احمد بن حنبل حفظ و نقل احاديث تنها به کمک حافظه را مذهب بصريان دانسته است.۱ او گزارش ميکند چگونه ابنعُلَيَّة (م ۱۹۲ ق)،۲ محدّث و متکلم بصري، [۲۳۳] از حديثي نبوي به نفع کتابت حديث به خشم آمده است. حديث مورد اشارة وي، مکي و منقول از عمرو بن شعيب است.۳ احمد بن حنبل، قتادة بن دِعامَة (م ۱۱۸ ق)۴ عالم نابينايي را که خود بصري است، اين گونه توصيف کرده: «او از مردم بصره حافظهاي بهتر دارد» (أحفَظ مِن أهلِ البَصرَةِ).۵ و باز همين احمد بن حنبل است که ميگويد وي احاديثي را که عبدالرزّاق از مَعمَر نقل کرده بر احاديث بصريان ترجيح ميدهد (چه بصريان با تکيه بر حافظة خود، مرتکب خطاهايي ميشوند).۶
حُفّاظ کوفي احاديث نيز بسيار مشهورند.۷ الأعمش کوفي (م ۱۴۷ ق) را محدّث [علي الإطلاق] کوفيان زمان خود دانستهاند که البته «هيچ کتابي نداشت» (کانَ مُحَدِّثَ الکوفَةِ في زَمانِهِ وَلَم يَکن لَهُ کتَابٌ). نقل است که او «بهترين قاري قرآن و حافظ حديث در کوفه بوده است» (کانَ أقرَئَهُم لِلقُرآنِ وأحفَظَهُم لِلحَديثِ).۸
بنابراين يکي از دلايل ابراز مخالفت شديد، و به طور خاص عليه حديث مکتوب، در عراق را ميتوان در مخالفتي جست که در شهرهاي ضداموي بصره، کوفه و مدينه نسبت به دمشق اموي وجود داشت. در بيرون از شام، مردمان بسادگي
1.. ابنحنبل، علل، ص ۵۵؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۷۹.
2.. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ۱، ص ۲۴۱ به بعد، ذيل نام إسماعيل بن إبراهيم بن مِقسَم.
3.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۷۴ به بعد؛ نيز نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۳۵]، و ادامه، نمودار ج ـ ۱.
4.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۳۱ ـ ۳۲.
5.. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ۸، ص ۳۱۸.
6.. نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۲۰].
7.. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۱، ص ۱۸۳، ذيل نام يحيي بن زکريا ابنأبيزائدة.
8.. همان، ج ۴، ص ۱۹۶، ذيل نام سليمان بن مِهران.