شايستة [اموي] قصد داشتهاند اين خليفة پرهيزگار را هر چه بيشتر به مجموعة سنّت اسلامي پيوند زنند».۱ امّا احتجاجي عليه اين ديدگاه مطرح است. هستة روايت منقول در بالا [از زُهري] احتمالاً اصيل، و قطعاً متقدم و کهن است، هر چند نميتوان به قطع گفت که عبارت «هؤلاء الأمراء» در آن حتما به عُمَر بن عبدالعزيز اشاره دارد. اين نکته را از آن جا ميتوان اثبات کرد که عين همين تعبير را شاگردِ زُهري، مَعمَر بن راشد (م ۱۵۴ ق) در کتاب الجامع۲ خود نقل کرده است. بيترديد محال است که مَعمَر خود اين روايت را ابداع کرده باشد تا در مقامِ مصنِّف، مؤيدي براي اثرش باشد. او در «باب کتاب العلم» نه تنها احاديثي در پذيرش روايت مکتوب (سه حديث) نقل کرده، بل چهار حديث (!) هم در ردّ اين روايات آورده است.۳ امّا نميتوان اين احتمال را منتفي دانست که اشارة ضد اموي در عبارتِ «اين حاکمان ما را به اين کار واداشتند»، از ايجاد انحرافي مغرضانه در [عملکرد يا احاديث[ مَعمَر يا در واقع در زُهري نشئت گرفته است.۴ با اين همه، اين که با دستور امويان، زُهري نخستين کسي بوده که حديث را در مقياسي وسيع تدوين کرده است، ثابت ميماند. مرادم به وضوح اين است که اين حقيقت را همگان امري تاريخي دانستهاند و لذا قابل ترديد نيست.
[۲۳۰] زُهري براي استفادة شخصياش عادت داشت هر تعداد حديثي را بدون وسواس بنويسد.۵ امّا تبعيت از حکم خلفا از نظر او، همچون شکستن حرمت
1.. Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۲۱۰-۲۱۱.
2.. در عبدالرزّاق، ج ۱۱، ص ۲۵۸، شماره ۲۰۴۸۶.
3.. همان، ج ۱۱، ص ۲۵۷ ـ ۲۵۹.
4.. براي آگاهي از موضع منفي مَعمَر نسبت به امويان و معلمش زُهري نک.
Erling Ladewig Petersen, “Studies on the Historiography of the ‘Ali-MuAwiya Conflict”, Acta Orientalia (Copenhagen) ۲۷ (۱۹۶۳) ۸۳-۱۱۸, esp. ۱۰۲-۱۰۳.
5.. معمَر بن راشد در عبدالرزاق صنعاني، ج ۱۱، ص ۲۵۸ـ۲۵۹، ش ۲۰۴۸۷؛ ابنسعد، جلد ۲، جزء ۲، ص ۱۳۵؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۱۰۷؛ الذهبي، تذکرة الحفاظ، ج ۱، ص ۱۰۹؛ قس با مقالهي يوزف هورويتس با عنوان (نخستين سيرهنگاريهاي نبوي و مؤلفان آنها) در زير:
Josef Horovitz, “The Earliest Biographies of the Prophet and Their Authors”, Islamic Culture ۲ (۱۹۲۸), ۴۶-۴۹.