347
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

از شش طريق الأعمش تنها يکي، از طريق أبومعاويه pcl مشتمل بر انذار است (فَإنَّکُنَّ أکثرُ أهل جهنَّم يومَ القيامة)، و پنج طريق ديگر، اعم از طرق منفرد و pclدار، صرفاً شامل امر تصدَّقنَ است. به‌علاوه، پرسش اصلي که برخاسته از مجموعة روايات تصدَّقنَ است، به اجمال در جامع ترمذي آمده است. وي در يکي از ارزش‌گذاري‌هاي هميشگي خود که در انتهاي هر روايت ذکر مي‌کند، اين موضوع را جمع‌بندي کرده است.۱ به اين ترتيب، تحقيق در باب مجموعة روايات تصدَّقنَ را مي‌توان چنين جمع‌بندي کرد که صدقه دادن زنان از جواهرات و زيورآلات به‌عنوان مسأله‌اي فقهي، موضوع محوري روايات مورد بحث است و انذار زنان، که أبومعاوية pcl عامل نشر آن بوده، صرفاً افزوده‌اي است که بي‌شک بعدها براي تأکيد بيشتر در آن درج شده است.

خلاصه و نتايج

مطالب پيش گفته را مي‌توان در قالب زير خلاصه کرد:
از زمان أبورجاء که اوايل قرن دوم و شايد کمي پيشتر از آن درگذشته است، روايتي با مضمون تحقيرآميز نسبت به زنان متداول شد و به مرور زمان ديگران نيز آن ‌را تکرار کرده و در سياق‌هاي جديدي عرضه کردند. با اينکه تعدادي از اين روايات بدلي از حدود گفتار اصلي أبورجاء پافراتر نگذاشتند، تعدادي ديگر در حاليکه همان لحن را حفظ کرده بودند، محتوايي متفاوت ارائه کردند. برخي از اين روايات تحقيرکنندة زنان به‌صورت گزاره‌هايي مستقل باقي ماندند و گروهي ديگر در قالب افزوده‌هايي بر روايات فقهي مختلف ظاهر شدند. در کنار اين روايات فقهي که اين ملحقات خصمانه نسبت به زنان بدان‌ها گره خورده بودند، گهگاه اضافات صراحتاً همدلانه‌اي نيز ديده مي‌شود که به تقليد از گونة تحقيرآميز زنان ساخته شده و در ميان روايات فقهي درج شده‌اند. احتمالاً اين دستکاري براي تخفيف يا نفي اهانتي بوده است که در موارد توهين‌آميز صورت گرفته است.
علاوه بر اين، نقش clهاي مربوط به هر يک از اين روايات که عامل اصلي اين تعابير مختلف ـ اعم از خصمانه و گاه همدلانه ـ ‌اند، به‌گونه‌اي نبوده که به نوعي سازگاري کلي منجر شود: مثلاً به استناد يک شبکه، شعبة cl، باني عبارت همدلانه نسبت به زنان بوده (نک. نمودار ۸)، در عين حال در شبکه‌اي ديگر نقش خود را تغيير داده است (نک. همين مقاله، صفحات قبل)، اين درحالي است که ديگر clها فقط يکي از دو گونه را رواج داده‌اند.
جامعان احاديث نيز همچون برخي clها، به‌سادگي مطالب متعارض را کنار هم قرار مي‌دهند يا اينکه هنگام ذکر مطلبي از يک گونه، دربارة گونة ديگر سکوت اختيار مي‌کنند. البته اگر بخاري خود را مقيد کرده که در يک سياق قول تحقيرکننده و در سياقي ديگر قول همدلانه نسبت به زنان را ذکر کند، مسلم به‌راحتي گونة خصمانه را درست در همان باب گنجانده که گونة همدلانه را آورده است. از سوي ديگر، ابوداود که تقريباً هيچ‌يک از روايات مجموعه‌ي تَصَدَّقنَ با افزودة خصمانه نسبت به زنان را ندارد، باز هم يکجا در نشر آن مشارکت کرده است. از آنجا که اين افزودة خصمانه نسبت به زنان، احتمالاً درمقام توضيح ِروايات تحقيرآميز متداول در آن ايام بوده، شايسته است به‌طور کامل ذکر شود.
احتمالاً مي‌توان عبارات زير را توجيهي براي فزوني زنان بر مردان تلقي کرد که در سياق مجموعه‌ي روايات تصدّقن صورت‌بندي شده و در پاسخ به پرسش يکي از زنان از زبان پيامبر ادا شده است. متن کامل روايت چنين است:۲...عن ابن‌الهاد عن عبدالله بن دينار عن عبدالله بن عمر عن رسول‌الله صلي الله عليه و آله أنّه قال: يا معشرَ النساء تصدَّقنَ و أكثِرنَ الاستغفار فانّى رأيتُكنَّ أكثرَ أهل النّار، فقالت امرأةٌ منهنَّ جزلةٌ: و ما لنا يا رسول‌الله أكثرَ أهل النار؟ قال: تُكثِرنَ اللعنَ وتَكفُرنَ العشيرَ و مارأيتُ من ناقصات عقلٍ و دينٍ أغلبَ لِذي لبٍّ منكنَّ، قالت: يا رسول‌الله و ما نقصانُ العقل و الدين؟ قال: أمّا نقصانُ العقل فشهادةُ امرأتينِ تَعدِلُ شهادةَ رجلٍ فهذا نقصانُ العقلِ و تمكُثُ اللياليَ ما تُصلّى و تُفطِرُ في رمضانَ فهذا نقصانُ الدينِ.
... از ابن‌الهاد از عبدالله ‌بن ‌دينار از عبد الله ‌بن ‌عمر از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله روايت شده که او گفت: اي زنان، صدقه دهيد و بسيار استغفار کنيد، چراکه (در خواب) ديدم که شما بزرگ‌ترين گروه جهنميان هستيد. دراين‌حال از ميان زنان، زني تيزهوش گفت: اي پيامبر خدا! چه چيز موجب شده ما بزرگ‌ترين گروه از اهل جهنم باشيم؟ گفت: بسيار نفرين مي‌کنيد و در حق همسرانتان ناسپاسي مي‌کنيد. من تابه‌حال موجوداتي کم‌عقل و ناقص در دين نديده‌ام که به‌اندازة شما بر موجودي خردمند (يعني مرد) سلطه داشته باشد. زن گفت: اي رسول خدا! اين نقصانِ ‌عقل و دين چيست؟ پيامبر پاسخ داد: نقصان عقل زن از آن ‌روست که شهادت دو زن با شهادت (تنها) يک مرد برابر است۳ و اينکه زن چندين شب سپري مي‌کند بي‌آنکه نماز بگزارد و روزة رمضان را بجاي آورد،۴ حاکي از نقصان دين اوست.۵

