419
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

جهت دوم

۷. عبداللّه‏، ابن‌حنبل، وکيع، هشام، پدرش، سعد.
روزي پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادت سعد که بيمار شده بود، رفت. سعد عرض کرد: «اي رسول خدا، آيا مي‏توانم همه دارايي‏ام را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «نيمي از آن را چطور؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «يک سوم چطور؟»
پيامبر: «يک سوم، و يک سوم زياد است، (يا) سهم زيادي است.»۱
۸. القاسم بن زکريا، حسين بن علي، زَيدَة، عبدالملک بن عمر، مُصعب بن سعد، پدرش.
او گفت: «روزي پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادتم آمد و من گفتم: «آيا مي‏توانم همه داراي‏ام را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «نيمي از آن را چطور؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «يک سوم چطور؟»
پيامبر: «بله، و يک سوم زياد است.»
۹. عبداللّه‏، ابن‌حنبل، عبدالرحمن، همّام، قتادة، يونس بن جُبَير، محمّد بن سعد (رحمة اللّه‏)، پدرش.
وقتي او در مکّه بيمار بود، پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادتش آمد.
سعد: «من فقط يک دختر دارم؛ آيا مي‏توانم همه داراي‏ام را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «مي‏توانم نيمي از آن را وصيّت کنم؟»

1.. ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۱۸۵ ـ ۱۸۶.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
418

چند تا از آن‏ها به اسباب نزول آية خاصي مرتبط‏اند. به نظر مي‏رسد که اين صرفاً نسخه‏اي تطوّر يافته از متني فقهي بوده که چون در بين ديگر طبقات کاربردي فزاينده يافته، به منظور دقّت فقهي بيشتر تکامل يافته است. نسخة ۵ با بي‏دقّتي، از سر هم کردن نقل‏هاي گوناگون و بي‏ربط پديد آمده؛ روايت در قالب سوم شخص نقل شده؛ به امکان وقوع ماجرا اشاره نشده؛ انگيزه‏اي براي طرح پرسش‏ها طرح نشده؛ و سکوتِ معنادارِ حضرت محمّد صلي الله عليه و آله در پايان، ابهام‏برانگيز و البته دالّ بر تأييد توأم با اکراه است.
نسخة ۶ که آن هم از سِماک و مُصعب است، در قالب اوّل شخص نقل شده و شامل اندکي بسط و تفصيل است. اين نسخه تهي از مجموعة متنوّع موجود در نسخة ۵ است. عبارات توضيحي آخر متن از راوي ناشناخته‏اي است. بسيار بعيد است که بتوان سعد را گويندة اين کلمات قلمداد کرد.
زمينة اين متن روشن نيست. يوزف شاخت معتقد است که حکم فقهي طرح شده تدبير حاکمان اموي بوده است براي اطمينان از اين‏که حکومت حظي وافر از دارايي افراد بي‏وارث مي‏برد.۱ اگر چنين باشد، با در نظر گرفتن ساختار ادبي روايت، تقريباً مسلّم است که اين گفتار، يعني پرسش و پاسخ دربار? وضعيت سعد، قالبي است براي به تصوير کشيدن شرايطي عادي، چنان‏که نسخه‏هاي بعدي آن را تأييد مي‏کنند. احتساب اين نقل در رديف نسخه‏هاي اصيل، که در نسخة ۱ ديديم، طبيعي نيست. امّا بي آن‏که چنان افراطي بگوييم که اين متن ابداع محض فقهاي قرن دوم است، گمان مي‏کنيم که چينش تفصيلي آن کاملاً در درجة دوم اهمّيّت قرار دارد. اين دو نسخه صرفاً گوياي يک حکم فقهي ساده در ساختاري کليشه‏اي و متعارف‏اند. ولي در عين حال، نه فقط خاطرة عيادت حضرت محمّد صلي الله عليه و آله از سعد (نسخة ۱)، بلکه توجه او به هجرت صحابه چنان ذهن راويان را به خود مشغول داشته که دست کم در برخي از طبقات، [روات] در پي تلفيق اين عناصر و نيز برخي عناصر ديگر با پرسش از وصيّت بوده‏اند. ماهيت اين‏گونه ادغامِ عناصر پرتو تازه‏اي بر تاريخ اين روايت مي‏افکند.

1.. Origins of Muhammadian Jurisprudence, p. ۲۰۱.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5847
صفحه از 534
پرینت  ارسال به