37
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

۱ ـ ۳ ـ شيوه‏هاي حفظ و نقل حديث

يکي از مسائل مطرح در بحث از خاستگاه و وثاقت تاريخي حديث اين بوده است که تا چه مدت، احاديث شفاهي نقل شده و در چه زماني به شکل مکتوب درآمده‏اند؟ اهمّيّت اين پرسش پرواضح است، چراکه هر روايتي طي فرايند نقل در معرض خطر تغيير است. نقل شفاهي فوق‏العاده حساس و شکننده است. لذا هر چه دوران نقل شفاهي بيشتر ادامه يابد، احتمال تحريف اطّلاعات اصيل اوّليّه بيشتر مي‏شود، مگر در صورتي که فنون و روش‏هايي براي دريافت و انتقال مطالب وجود داشته باشد. از آنجا که ثبت اطّلاعات به صورت مکتوب، ضعف بسيار مهم نقل شفاهي، و به تعبير ديگر کاستي‏هاي حافظة انساني را برطرف مي‏کند، براي بالا بردن دقّت در حفظ اطّلاعات، کتابت فوق‏العاده مؤثر است. از سوي ديگر اما، نقل مکتوب هم نمي‏تواند از هر گونه تغيير و تحريف جلوگيري کند؛ چراکه اشتباه در خواندن متن و استنساخ آن، غفلت از نگهداري، يا دست‏کاري عمدي آن را نمي‏توان ناديده گرفت.
تصور نخستين محقّقان غربي در زمينة روايات اسلامي اين بود که حديث اساساً به صورت شفاهي نقل شده است و اولين مجموعه‏هاي حديثي که به دست ما نرسيده، امّا پايه‏گذار معروف‏ترين جوامع حديثي بعدي بوده‏اند، خود در نيمة نخست قرن دوم تأليف شده‏اند.۱ اين رأي بازتابي از ديدگاه رايج در ميان عالمان اسلامي قديم است. از زمان انتشار پژوهش‏هاي گلدتسيهر در باب حديث، بسياري بدين نظر رسيدند که دوران نقل شفاهي تا پايان قرن دوم هجري به طول انجاميده است.۲

1.. نگاه کنيد به صفحه xv در همين مقاله.

2.. يکي از طرفداران اخير نظرية دوران طولاني نقل شفاهي، نورمَن کالدِر است. نگاه کنيد به: Norman Calder, Studies in Early Muslim Jurisprudence (Oxford, ۱۹۹۳), ۱۶۱-۷۱ .(در باب روايات فقهي)


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
36

اين دسته از محقّقان هم ادعاي شکّاکان را رد مي‏کردند که حديث را بايد جعلي دانست تا زماني که خلاف آن اثبات شود، و هم دعوي مخالفان آنان را که به عکس اعتقاد داشتند. اينان از اظهارنظرهاي کلي در باب وثاقت تاريخي حديث خودداري مي‏کردند و تنها زماني راجع به روايات خاص و جزيي داوري مي‏کردند که به بررسي کامل آنها پرداخته باشند.۱ به ‌نظر آنان، پيش از آنکه بتوانيم در باب خاستگاه بخش معيني از احاديث، قضاوت کلي‏تري ارائه دهيم، بايد احاديث و جوامع حديثي بسيار بيشتري را با شيوة نقدِ منابع تحليل کرده باشيم.۲ روش‏هاي هر يک از اين دو دسته محقّقان از گروه سوم در ادامه با تفصيل بيشتري خواهد آمد.۳

1.. وائل حلاق اخيراً در مقاله‏اي گفته است که پژوهش‏هاي غربيان درباب وثاقت حديث «عمدتاً، اگر نگوييم مطلقاً، بي‏ثمر و بيهوده است». به نظر وي، اينان به بررسي يک شِبه مسئله پرداخته‏اند؛ نگاه کنيد به مقالة: “The Authenticity of Prophetic Hadith: a Pseudo, Problem”, Studia Islamica، ش ۸۹، (۱۹۹۹)، ص۷۵ ـ ۹۰. پژوهش وي مطمئناً اين گروه از محقّقان را مورد حمله قرار نمي‏دهد، چراکه اينان از بيان اظهارات کلي در اين موضوع خودداري مي‏کنند. حتي اين هم محل ترديد است که وائل حلاّق ديگر محقّقان غربي را در اين قضاوت خود مورد نظر داشته است، چراکه معمولاً هدف اصلي آنان ردّ يا تثبيت ديدگاه محقّقان مسلمان در باب حديث نبوده است. مسئلة روياروي آنان همواره ميزان وثاقت حديث به عنوان منبعي تاريخي بوده است؛ يعني پرسش اصلي اين بوده است که اين روايات در حقيقت چه دورة زماني خاصي را به ما نشان مي‏دهند. اينکه دانشمندان اصول فقه (و نه دانشمندان اصول حديث!) اغلبِ احاديث را ظني‌الصدور مي‏دانند هيچ ارتباطي با معضل روياروي محقّقان غربي ندارد که درصدد استفاده از اين مطالب حديثي به عنوان منابع و مدارک تاريخي بوده‏اند.

2.. همچنين نگاه کنيد به نتايجي که شوئِلِر از بحث درباره رهيافت‏هاي مختلف در پژوهش‏هاي غربيان راجع به وثاقت تاريخي روايات اسلامي يافته است. در کتاب: Charakter und Authentie, ۹-۱۹.

3.. نگاه کنيد به صفحات xxxvii-۱i در همين مقاله. يکي از مسائل بسيار مهم و مرتبط با موضوعِ خاستگاه و تاريخيّت حديث که در اين نوشتار گنجانده نشده، اين است که چگونه حديث با فقه درآميخت؛ علت آن بود که بررسي اين مطلب در بحث از تطوّر و تکامل فقه اسلامي مناسب‏تر است. با اين حال، به مهم‏ترين منابع اين بحث در مقالة حاضر اشاره کرده‏ام: Schacht, Origins; Motzki, Origins; Calder, Studies; Dutton, Origins (اطّلاعات کامل را در کتابشناسي پايان مقاله ببينيد) ; Ahmad Hasan, Development; (پانويس شمارة ۵۵ را ببينيد) Ali Dere, Die Hadithanwendung bei ImAm Malik b. Anas (-۱۷۹/۷۹۵) im Spiegel der an ihn von a?-?aibAni (۱۸۹/۸۰۴) und a?-?Afi‘i (-۲۰۴/۸۱۹) gerichteten Kritik (Aachen, ۱۹۹۵).

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6229
صفحه از 534
پرینت  ارسال به