از اين شبکه [اسناد] نمي‌توان دريافت که کل اين مطلب، همواره جزئي از روايت اصلي ابن‌الهاد (م ۱۳۹ هجري در مدينه) بوده، يا اينکه اصلِ روايت بسيار کوتاه‌تر بوده و «تفسيرِ» الحاقي صرفاً تعليقي است که راويان بعدي در شبکه براي توضيح بيشتر بدان افزوده‌اند؛ زيرا اين شبکه براي چنين استنباطي بيش از حد «عنکبوتي» (spidery) است. مراد من از «عنکبوتي» اين است که در آن کمتر از حد لازم pcl هست که بتوانيم از نسخه‌هاي مختلف اين روايت در جوامع حديثي نتيجه‌اي استنباط کنيم. به‌علاوه شرح‌حال ابن‌الهاد هم سرنخي از علت مشارکت او در نشر اين‌گونه از عبارات تحقيرکننده‌ي زنان به‌دست نمي‌دهد. او نيز همچون clهاي هم‌قطار خود در ديگر مراکز حديثي، صرفاً به قدر سهم اندک خود مشارکت جسته است.
هر يک از مراکز حديثي مدينه، کوفه و بصره دير يا زود نسخه(هاي) خود را توليد کرده‌اند، در حاليکه نسخه‌هاي خصمانه به‌ندرت جاي خود را به تعابير همدلانه داده‌اند. موارد تحقيرکنندة زنان انعکاس‌دهندة موقعيت زنان در آن ايام، يعني حدود سال ۱۰۰ هجري است. ناگفته نماند که گرچه ممکن است بستر پيدايش اين گونه اقوال به پيش از زمان پيشنهادي برمي‌گردد، اما به هر حال اين مطلب با داده‌هاي حديثي که در اين مقاله بررسي شده و به‌روشني ناظر به حوالي سال ۱۰۰ هجري است، تأييد نمي‌شود.
البته بحث از جايگاه زنان چنانکه در ادبيات روايي مسلمانان انعکاس يافته است، در خور تأليف کتاب‌هايي مستقل است. به‌واقع، اقوال بسيار زيادي وجود دارد که موقعيت زنان در صدر اسلام را تنزل مي‌دهد يا حداقل براي تنزل دادن آن طراحي شده‌اند. من پژوهش خود را به چند روايت محدود کرده‌ام، به اين اميد که بتوانم ارتباط آنها را با هم نشان دهم و برخي تطوّرات را در آنها به نمايش بگذارم. مجموعه‌ روايت‌هاي ديگري را نيز بررسي کرده‌ام؛ مثلاً مجموعة روايات أنجَشَة، حکايتي منسوب به پيامبر که در آن به خادم خود تذکر داده است که آهنگ حرکت شتر را ملايم‌تر کند مبادا زنان در کجاوه بخاطر «ضعف‌نفس ذاتيِ» خود لذتي نامشروع ببرند. افزون بر اين، رواياتي دربارة تفسير آية ۵۳ سورة احزاب وجود دارد که در آنها حجاب بر زنان واجب شده است. به احتمال زياد مجموعة أنجشة حتي قديمي‌تر از روايت أبورجاء باشد، امّا در عين حال خيلي کمتر از روايت أبورجاء تحقيرآميز است.
با مقايسة کلي‌گويي‌ها دربارة زنان و مردان در صدر اسلام درمي‌يابيم که در مورد زنان، نقدي اجتماعي و روان‌شناختي در قالب «بديهيات» ـ که ممکن است براي برخي چندان بديهي نباشد ـ بيان شده است، اما باتعصّب تصويري از «مرد» عرضه شده که گويي شايستة وصفِ انسان کامل يا نمونة اعلاست. مضامين عرضه شده در نخستين آيات نازل شده‌ از قرآن دربارة گناهکاري انسان، اساساً با تعابير قرآن دربارة لغزش‌هاي ادعايي زنان متفاوت است. در احاديث اين‌گونه تعابير دربارة نقايص نوع بشر نادرند، اما کماکان در بسياري اخبار منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله ، زنان چونان نمونة پست بني‌آدم ترسيم شده‌اند.
به علاوه، آنچه شبکه‌هاي مختلف، هر يک با صحابي ادعايي و clها وpclهاي خاص خود، به ما نشان مي‌دهند ويژگي منحصر به فرد و غيرقابل انکار هر شبکه با عبارات خاص cl آن است که گاهي مخالف هم‌قطارانش است و زماني ديگر کمابيش با آنها هم‌پوشاني دارد. احتمالاً اين مقاله به خواننده آموخته باشد که ارزش شبکة اسانيد چقدر است و چگونه بايد آنها را کنار هم گذاشت و متعاقباً چگونه مي‌توان داده‌هاي تاريخ‌گذاري مربوط به مصدر حقيقي روايات را از آنها به‌دست آورد. همچنين ممکن است موجبات آرامش خاطر برخي خوانندگان، اعم از مسلمان و غيرمسلمان فراهم شده باشد، وقتي درمي‌يابند که ظاهراً ادلّة کافي در دست است که نبايد روايات رسمي در کتب ستّه را لزوماً قول پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله تلقي کرد، مگر اينکه شبکة اسناد آن روايت خاص با بررسي دقيق دست‌کم به يکي از صحابه درجايگاه cl غيرقابل ترديد و به‌عنوان عامل انتشار آن روايت دلالت کند. چنين رواياتي بسيار اندکند اما وجود دارند و من بي‌شک روزي در پژوهشي جداگانه بدانها خواهم پرداخت.

