39
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

مطرح مي‏کردند که مسلمانان از همان روزهاي نخست پيوسته عادت به کتابت عمومي احاديث و روايات داشتند.
طرفداران نظرية «شفاهي بودنِ نقل حديث» در واکنش به اين رأي پژوهش‏هايي منتشر کردند که برخي اختلافات ميان نقل‏هاي يکسان در نخستين مدوّنات حديثي را نشان مي‏داد. بنا به استدلال آنان، اين امر هم با نظريه کتابت زودهنگام حديث در تضاد است و هم بازسازي متون اصلي و اوّليّه را ناممکن مي‏سازد.۱
به عکس، شوئِلِر در مقالات متعدد خود چنين استدلال آورده است که کساني که بر سر نقل شفاهي يا مکتوب حديث بحث و جدل کرده‏اند، از نظام آموزش و فراگيري علم در نخستين سده‏هاي اسلام تصور درستي نداشته‏اند. به نظر وي، جوامع بزرگ حديثي که در قرون سوم و چهارم فراهم آمدند، منابع اوليه‏شان ضرورتاً کتاب‏هاي صحيح (و مدوّن) يا صرفاً نقل شفاهي نبوده، بلکه عمدتاً دست‏نوشته‏هايي از درس‏ها بوده است که استادان براي استفادة شخصي خود نوشته بوده‏اند. شاگردان اين درس‌گفتارهاي حديثي را که به صورت شفاهي دريافت مي‏کردند يا بلافاصله مي‌نوشتند و يا بعداً از روي دفاتر استادان مکتوب مي‏کردند.۲ [بنابراين کتابت صرف احاديث بدون درس و سماع ارزش چنداني نداشت.] امّا بعدها ديگر به ندرت کسي دسترسي به مطالب مکتوب محدّثان، بدون سماع مستقيم از آنان را عيب و عار مي‏دانست.
بنابراين، نمي‏توان ادعا کرد وجود اختلاف ميان نقل‏هاي مختلف آثار حديثي منسوب به مؤلّفان قديمي صرفاً ناشي از نقل شفاهي آنهاست. براي تبيين و توجيه

1.. E.g. George Stauth, Die Uberlieferung des Korankommentars MugAhid b. Gabrs (Ph.D. diss., Giessen, ۱۹۶۹); Fred Leemhuis, "۱۰۷۵ Tafsir of the Cairene DAr al-kutub and MugAhid’s Tafsir", in Rudolph Peters, ed., Proceedings of the Ninth Congress of the Union EuripGenne des Arabisants et Islamisants (Leiden, ۱۹۸۱), ۱۶۹-۸۰; Sadun M. Al-Samuk, Die historischen Uberlieferungen nach Ibn IshAq (Ph.D. diss., Frankfurt, ۱۹۷۸).

2.. از همين رو، سباستين گونتِر پيشنهاد مي‏کند به جاي نقل شفاهي (oral) بگوييم. نقل سماعي يا شنيداري (aural). نگاه کنيد به: Sebastian GUnther, “Modern Literary Theory Applied to Classical Arabic Texts: Hadith Revisited”, in Verena Klemm and Beatrice Gruendler, eds., Understanding Near Eastern Literatures (Wiesbaden, ۲۰۰۰), ۱۷۵.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
38

علت آن بود که از يک سو گلدتسيهر حجم فراواني از روايات اسلامي داير بر مخالفت شديد مسلمانان با کتابت حديث را گرد آورده بود و از سوي ديگر، وي آغاز تدوين متون حديثي را در نيمة نخست قرن سوم هجري تاريخ‏گذاري کرده بود.۱ ترجمة انگليسي مقالة مؤثر وي در باب کتابت حديث، در کتاب حاضر (فصل ۴) آمده است.۲
در دهة ۱۹۶۰، برخي از محقّقان و در صدر ايشان، پژوهش‏گران مسلمان کوشيدند اين حکم رايج غربي را ابطال کنند که مي‏گفت نقل حديث به صورت شفاهي دوره‏اي بسيار طولاني را پشت سر گذاشته است. آنان مجموعه‏اي عظيم از اخبار و روايات منابع اسلامي را گرد آوردند که همگي از کتابت حديث در قرن نخست و تدوين مجموعه‏هاي حديثي در قرن دوم هجري سخن مي‏گفتند. آنان همچنين با يافتن قطعه‏هايي از نُسخ خطي قديمي از اين مجموعه‏ها، چنين استدلال کردند که اين مجموعه‏ها را مي‏توان بر پاية اَسنادِ رواياتشان از درون تأليفات بعدي بازسازي کرد.۳ اين دسته از علما مي‏کوشيدند رواياتي که دالّ بر ممنوعيت يا مخالفت با کتابت حديث بود يا تأکيد مي‏کرد برخي افراد معروف کتابي نداشته يا از کتابي در معرض عموم استفاده نمي‏کرده‏اند، نسبي بينگارند. اينان براي مخالفت با ديدگاهي که به نقل شفاهي حديث تا يکي دو قرن نخست قائل بود، اين رأي را

1.. Ignaz Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۲۰۳-۴۵ (=Muslim Studies, II, ۱۸۹-۲۲۶).

2.. Cf. Ignaz Goldziher, "Kampfe um die Stellung des Hadit im Islam", Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft ۶۱, (۱۹۰۷) ۷۲-۸۶ [reprinted in Gesamelte Schriften, V, ۸۶-۹۸]. با اين همه، اين امر محل ترديد است که اين استنتاج از سخن گلدتسيهر واقعاً نظر خود او هم بوده است. گلدتسيهر در کتاب مطالعات اسلامي (Muhammedanische Studien, II, ۸-۹=Muslim Studies, II, ۲۱-۲۲) چنين مي‏انديشد که نگارش حديث يکي از قديمي‏ترين روش‏هاي مسلمانان براي حفظ روايات بوده است. وي بدين منظور به گردآوري آن دسته از اخباري مي‏پردازد که بر نگارش زودهنگام احاديث در قرن اول هجري دلالت دارند. به علاوه، او خود به اين نکته توجه دارد که صرف مخالفت در برابر نگارش، حديث نشان مي‏دهد که حديث نوشته شده بوده است.

3.. Abbott, Studies, II, ۲; Sezgin, Geschichte, I, ۵۳-۸۴ and passim; Azmi, Studies, Part II and passim.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6214
صفحه از 534
پرینت  ارسال به