187
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

۱. «اسماعيل (بن عُلَيّة) گفت. با کتابت مخالفت مي‏شد (کرِهُوا الکتابَ)، زيرا مردمانِ پيش از ايشان (يعني اهل کتاب) به کتاب‏هايشان متکي بودند و آن‏ها را مي‏ستودند؛ لذا همه نگران بودند که مردم به واسطه آن‏ها (يعني کتاب‏ها) از قرآن منحرف شوند».۱
۲. «احمد بن حنبل گفت. أکرَهُ الکتَابَةَ عَمَّن أجَابَ فِي المِحنَةِ؛ از نگارش آنچه که فردي در دورة محنت گفته است، کراهت دارم».۲
۳. (علقمة بن وقّاص) [۲۲۹] پرسيد. آيا نمي‏داني که کتابت مکروه است؟ (أنَّ الکتَابَ يُکرَهَ؟) او (يعني مسروق) پاسخ داد. بلي مي‏دانم؛ تنها مي‏خواهم آن‏ها (يعني احاديث) را از بر کنم و سپس بسوزانمشان».۳
۴. «ابراهيم (النخعي) از نگارش حديث در دفترچه‏هاي يادداشت کراهت داشت؛ کانَ يَکرَهُ أن يَکتُبَ الحَدِيثَ في الکرَارِيسِ».۴
در تمام اين نمونه‏ها اگر کتاب [يا کتابة] را به «روش نقل روايت به صرف استنساخ [متون مکتوب]» ترجمه کنيم، مفيد معنايي نخواهد بود. اين نکته در ترجمة سرفصل‏هايي اين چنين هم صادق است. (باب ذکر کراهية کتاب [?] العلم وتخليده في الصحف)۵ و (باب ما جاء في کراهية کتاب العلم)؛۶ زيرا احاديثي که در اين باب‏ها آمده، در مخالفت با کتابت و نگارش است، نه روشِ «کتابة» در نقل حديث.
ضميمة تشريحي دوم: آيا زُهري مجموعه‏اي حديثي به امر امويان تدوين کرده است؟
گلدتسيهر معتقد بود تمام گزارش‏ها از تلاش‏هاي عُمَر بن عبد‌العزيز در تدوين حديث را بايد گزارش‏هاي غير تاريخي دانست و کنار گذاشت. به نظر او، «اخلاف

1.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۷.

2.. ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۴، ص ۴۱۰.

3.. ابن‌عبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۶؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۹.

4.. دارمي، سنن، ج ۱، ص ۱۰۰. قس همين مقاله، پيشتر، ص [۲۱۶].

5.. ابن‌عبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۳.

6.. ترمذي، صحيح (بولاق، ۱۲۹۲ ق)، ج ۲، ص ۱۱۱.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
186

داشت: «نخستين فردي که علم (يعني حديث) را [در حجمي وسيع] گردآوري کرد و نگاشت ابن‌شِهاب بود: «أوَّل مَن دَوَّن العلمَ والکتابَ ابنُ‌شِهاب».۱ او که در پيشبرد انتشار حديث به صورت مکتوب نقش اصلي را عهده‏دار بوده (? ادامة مقاله)، ظاهراً در تمام دورة حياتش از اين کار خود در ترديد و رنج به سر برده است. اين نکته را از برخي منقولات که از او يا درباره او به دست ما رسيده است، مي‏توان دريافت. مهم‏ترين سخن زُهري که در اين باب بسيار مکرّر از او نقل شده چنين است:
کنَّا نَکرَهُ کتابَ العِلمِ حَتّي أکرَهنَا عَليهِ هؤلاءِ الاُمَرَاءِ فَرَأينَا ألّا نَمنَعَهُ أحَدا مِنَ المُسلِمينَ؛ ما از نگارش علم (يعني حديث) اکراه داشتيم، تا اين که اين حاکمان ما را به اين کار واداشتند. امّا اکنون بر اين نظريم که هيچ مسلماني را نبايد از اين کار (يعني نگارش حديث) منع کرد».۲
ضميمة تشريحي نخست در باب تعبير «کرِهَ الکتَابَ [?]» او با نگارش مخالف بود.
بي‏هيچ شک و ترديدي ترجمه بالا صحيح است، نه آن که سزگين چنين انجام داده است. «ما با نقل احاديث به شکل کتاب (يعني صرف نوشتن متون... بدون عرضه بر استاد و يا شنيدن از وي) مخالف بوديم».۳ بايد پذيرفت که کتاب [يا کتابة] مي‏تواند بر شکل ناموجّه نقل حديث به صورت استنساخ از متون مکتوب دلالت داشته باشد. مثالي براي اين معنا چنين است. «إذا حَدَّثَ [عمرو بن شعيب] عَن أبيهِ عَن جَدِّهِ فَهُوَ کتَابٌ وَمِن هُنَا جَاءَ ضَعفُهُ؛ وقتي عمرو بن شعيب از پدرش، و او از پدربزرگ نقل مي‏کند، روايت او «کتاب» است، و همين خود علت ضعف اوست».۴ اين نکته در همه جا صادق است؛ چنان که چهار مثال زير آن را نيک اثبات مي‏کنند:

1.. ابن‌عبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۷۳، ۷۶؛ ابونعيم، حلية الاولياء وطبقات الاصفياء (قاهره، ۱۹۳۲ ـ ۱۹۳۸)، ج۳، ص ۳۶۳؛ قس سزگين، GAS، ج ۱، ص ۲۸۰.

2.. مَعمَر بن‌راشد، در عبدالرزّاق صنعاني، المُصَنَّف، تحقيق حبيب‌الرحمن الاعظمي (بيروت، ۱۳۹۲ ق)، ج ۱۱، ص ۲۵۸، ش ۲۰۴۸۶؛ ابن سعد، ج ۲، جزء دوم، ص ۱۳۵؛ الخطيب البغدادي، تقييد العلم، ص ۱۰۷. براي منابع بيشتر قس. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۲۸۱.

3.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۲۸۱.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6302
صفحه از 534
پرینت  ارسال به