سياق روايت حاکي از اهتمام [مسلمانان] به تأسيس جامعة اسلامي نوپا در مدينه است که بخش بزرگي از آن را جمعيت مهاجرين ـ که از مکّه و مناطق ديگر به مدينه هجرت کرده بودند ـ تشکيل ميداد. بر اين نکته نيز تأکيد شده که مهاجران به مدينه بايد در آنجا ماندگار شوند.۱
از آنجا که در هر دو نسخة ۲ و ۳ به مکّه اشاره شده است و چون راويان نخست در سند اين دو متن يکسانند، معتقديم که اين دو متن در اصل يکياند. در هر يک از آنها يک عنصر، چه از سر فراموشي و چه به سبب بدفهمي، از قلم افتاده است؛ امّا حذف در نسخة ۲ حساستر از نسخة ۳ است، زيرا در آن نکتة اصلي خاطر پوشيده شده است.
ماجراي نقل شده دربار? هجرت بسط نيافته است، چه اين موضوع پس از وفات پيامبر و آغاز گسترش اسلام کاربرد يافته است.
۴. محمّد بن عمر، محمّد بن صالح، عاصم بن عمر بن قتادة.
و سعد بن خولة در جنگ بدر حضور داشت، در حاليکه بيست و پنج ساله بود. او همچنين در احد، خندق و حديبيه نيز حاضر بود. وي با سُبَيعة دختر الحارث الأسلمية ازدواج کرد که اندکي پس از وفاتش فرزندي به دنيا آورد. رسول خدا به او گفت: «با هر که خواهي ازدواج کن.»
سعد بن خولة عازم مکّه شده و در آنجا درگذشته بود. در سال فتح مکّه، سعد بن أبيوقّاص بيمار شد و رسول خدا در بازگشت از جِعرانة و زيارت اماکن مقدسه، به عيادت او رفت. او فرمود: «خدايا، هجرت اصحاب مرا کامل کن و آنان را به جايي که از آن آمدهاند، بازمگردان.»
اما سعد بن خولة بداقبال بود. رسول خدا از مرگ او غمناک شد. وي دوست نداشت کسي که از مکّه مهاجرت کرده، به آنجا بازگردد يا بيش از آنچه براي انجام مناسک ضروري است، در آنجا بماند.۲