۱ ـ ۳ ـ شيوههاي حفظ و نقل حديث
يکي از مسائل مطرح در بحث از خاستگاه و وثاقت تاريخي حديث اين بوده است که تا چه مدت، احاديث شفاهي نقل شده و در چه زماني به شکل مکتوب درآمدهاند؟ اهمّيّت اين پرسش پرواضح است، چراکه هر روايتي طي فرايند نقل در معرض خطر تغيير است. نقل شفاهي فوقالعاده حساس و شکننده است. لذا هر چه دوران نقل شفاهي بيشتر ادامه يابد، احتمال تحريف اطّلاعات اصيل اوّليّه بيشتر ميشود، مگر در صورتي که فنون و روشهايي براي دريافت و انتقال مطالب وجود داشته باشد. از آنجا که ثبت اطّلاعات به صورت مکتوب، ضعف بسيار مهم نقل شفاهي، و به تعبير ديگر کاستيهاي حافظة انساني را برطرف ميکند، براي بالا بردن دقّت در حفظ اطّلاعات، کتابت فوقالعاده مؤثر است. از سوي ديگر اما، نقل مکتوب هم نميتواند از هر گونه تغيير و تحريف جلوگيري کند؛ چراکه اشتباه در خواندن متن و استنساخ آن، غفلت از نگهداري، يا دستکاري عمدي آن را نميتوان ناديده گرفت.
تصور نخستين محقّقان غربي در زمينة روايات اسلامي اين بود که حديث اساساً به صورت شفاهي نقل شده است و اولين مجموعههاي حديثي که به دست ما نرسيده، امّا پايهگذار معروفترين جوامع حديثي بعدي بودهاند، خود در نيمة نخست قرن دوم تأليف شدهاند.۱ اين رأي بازتابي از ديدگاه رايج در ميان عالمان اسلامي قديم است. از زمان انتشار پژوهشهاي گلدتسيهر در باب حديث، بسياري بدين نظر رسيدند که دوران نقل شفاهي تا پايان قرن دوم هجري به طول انجاميده است.۲
1.. نگاه کنيد به صفحه xv در همين مقاله.
2.. يکي از طرفداران اخير نظرية دوران طولاني نقل شفاهي، نورمَن کالدِر است. نگاه کنيد به:
Norman Calder, Studies in Early Muslim Jurisprudence (Oxford, ۱۹۹۳), ۱۶۱-۷۱
.(در باب روايات فقهي)