193
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

احمد بن حنبل حفظ و نقل احاديث تنها به کمک حافظه را مذهب بصريان دانسته است.۱ او گزارش مي‏کند چگونه ابن‌عُلَيَّة (م ۱۹۲ ق)،۲ محدّث و متکلم بصري، [۲۳۳] از حديثي نبوي به نفع کتابت حديث به خشم آمده است. حديث مورد اشارة وي، مکي و منقول از عمرو بن شعيب است.۳ احمد بن حنبل، قتادة بن دِعامَة (م ۱۱۸ ق)۴ عالم نابينايي را که خود بصري است، اين گونه توصيف کرده: «او از مردم بصره حافظه‏اي بهتر دارد» (أحفَظ مِن أهلِ البَصرَةِ).۵ و باز همين احمد بن حنبل است که مي‏گويد وي احاديثي را که عبدالرزّاق از مَعمَر نقل کرده بر احاديث بصريان ترجيح مي‏دهد (چه بصريان با تکيه بر حافظة خود، مرتکب خطاهايي مي‏شوند).۶
حُفّاظ کوفي احاديث نيز بسيار مشهورند.۷ الأعمش کوفي (م ۱۴۷ ق) را محدّث [علي الإطلاق] کوفيان زمان خود دانسته‏اند که البته «هيچ کتابي نداشت» (کانَ مُحَدِّثَ الکوفَةِ في زَمانِهِ وَلَم يَکن لَهُ کتَابٌ). نقل است که او «بهترين قاري قرآن و حافظ حديث در کوفه بوده است» (کانَ أقرَئَهُم لِلقُرآنِ وأحفَظَهُم لِلحَديثِ).۸
بنابراين يکي از دلايل ابراز مخالفت شديد، و به طور خاص عليه حديث مکتوب، در عراق را مي‏توان در مخالفتي جست که در شهرهاي ضداموي بصره، کوفه و مدينه نسبت به دمشق اموي وجود داشت. در بيرون از شام، مردمان بسادگي

1.. ابن‌حنبل، علل، ص ۵۵؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۷۹.

2.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱، ص ۲۴۱ به بعد، ذيل نام إسماعيل بن إبراهيم بن مِقسَم.

3.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۷۴ به بعد؛ نيز نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۳۵]، و ادامه، نمودار ج ـ ۱.

4.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۳۱ ـ ۳۲.

5.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۸، ص ۳۱۸.

6.. نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۲۰].

7.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۱، ص ۱۸۳، ذيل نام يحيي بن زکريا ابن‌أبي‌زائدة.

8.. همان، ج ۴، ص ۱۹۶، ذيل نام سليمان بن مِهران.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
192

اين قرار است: پيامبر - ابو‌سعيد الخدري - عطاء بن يسار - زيد بن أسلم (نمودارهاي الف ـ ۱ و الف ـ ۲) و پيامبر - أبوهريرة - عطاء بن يسار - زيد بن أسلم (نمودار الف ـ ۳). بدين ترتيب کساني که جوان‏ترين راوي مشترک خوانده شده‏اند، جوان‏ترين راوي مشترک در نسل دوم شده‏اند (در اصطلاح‏شناسي يُنبُل «حلقه‏هاي مشترک فرعي» خوانده شده) جوان‏ترين راوي مشترک واقعي عبارت است از زيد بن أسلَم (م ۱۳۶ ق)،۱ فقيه مدني که مشهور است ـ و مورد مناقشه است ـ که رأي خود را در تفاسير قرآني بيان مي‏کند.۲ دو حديث نبوي باقيمانده يعني شماره‏هاي الف ـ ۱ ـ ۲ ـ ۳ و الف ـ ۴ به تبع در مدينه و حدوداً اواسط قرن دوم هجري (هشتم ميلادي) منتشر شده‏اند. يکي از اين احاديث ـ که علاوه بر «انتشار» رواياتي نسبتاً متفاوت و به صورت گسترده‏اي در آنجا انتشار يافته است.۳ اين احاديث را با جزئيّات بيشتر در شرح نمودارها به بحث خواهيم گذاشت.
دومين شکل مخالفت با فرمان حاکمان اموي به تدوين رسمي حديث، اين بود که بر نقل و روايت شفاهي (و از طريق حافظه)، به ويژه در مراکز علمي عراق تأکيد مي‏شد. در مباحث گذشته،۴ نمونه‏هايي از منتقدان بصري حديث ياد کرديم که به اين ديدگاه پاي‏بند بودند و نيز از مُصَنِّفان بصري و کوفي سخن گفتيم که مجموعه‏هاي خود را بدون «نوشته / کتاب» قرائت مي‏کردند. اکنون با ارائه نمونه‏هايي بيشتر، نشان مي‏دهيم عالمان متقدم اسلامي خود موضوع از بر کردن حديث را به راويان شهرهاي عراق ارتباط مي‏دادند.

1.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۴۰۵ ـ ۴۰۶؛ همين مقاله، نمودار الف ـ ۱ ـ ۲ ـ ۳.

2.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۳، ص ۳۴۱.

3.. اين واقعيت که ابوبردة، راوي و ناشر يکي از نخستين احاديث صحابه در مخالفت با احاديث مکتوب، خود قاضي بوده و اين نکته که زيد بن أسلم راوي و ناشرِ حديث مشهور پيامبر در اين باره، از اهل رأي بوده است، همگي موافق و مؤيد آن ديدگاه گلدتسيهر است که مي‏گويد اهل رأي به طور خاص علاقه داشتند که حديث صرفاً شفاهي نقل شود. نک. همين مقاله، ص [۲۲۴]، [۲۲۶]، ش ۳.

4.. نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۱۹ ـ ۲۲۰].

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6291
صفحه از 534
پرینت  ارسال به