دربردارند، و از اين‏رو، حکم فقهي موردنظر را دقيق‏تر از آن‏چه در نسخه‏هاي ۵ و ۶ مشاهده مي‏شود، عرضه مي‏دارند. نسخة ۸ در مقايسه با نسخة ۷ احتمالاً در مرحله‏اي متأخّر از سير تطوّر قرار مي‏گيرد، چه اين نسخه در قالب اول شخص بيان شده است. حذف اشاراتِ مربوط به بيماري سعد در نسخة ۸ چندان حساس نيست، زيرا فعل «عادَ» به معناي «عيادت از فرد بيمار» است. نسخة ۹ با افزودن انگيزه‏اي براي پرسش، «من فقط يک دختر دارم» تحوّل به مراتب بيشتري را مي‌نمايد. با اين همه، روشن نيست که آيا اين عبارت بدين معناست که اين دختر تنها کس از بستگان سعد است، يا تنها فرزندش، يا تنها وارثش.
پيشتر در تاريخ نقل اين حديث ملاحظه کرديم که دو دسته از تحوّلات عرضي اشاره شده (نسخه‏هاي ۲، ۳ و ۴ از يک سو و نسخه‏هاي ۵، ۶، ۷، ۸ و ۹ از سوي ديگر) از طرق مختلفي با يکديگر پيوند يافتند. خاطره در نسخة ۱ به نحوي جسته گريخته تکرار مي‏شود، و نقش واسطي بي‏ثمر را ايفا مي‏کند که عناصر مختلف را که به صورت متوني مرکب ولي نامربوطند، به هم پيوند دهد. اگر اين کوشش براي پيوند را تحوّل عرضي سوم بناميم، در چارچوب آن دو حرکت طولي بلند مي‏يابيم که بر مسئلة اصلي متن استوار شده‏اند. در يکي مسئلة هجرت صحابة پيامبر صلي الله عليه و آله است که تقريباً از بقية نکات مهم‏تر است و در ديگري وصيّت سعد آشکارا در اولويّت قرار دارد.

1.. ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۳.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5846
صفحه از 534
پرینت  ارسال به