415
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

سياق روايت حاکي از اهتمام [مسلمانان] به تأسيس جامعة اسلامي نوپا در مدينه است که بخش بزرگي از آن را جمعيت مهاجرين ـ که از مکّه و مناطق ديگر به مدينه هجرت کرده بودند ـ تشکيل مي‏داد. بر اين نکته نيز تأکيد شده که مهاجران به مدينه بايد در آن‏جا ماندگار شوند.۱
از آن‏جا که در هر دو نسخة ۲ و ۳ به مکّه اشاره شده است و چون راويان نخست در سند اين دو متن يکسانند، معتقديم که اين دو متن در اصل يکي‏اند. در هر يک از آن‏ها يک عنصر، چه از سر فراموشي و چه به سبب بدفهمي، از قلم افتاده است؛ امّا حذف در نسخة ۲ حساس‏تر از نسخة ۳ است، زيرا در آن نکتة اصلي خاطر پوشيده شده است.
ماجراي نقل شده دربار? هجرت بسط نيافته است، چه اين موضوع پس از وفات پيامبر و آغاز گسترش اسلام کاربرد يافته است.
۴. محمّد بن عمر، محمّد بن صالح، عاصم بن عمر بن قتادة.
و سعد بن خولة در جنگ بدر حضور داشت، در حالي‏که بيست و پنج ساله بود. او همچنين در احد، خندق و حديبيه نيز حاضر بود. وي با سُبَيعة دختر الحارث الأسلمية ازدواج کرد که اندکي پس از وفاتش فرزندي به دنيا آورد. رسول خدا به او گفت: «با هر که خواهي ازدواج کن.»
سعد بن خولة عازم مکّه شده و در آن‏جا درگذشته بود. در سال فتح مکّه، سعد بن أبي‌وقّاص بيمار شد و رسول خدا در بازگشت از جِعرانة و زيارت اماکن مقدسه، به عيادت او رفت. او فرمود: «خدايا، هجرت اصحاب مرا کامل کن و آنان را به جايي که از آن آمده‏اند، بازمگردان.»
اما سعد بن خولة بداقبال بود. رسول خدا از مرگ او غمناک شد. وي دوست نداشت کسي که از مکّه مهاجرت کرده، به آن‏جا بازگردد يا بيش از آن‏چه براي انجام مناسک ضروري است، در آن‏جا بماند.۲

1.. سور? نساء: آية ۱۰۰.

2.. ابن‌سعد، ج ۳، ص ۴۰۸ ـ ۴۰۹. قس بخاري. حج، ش ۴۴۱؛ ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۵۲، آن‏جا که توضيح مي‏دهد حاجي پس از اتمام مناسک نبايد بيش از سه روز در مکّه بماند.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
414

ين فقره شرح حالي آشکارا با نسخة ۱ مرتبط است، امّا به طور چشمگيري تغيير يافته است. مکان طرح شده مکّه است. برخلاف نسخة ۱، در اين‏جا بيان نشده که دست کشيدن پيامبر بر بدن سعد براي تشخيص بيماري بوده است. شاخ و برگ‏هاي جديدي در فزوني بخش‏هايي از بدن که پيامبر صلي الله عليه و آله بر آن‏ها دست کشيده، و در خاطر? پايدار خنکاي دست حضرت محمّد صلي الله عليه و آله هست. دعا براي شفا عنصر جديدي است، و براساس قرينه‏اي که در نسخه‏هاي بعدي ديده مي‏شود، احتمالاً اين عنصر از روايتي دربار? فردي ديگر اخذ شده است. مي‏توان چنين فرض کرد که اين ماجرا احتمالاً به سبب شهرت بيشتر سعد نسبت به آن فرد به هم آميخته‏اند.
بدون قرينه‏اي فزون‏تر، موقعيّت زماني ـ مکاني در اين‏جا شبيه به نسخة ۱ مي‌نمايد، امّا حکايت يکدستي ساختار خود را از دست داده است. هر چند با بررسي نسخه ۳ درخواهيم يافت که احتمالاً موقعيّت اين نسخه و نسخة ۲ يکسان است.
۳. هارون بن عبداللّه‏، مکّي بن إبراهيم، الجَعيد، عائشة بنت سعد.
پدرش گفت: «در مکّه بيمار شدم، و پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادتم آمد. او دستش را بر پيشاني‏ام نهاد. و بر سينه و شکمم دست کشيد. سپس فرمود: «خدايا، سعد را شفا ده و هجرتش را کامل کن!»۱
در نسخه‏هاي ۲ و ۳ نوعي تطوّر روايت مشهود است که مي‏توان آن را تطوّر طولي نام نهاد؛ يعني وجود تفاوت‏هاي جزئي در گروهي از نسخه‏ها که ساختار و محتواي کلّي و يکسان دارند. در مقابل آن، تطوّر عرضي است که در آن، عناصر جديدي [با متن اصلي] تلفيق شده‏اند يا عناصر قديمي به نحوي تغيير شکل يافته‏اند که [روايت] در ساختاري متفاوت و با محتوايي دگرگون پديدار مي‏شود. در نسخة ۳ خاطرة خنکاي دست پيامبر صلي الله عليه و آله حذف شده، و عنصر جديدي [به روايت] افزوده شده که بيان مي‏کند اين ماجرا در مکّه رخ داده است.

1.. أبوداوود، جنائز، ش ۷. الجَعيد در اين نسخه به همان شخص با نام الجَعد در نسخة ۲ اشاره دارد (ابن‌حجر، تهذيب، ج ۲، ص ۸۰).

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5966
صفحه از 534
پرینت  ارسال به