با اينکه شبکة ۴ فقط دو pcl از شاگردان cl (عوف و مسلم) داشت، شبکة ۵ طريق منفرد أيوب را با شاگردانش عبدالوارث و اسماعيل بن عُلَيَّة که ايندو نيز بهنوبة خود pcl هستند، بهگونهاي تقويت کرده است که اکنون آن هم طريقي pcl دار است. به همين ترتيب طريق منفرد سعيد بن أبيعَروبَة در ۴، چنانکه در ۵ ديده ميشود، pcl دار شده است. افزون بر اينها، سه طريق pcl دار جديد وارد شبکه شدهاند؛ طرق أبوالأشهَب، حمّاد بن نَجيح و صَخر بن جُوَيريَّه. بهعلاوه، بااينکه مسلم هيچ طريقي با اسناد عمران براي اين روايت نداشت، در اينجا او نيز مشتاقانه با چهار طريق از ابنعباس در انتشار اين روايت سهم يافته است. و درحاليکه با حضور طرق اسناد داده شده به ابنعباس، بر اسانيد اين روايت نزد بخاري افزوده نشده، طيالسي سه طريق اضافه و نسائي چهار طريق افزونتر ارائه کردهاند. کمي جلوتر خواهيم ديد، ابنحنبل هم که در ظاهر علاقة چنداني به افزودن طرق خود نشان نميدهد، بهجز دو طريق اضافي از ابنعباس، برگهاي برندهي بيشتري در آستين دارد.
ترسيم جداگانهي نمودارهاي ۴ و ۵ اين امکان را فراهم ساخت که در يک نظر ببينيم کدام طريق از اين صحابي و کداميک از صحابي ديگر ميگذرد: هر طريقي که در ۴ رسم نشده، از ابنعباس ميگذرد. امّا چنانکه پيشتر تلويحاً گفتم، نشر قول أبورجاء موجب گرديده که چند طريق، اين بار با دور زدن cl و «شيرجه زدن به زير طبقهي (cl) diving under the cl’s level» ـ که بهعنوان اصطلاحي تخصصي تعريف ميکنم ـ پديد آيد. منظور من پس از تحليل نمودار ۶ روشن خواهد شد، نموداري که همة طرق نمودارهاي ۴ و ۵، بههمراه سه طريق منفرد ديگر را يکجا به نمايش ميگذارد. ميتوانيم عامل پيدايش اين سه طريق اخير را صرفاً ابنحنبل بدانيم، زيرا تنها در مسند او يافت ميشوند؛ اين سه طريق عبارتند از:
۱. طريقي که ظاهراً از طيالسي (با اينکه با کمال تعجب در مسند طيالسي نيست!) الضحاک بن يسار أبوالعَلاء يزيد بن عبدالله برادرش مُطَرِّف بن عبدالله بن الشِّخّير عِمران بن حُصَين پيامبر ميگذرد.۱۲. طريقي که ظاهراً از اسحاق بن يوسف عوف بن أبيجميلة محمد بن سيرين أبوهريرة پيامبر ميگذرد.۲
۳. طريقي که ظاهراً از عبدالله بن محمد بن أبيشيبة شريک بن عبدالله القاضي أبواسحاق السبيعي السائب بن مالک عبدالله بن عَمرو بن العاص پيامبر ميگذرد.۳
اين سه طريق دو ويژگي جالب دارند: هر سه أبورجاء را که cl قطعي دو نمودار قبلي بود، دور ميزنند و هر يک طريقي منفردند که از راوياني مشکوک و/يا در مورد حاضر بسيار غيرقابل اعتماد تشکيل شدهاند؛ طرقي که درواقع تاريخيبودن زمانهاي مختلف نقل روايت استاد به شاگرد در آنها به هيچوجه قابل دفاع نيست. به گمان من اين طرق به ترتيب پس از طريق عمران و ابنعباس که در نمودارهاي ۴ و ۵ ترسيم شدهاند، پديد آمده و شايع شدهاند. همچنين به نظر من ترتيب تاريخي اين سه طريق چنين است: (۱)، سپس (۲) و (۳) يا احتمالاً (۳) و (۲)؛ اول (۱) است زيرا دور زدن cl، که براي آن اصطلاح «شيرجه زدن زير cl» را وضع کردم، تا طبقهي صحابي ـ در اينجا عمران ـ پائين ميرود درحاليکه دو شيرجهي (dive) ديگر عميقتر است؛ يعني تا طبقهي شخص پيامبر. متون اين شبکههاي اسناد که در نمودارهاي ۴، ۵ و۶ ترسيم شدهاند، چنانکه پيش از اين اشاره شد، تفاوتهاي متني مهمي ندارند اما بر مبناي تحليلهاي بيشمار که بر روي ديگر شبکههاي اسناد انجام دادهام، و با مقايسة دقيق ميان طرق cl دار و طرق « شيرجهاي» (diving) دريافتهام که طرق اخير تقريباً بدون استثنا عباراتي پيچيدهتر، آب و تاب بيشتر و تعليقات کوتاه دارند، درحاليکه نسخة اولية روايت ـ بنا به نامگذاري من ـ که cl رواج داده، فاقد آنها است.
1.. مسند، ج۴، ص۴۴۳؛ بسياري الضحاک را ضعيف دانستهاند، ابنحجر، لسان، ج۳، ص۲۰۱؛ ابوالعلاء عبدالله بن يزيد بن الشّخير از جملة تابعين معمَّري است که گفته شده پيامبر را ديده و حدود ۱۱۰ درگذشته است.
2.. همان، ج۲، ص۲۹۷؛ اين طريق مثال خوبي از همان خصيصة عجيب و عمومي است که ادعا ميشود أبوهريرة از ميان ۸۰۰ شاگرد ادعايي يا بيشتر، براي نقل روايت فقط يکي، يعني ابنسيرين را برگزيده که او هم عيناً يکي از شاگردان بيشمار خود را براي اين کار انتخاب کرده است.
3.. همان، ج۲، ص۱۷۳؛ اين طريق نيز همانند طريق قبلي است، البته علاوه بر اين شامل دو راوي متوالي است که هر دو clهايي پرکارند؛ يعني أبواسحاق السبيعي و شريک بن عبدالله.