1.. رجوع کنيد به: ج ۳، ص ۲۹ به بعد. تنها جوامع حديثي که آن انذار را دربردارند، خود ترمذي (ج ۳، ص ۲۸) و ابن‌حنبل، ج ۶، ص ۳۶۳ است؛ ديگر موارد امر تصدَّقنَ به روايت أعمش، فاقد اين بخش الحاقي است، رجوع کنيد به: طيالسي، ش ۱۶۵۳، ابن‌أبي‌شيبة، ج ۳، ص ۱۱۱، دارمي، ص ۲۰۶ به بعد، ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۵۰۲ به بعد، ترمذي، ج ۳، ص ۲۸، مسلم، ج ۲، ص ۶۹۴.

2.. اين روايت ابن‌عمر با cl يزيدابن‌الهاد است که در يادداشت ۴۱ ذکر شد.

3.. رجوع کنيد به: بقره، ۲۸۲ و آيات ارث در نساء، ۲ به بعد.

4.. در نسخه‌اي از روايت (رجوع کنيد به: ابن‌حنبل، ص ۳۷۴) آنچه اينجا تلويحاً گفته شده، به تصريح آمده است: «امّا ما ذكرتُ من نقصانِ دينِكنَّ فالحَيضَةُ التي تُصيبُكنَّ تمكُثُ إحديکُنَّ ما شاء اللهُ أن تمكُثَ لاتُصلّى ولاتَصوم فذلك من نقصانِ دينِكنَّ.»

5.. مسلم، ج ۱، ص ۸۷؛ رجوع کنيد به: أبوداود، ج ۱، ص ۲۱۹؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۶۶ به بعد.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
346

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5884
صفحه از 534
پرینت  ارسال به