195
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

اضافات، حذف، اِعمال تغييرات جانب‏دارانه، تحريف ـ و نه جعل صرف ـ به دلخواه فرد درآيد. مطالعات فان إس۱ و مايکل کوک۲ هر دو، هم اصل اين اتفاق و هم چگونگي آن را نشان مي‏دهند. مطمئناً تمايل به اين که حديث انعطاف‏پذير و غير مسجّل باشد، در تلاش براي حفظ احاديث به صورت آموزة شفاهي نقش داشته است. امّا ظاهراً سرانجام تکوين اين سير به نقل حديث از حفظ، به ويژه در بصره، منتهي مي‏شود که به منزلة رقابتي مهارتي بوده است.
اکنون حاميان حديث مکتوب در کجا ايستاده‏اند؟ تجزيه و تحليل إسنادهاي احاديث مربوطه مبيّن اين است که اظهار رسمي موافق با کتابت در همان سدة نخست منتشر شده بوده است. نام صحابي پيامبر عبد‌اللّه‏ بن عمرو بن العاص (م ۶۴ ق) از مکه۳ مکرراً مطرح مي‏شود. در برخي موارد او را راوي اصلي۴ مي‏دانند و در موارد ديگر او و آمادگي‏اش براي نگارش، موضوع بيانيه رسمي است.۵ احتمال دارد که او در يک مورد، همچنان که راوي اصلي است، جوان‏ترين راوي مشترک نيز باشد.۶ عبد‌اللّه‏ بن عمرو صاحب يک «صحيفه» بود، کتابچه‏اي مشتمل بر احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله و صحابه که وي آنها را نگاشته بود، امّا او، آنچنان که ديگران يادداشت‏هايشان را مخفي نگاه مي‏داشتند اين صحيفه را (که با اطمينان مي‏توان مشهورترين صحيفه از نوع خود انگاشت) پنهان نگاه نداشت. برعکس او در ميان جمع بدان مي‏باليد و حتي بدان نام «الصادقة» داده بود. همچنين اين صحيفه به طور

1.. Josef van Ess, Zwischen Hadi× and Theologie. Studien zum Entstehen pradestinatianischer uberlieferung (Berlin and New York), ۱۹۷۵.

2.. Michael Cook, Early Muslim Dogma: a Source-Critical Study (Cambridge, ۱۹۸۱).

3.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۸۴.

4.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۷۴ ـ ۸۲، نمودار ج ـ ۱؛ همان، ص ۶۸ ـ ۶۹، نمودار ج ـ ۲؛ همان، ص ۸۴ ـ ۸۵، نمودار د ـ ۲.

5.. همان، ص ۸۲ ـ ۸۴، نمودار د ـ ۱.

6.. همان، ص ۷۴ ـ ۸۲، نمودار ج ـ ۱، و نک. ادامه، ص [۲۴۷ ـ ۲۴۸].


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
194

آماده پذيرش احاديثي نبودند که با حمايت حکومت اموي تدوين شده و انتشار يافته بود. به عنوان نمونه، زُهري هر از گاهي اظهار کرده است که از سوي حکّام تحت فشار بوده تا احاديثي را که براي آنها مورد پسند بوده بپذيرد.۱

در آن دوره، جامعة اسلامي گرفتار انشقاق‏هاي متعدد کلامي و ظهور فرقه‏هاي زياد بود. احتمالاً از همين رو مردم نگران بودند اگر هر فرقه و گروه سياسي ـ و در واقع هر يک از علما ـ از فرمان امويان تبعيت کنند و آشکارا مجموعة حديثي خود را به شکل مکتوب انتشار دهد، وحدت اسلامي ديگر از بين برود و قابل اعاده نباشد. در اين ميان، آموزة شفاهي که انعطاف‏پذير بود در ظهور انشقاق‏ها کمتر تهديدکننده بود. احتمالاً تا زماني که «آموزة شفاهي» به شکل مکتوب درنيامده بود، مردم مي‏توانستند با اين ايده که سنّت يکي است و واحد ـ همان طور که درباره روايت مکتوب قرآن قائل بودند ـ به حيات خويش ادامه دهند.
ديگر دليل محتمل در رد و انکار حديث مکتوب به قرار زير است. محدّثان بصري معمولاً متکلّم بودند، و عمدتاً قدري مذهب (به عنوان نمونه ابن‌عُلَيَّة و سعيد بن أبي‌عروبة). آنها عادت داشتند در مباحث خود با «آموزه شفاهي» انعطاف‏پذير مواجه باشند و از اين امر خشنود نيز بودند. [۲۳۴] مي‏توانيم چنين نکته‏اي را در مورد عالمان حاضر در مراکز قوي شيعه، کوفه و مدينه نيز صادق بدانيم، امتياز و برتري يک آموزة شفاهي بر نوع مکتوب (دست دوم) آن در اين بود که براي دفاع از [آراي] خود و رد ديدگاه‌هاي مخالف به کار گرفته مي‏شد. در مقام «آموزة مکتوب»، قرآن في حدّ نفسه کفايت مي‏کرد. متن آن ثابت بود و حفظ دقيق واژگان آن و روايت آنها تحت نظارت شديد قُرّاء بود و اين خود فن عالمانة مجزّايي به شمار مي‏رفت، تمام آنچه که مي‏توانست انجام شود صرفاً تفسير اين متن لايتغير بود. امّا «آموزه‏اي» که صرفاً شفاهي مطرح مي‏شد، مي‏توانست از طريق افزودن برخي

1.. Horovitz, “Earliest Biographies”, ۴۱; Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۳۸ff.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6292
صفحه از 534
پرینت  ارسال به